۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه


شکایت انگلیس به  شورای امنیت سازمان ملل متحد

برای یک پژوهش و گزارش کامل از هر رویداد و پدیده ای اجتماعی، مانند  ملی شدن نفت،  آگاهی داشتن  تنها راه  دستیابی به واقعیت ها است. به همین دلیل اینجانب در تلاشم در حد امکان تا آن جا که مقدور است مدارک مستدل را حضورتان تقدیم دارم. دوری جستن از نوشتار های بی پایه و احساسی افرادی  مانند احمد انواری و عاشقان مصدق به دلیل آلودگی به دروغ. مرد م فریبی و احساساتی بودن، هیچ ارزش و سندیتی ندارد. بعد از این که مصدق اعتراض کرد دادگاه بین المللی لاهه صلاحیت رسیدگی ندارد و به ( قرار تأ مینیه )  هم که صادر کرده بود  ترتیب اثر نداد. دولت انگلیس به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت نمود.  شورای امنیت هم شکایت انگلیس را در دستور کار خود قرار داد. که بدین شرح است.

شرح ماجرای شورای امنیت سازمان ملل متحد

روز 14 مهر 1330 برابر با 1951 میلادی هیئت نمایندگی ایران که عبارت بودند از آقایان  الهیار صا لح -  دکتر علی  شایگان-  دکتر کریم  سنجابی-  حسین فاطمی دکتر بقائی- دکتر غلام حسین مصدق پسر مصدق-  احمد متین دفتری  برادر زاده و داماد مصدق-  دکتر سپهبدی- بوشهری- مصطفی مصباح زاده- عباس مسعودی- محسن اسدی به ریاست محمد مصدق برای شرکت در شورای امنیت سازمان ملل متحد به نیویورک عزیمت کردند و مهندس کاظم حسیبی بعداً به دستور مصدق به آن ها ملحق شد. ملاحظه می شود 14 نفر هیئت نمایندگی ایران را تشکیل میدهد. در صورتی که در زمان رضا شاه برای چنین شکایتی که انگلیس کرده بود. هیئت دولت ایران را دو نفر تشکیل می داد. علی اکبر داور و حسین علاء. لذا  ملاحظه می شود تفاوت از کجا تا به کجاست. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

اولین جلسه شورای امنیت

در اولین جلسه مصدق مقداری از نطق خود را به زبان فرانسه خواند (  برای خود نمائی ) و بقیه را که به زبان انگلیسی بود به الهیار صالح داد تا بخواند. نطق مصدق تشریح وضع کار گران ایرانی بود که در کمپانی نفت در آبادان با فقر و فلاکت بی حد و حساب زندگی می کنند و حتی از ضروریات اولیه زندگی محروم بوده اند و نکته اساسی نطق ایشان این بود که شورای امنیت سازمان ملل برای رسیدگی به مسئله نفت ایران صلاحیت ندارد و اضافه کرد دلیل این مطلب هم بسیار ساده است زیرا منابع نفت ایران نیز مانند رود خانه ها و کوه های آن کشور متعلق به مردم ایران است. لذا بر طبق مندرجات فصل دوم منشور  سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل از مداخله در امری که جنبه داخلی دارد باید خودداری کند. مأخذ نطق مصدق در سازمان ملل. کتاب تاریخ جامع ملی شدن نفت.

توضیح لازم: منطق و دیدگاه و استدلال مصدق بکلی مردود است. هرگز نمی توان کوه و دشت و رود خانه را با مسئله نفت تشبیه و مقایسه کرد. زیرا صنعت عظیم نفت احتیاج به تخصص- سرمایه ابزار و آلات فنی دارد با کوه و رود خانه خیلی فرق دارد.

در صنعت نفت توسط کمپانی ها میلیونها دلارسرمایه گذاری می شود گاهی سال ها وقت صرف تحقیق می شود تا بتوانند محلی که نفت دارد را کشف کنند. همان طور که نمایندگان دارسی در سال 1901 امتیاز نامه نفت را امضا کردند ولی بعد از هفت سال یعنی در سال 1908 حفر چاه به نفت رسید.

ملاحظه میشود محمد مصدق تشبیه بسیار ساده و عامیانه را مثال زده است آن هم در شورای امنیت سازمان ملل متحد.

نکته دیگر این است. وقتی با کمک متخصصین نفت در زمینی پیدا می شود کشف کننده به موجب قرار داد دارای حقوقی است که در مورد رود خانه و کوه چنین حقوقی وجود ندارد..

جلسه دوم شورای امنیت سازمان ملل متحد

 جلسه دوم شورای امنیت در 23 مهر ماه 1330 برابر با 1951 تشکیل گردید.  مصدق ضمن نطق خود که با لحن تندی ایراد کرد گفت من چنین استنباط کرده ام که نه به مصلحت نمایندگان ایران و نه صلاح اعضای شورای امنیت است که هیئت نمایندگی ایران در جلسه بماند و اگر بخواهیم مطابق با حقیقت صحبت کنیم باید بگویم کلیه اختلافاتی که بین کشور من و انگلیس وجود داشته راجع به کوشش انگلیس به نقض مقررات بین المللی و مداخله آن دولت در امور داخلی ایران است. اکنون تنها مسئله ای که راجع به تأسیسات نفت حل نشده است این است که مبلغی باید به عنوان غرامت به شرکت سابق پرداخت و این مسئله ای است مربوط به شرکت سابق و به هیچ وجه ربطی به دولت انگلیس ندارد.

خلاصه مصدق اظهار داشت لازم می دانم قبل از ترک جلسه  بگویم هیئت نمایندگی ایران نه با قطعنامه انگلیس و نه با هیچ پیشنهاد اصلاحی دیگر موافقت نخواهد کرد زیرا اصولاً شورای امنیت برای رسیدگی به مسئله نفت ایران صلاحیت ندارد.

جلسه  سوم  شورای  امنیت

جلسه سوم شورای امنیت در 24 مهر ماه 1330 برابر با 1951 تشکیل گردید. نماینده امریکا گفت دولت آمریکا از رویه دولت انگلیس و قطنامه اش در مورد نفت کاملاً پشتیبانی می کند و بیانات نماینده ایران و شوروی را دایر بر این که شورای امنیت صلاحیت رسیدگی به مسئله نفت ایران را ندارد را مورد انتقاد قرار داد. در این هنگام مصدق تلگرافی را قرائت کرد که نشان می داد  تمدید امتیاز ویلیام ناکس دارسی در سال 1933  زمان  رضا شاه.  وزیران  و  نمایندگان  که  به آن رأی  داده اند  آزادی  عمل نداشته اند و چنانچه از امضای قرارداد خودداری می کردند به زندان می افتادند. لذا امتیازی که با چنین شرایطی داده شود نمی تواند صحیح باشد زیرا که عمل با زور و اکراه صورت گرفته است.

مصدق  موقع خروج  از جلسه  به مخبرین  جراید گفت  دیگر  به جلسه شورای  امنیت نخواهد آمد.

جلسه  چهارم  شورای  امنیت

جلسه چهار شورای امنیت در 26 مهر ماه 1330 برابر با 1951 بدون حضور هیئت نمایندگی ایران تشکیل شد. و با اینکه دبیر کل سازمان ملل متحد برای آخرین بار نزد مصدق رفت و ایشان را دعوت به حضور در جلسه شورای امنیت کرد ولی مصدق و نمایندگان ایران حاضر به شرکت در جلسه نشدند. در این جلسه الکساندر بیلر نماینده یوگسلاوی رسماً اعلام کرد که از قطعنامه انگلیس پشتیبانی نخواهد کرد. تسوان نماینده فرانسه پیشنهاد کرد شکایت انگلیس در شورای امنیت مسکوت بماند تا دادگاه لاهه فرصت کند در باره صلاحیتش رسیدگی کرده و تصمیم مقتضی اتخاذ نماید. نماینده انگلیس هم با این پیشنهاد موافق بود. لذا به پیشنهاد فرانسه اعلام رأی شد. در نتیجه با 8 رأی موافق و یک رأی ممتنع یوگسلاوی و یک رأی مخالف شوروی پیشنهاد فرانسه تصویب شد و نماینده هندوستان هم در جلسه شرکت نکرده بود.

نکته قابل توجه این است که نماینده انگلیس با مسکوت ماندن شکایت انگلیس موافق بود. لذا می توان چنین نتیجه گرفت،  چون مسکوت ماندن شکایت سبب به درازا کشیده شدن مسئله ملی شدن نفت ایران است همان چیزی بود که انگلیس خواهان آن بود.

قدری فکر کنیم برای ایران چه نفعی داشت جز این که مجدداً مسئله ملی شدن نفت بلاتکلیف روی دست ملت ایران ماند.

چرا  شوروی از حق  وتو خود  استفاده  نکرد

می دانیم شوروی سابق دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. لذا اگر نماینده شوروی به حقانیت ایران واقف بود و موافقت های پنهانی با دولت انگلیس نداشت، شکایت دولت انگلیس را وتو می کرد و به این نمایش چندش آور پایان می داد ولی این کار را نکرد و دیدیم که چطور ایران را مانند توپ فوتبال از دادگاه لاهه به شورای امنیت سازمان ملل متحد و از آن جا دوباره به دادگاه لاهه پاس دادند و طبق نظر تماشا چیان این  بازی  مانند  کاظم  حسیبی- حسین  مکی-  کریم  سنجابی  بی بو و بی خاصیت به نفع انگلیس پایان یافت. نیرنگ بازی- حیله گری- ریا و تزویر و مهارت در مردم فریبی مصدق در این جا به خوبی نمایان است. جبهه ضد ملی ها این عجوبه روزگار را قهرمان شکست نا پذیر  نا میدند و در طبل تو خالی تا توانستند کوبیدند و برای پیروزی های واهی  او در خیابان ها به رقص و پاکوبی پرداختند.

سوالی که بی جواب مانده است:

چرا محمد مصدق هزینه سنگین 14 نفر  را ایجاد کرد و حدود یک سال و چند ماه وقت ملت ایران را تلف کرد که فقط بگوید دادگاه بین المللی لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد صلاحیت رسیدگی ندارند. چرا از طریق دادگاه های ایران و یا از طریق دادگاه ها و مراجعی که از نظر مصدق  صلاحیت داشتند علیه شرکت نفت و یا دولت انگلیس هیچ شکایت و اقدامی  نکرد. از همه مهمتر چرا مصدق دوباره  به همان  دادگاه  لاهه  که صلاحیت  ندارد می خواهد برود. پس باید گفت تمام اقدامات مصدق  سر گرم کردن و بازی دادن و خیانت به ملت ایران بوده است.

حضور دومین  بار  ایران  در  دادگاه بین المللی  لاهه

مصدق برای شرکت دومین بار در دادگاه لاهه علاوه بر هیئت اعزامی دو وکیل به نام های ، هنری رولن و مارسل اسلوزنی از اهالی بروکسل بلژیک را برای کمک به پیشبرد دفاع از حقانیت ایران در دادگاه لاهه را استخدام کرد. رسیدگی شروع شد مصدق نطق کوتاهی به طور خلاصه در مورد  دخالت  انگلیس  در امور داخلی  ایران  و  تشریح  رفتار  و  وضع کار کنان ایرانی در شرکت نفت را مطرح کرد. و بعد هنری رولن با لایحه ای که سراسر آن را اشارات حقوقی تشکیل می داد چنین اظهار نظر کرد. آنچه شرکت نفت انگلیس و ایران ( A.I.O.C ) می تواند ادعا کند تقاضای غرامت کامل و عادلانه است. و ایران نیز نه عنوان یک کشور پشتیبان قانون و عدا لت تعهد کرده آن را بپذیرد. یعنی ایران باید غرامت بدهد. عاشقان مصدق و جبهه ضد ملی ها. باید بدانند این ها شیادی، عوامفریبی و خیانت محمد مصدق به ایران و ملت ایران است.

وضعیت  وکلای  عضو  دادگاه  لاهه

مصدق در کتاب خاطرات و تألمات خود گفته است. با دفاع مؤثر پرفسور رولن،   قاضی انگلیسی هم به حقانیت ایران رأی داد.

دیوان دادگستری لاهه از 14 قاضی از ملیت های مختلف به عنوان وکلای عضو دادگاه لاهه تشکیل می شود. لذا آن ها برگزیده دولت های خود نیستند. در آن زمان یکی از 14  قاضی،  انگلیسی تبار بود. لذا این قاضی انگلیسی تبار وکیل انگلیس نبود که مصدق در کتابش او را وکیل انگلیس معرفی کرده است که از طرف انگلستان به دادگاه آمده باشد تا از منافع انگلستان  دفاع کند. لذا  مصدق با  این   مهملات  سر ملت  ایران را گرم  می کرد تا به افکار پلید و خائنانه او پی برده نشود.. این عادت جرثومه  مصدق است.

کوه  موش  زائید

اهمیت موضوع و اقدامات مصدق مرا بیاد ضرب المثل کوه موش زائید انداخت. برای  کار های بزرگ و  مهم که نتیجه کوچک و بی اهمیت و پیش پا افتاده حاصل می شود اصطلاح کوه موش زائید به کار برده می شود. این مثل  در رابطه با رفتن مصدق به دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد و بردن هیئت نمایندگی ایران با یک هواپیما و بوق و کرنا و استخدام دو وکیل بلژیکی. نتیجه همه این نمایشات مشمئز کننده  موش کوچکی بود که از دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد خارج شد. که این دو سازمان صلاحیت رسیدگی به اختلاف و دعوای بین ایران و شرکت نفت و یا دولت انگلیس را ندارد  و دیگر هیچ!!

اقداماتی که  مصدق  می توانست  انجام  دهد که  نداد

مصدق در دادگاه لاهه  و شورای امنیت سازمان ملل متحد می توانست ثابت کند به علت تخلفاتی که شرکت نفت انگلیس و ایران انجام داده است ایران حق داشت صنعت نفت خود را ملی کند.

 مصدق می توانست به موجب امتیاز نامه دارسی و قرارداد 1933 نسبت به کار آموزی کارگران ایرانی اقدام کند ولی هیچ عملی انجام نداده بود.

مصدق می توانست نسبت به شرایط زندگی کار گران شرکت نفت که بقول خودش مانند حیوانات بود اعتراض کند. که نکرد.

مصدق می توانست ده ها و صد ها نمونه ارائه دهد  نسبت به دخا لت نمایندگان شرکت نفت و یا دولت انگلیس در امور ایران و  شدیداً اعتراض کند. که نکرد.

شورای امنیت سازمان ملل متحد فرصت بسیار خوبی بود که مصدق می توانست به شورای امنیت علیه دولت انگلیس شکایت کند. زیرا با شکایت ایران دولت انگلیس رسماً تحت فشار افکار جهانیان قرار می گرفت و مسلماً شورای امنیت ناچار می شد در این مورد اقدامی کند. آن اقدام هر چه بود مطمئناً به زیان ایران نبود. این فرض وجود د اشت یکی از دولت ها که حق وتو داشتند شکایت ایران را وتو می کردند که این خود پیروزی بزرگی برای ایران بود. افسوس و صد افسوس که مصدق عوامفریب و خائن آگاهانه  شکایت نکرد و در همان حا لت دفاعی ماند و با همان جمله ( دادگاه لاهه و شورای امنیت ) صلاحیت رسیدگی ندارند سر همه را گرم کرد و حدود یک سال و نیم مسئله ملی کردن نفت را بلاتکلیف روی دست ملت ایران باقی ماند.

آن چه بر همه این ها باید اضافه شود استخدام هنری رولن است که مصدق او را با دستمزد سه هزار دلار به عنوان وکیل ایران استخدام کرده بود که فقط نظر دهد که ایران باید غرامت کامل دهد. این اظهار نظر را نه مصدق و نه هیچ یک از هیئت اعزامی  ایرانی در آن مقطع زمان که تب ملی کردن نفت ایران را گرفته بود را نمی توانستند بگویند. یکی از ریزه کاری های مصدق گجستک این بود که مهره ها را طوری می چید که هم نظرش تأمین شود و هم هیچ کس متوجه عوامفریبی و خیانت او نشود.

تعجب در این است هیئت 14 نفره  همراه مصدق  به قول پسرش سیاهی لشکر چه در دادگاه لاهه و چه در شورای امنیت سازمان ملل متحد  کوچکترین اظهار وجود نکردند هر چه مصدق گفت و انجام داد آن ها کور کورانه دنبال کردند و سر گرم گردش و تفریح و خرید سوغات خود بودند.

نتیجه گیری:

ضمن بررسی تمام مطالب و ماجرا ها می توان نتیجه گرفت اگر انگلیس ها نتوانستند به وسیله حسین علاء ( نخست وزیر وقت ) و محمد رضا شاه پهلوی  لایحه ملی شدن نفت را به تأخیر اندازند ولی بوسیله عمله و مزدور خود محمد مصدق با نمایش در دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد مسئله ملی شدن نفت را به تأخیر انداختند. ارائه سندی بحث را مستحکم تر می کند.

 خبر گزاری رویتر در مورد رأی دادگاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد چنین نظر صریح را گفته است.

این بازی های سیاسی بنا بر موافقت های پشت پرده انگلیس با  شوروی- فرانسه و آمریکا  سبب به درازا کشیدن مسئله نفت و تشکیل کنسرسیوم شد.

هیچ محقق و هیچ  مورخ  تاریخ شناسی  نمی تواند  منکر گرایش های  وسیع   محمد مصدق به انگلستان گردد.

ماجرای ملی شدن نفت و دستاورد های آن توسط مصدق تا حدودی بیان شد اگر به قرارداد کنسرسیوم اشاره ای نشود داستان ملی شدن نفت کامل نخواهد بود.  این بحث ادامه دارد.

به امید  بیداری  و آگاهی ملت ایران  و شناخت خائن ها

 

۱۳۹۱ شهریور ۲۸, سه‌شنبه


اولین حضور ایران در دادگاه بین المللی لاهه از دید تحقیقی

بعد از تصویب قانون ملی شدن نفت. دولت انگلستان وقتی نتوانست توسط حسین علاء  نخست وزیر وقت  و محمد رضا شاه پهلوی ملی شدن نفت را به تأخیر و یا به درازا بکشاند برای رسیدن به هدف خود دست به چند حقه سیاسی زد. ابتدا می باید اقدام به آماده کردن حقوقی علیه ایران در دادگاه های بین المللی بزند به همین دلیل به دادگاه بین المللی لاهه شکایتی بدین شرح تسلیم نمود.

 دولت ایران با قانون ملی شدن نفت مفاد امتیاز نامه سال 1933 میلادی را نقض کرده لذا اقدام ایران غیر قانونی است و دولت ایران باید غرامت بدهد. مصدق با کمک گروهی از حقوق دانان لایحه ای تنظیم کرد با این استدلال که دادگاه بین المللی لاهه فقط صلاحیت به دعاوی مربوط به قرار داد و عهد نامه های منعقده بین دولت ها را دارد. چون دعوا بین دولت ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران است صلاحیت رسیدگی به دعوا را ندارد. لذا دادگاه لاهه برای صلاحیت رسیدگی خود به دعوای طرح شده با مراجعه به قوانین و مقررات مختلف یک تصمیم موقت به این شرح اتخاذ کرد که عجالتاً انگلستان و ایران باید از توسل به اقداماتی که ممکن است به بهره برداری صنعتی و تجاری نفت لطمه بزند خودداری کنند و در آمد خالص شرکت در بانکی که دادگاه معین کند به عنوان سپرده نگهداری شود که مصدق در کتابش آن را اقدامات تأمینیه نام برده است.

بررسی دادگاه بین المللی لاهه

وقتی به گذشته بنگریم و جریان وقایع ملی شدن نفت را مرور کنیم رزم آرا ترور می شود و حسین علاء نخست وزیر شده است. و متعاقب آن ناگهان آشوب و اغتشاش ایران بخصوص مناطق نفت خیز را فرا می گیرد و حسین علاء استعفا می دهد. در این زمان جمال امامی مهره شناخته شده انگلیس مصدق را برای نخست وزیری به مجلس شورای ملی پیشنهاد می کند و مصدق هم با این شرط که مجلس قانون ملی شدن نفت را تصویب کند پیشنهاد نخست وزیری را می پذیرد. لذا کمتر از یک ساعت مصدق رأی اعتماد می گیرد و هم قانون ملی شدن نفت که خیلی مهم بوده را با عجله به تصویب می رسد  و  از همه   مهمتر مصدق نهضت  ملی شدن نفت را  تحت کنترول خود در می آورد. وقتی همه این ماجرا ها را  در کنار هم قرار گیرد در می یابیم تمام آن ها دانه های زنجیر توطئه انگلیس است برای رسیدن مصدق به نخست وزیری تا توسط او به هدفش که توسط حسین علاء و محمد رضا شاه نتوانسته بود به دست آورد توسط مصدق جامه عمل بپوشاند. خواننده گرامی غیر از این است؟

به همین دلیل مصدق کنترول نهضت ملی شدن نفت را تا روز آخر حکومتش در دست داشت و به تنهائی یکه تاز میدان بود و از وجود کمیسیون نفت هیچ استفاده نکرد. لذا در مورد به درازا کشیده شدن قانون اجرای ملی شدن نفت و حضور ایران در دادگاه بین المللی لاهه پرده اول توطئه انگلستان در داد گاه لاهه و شورای امنیت سازمان ملل متحد است که باید با دید تحقیقی ماجرای آن ها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اگر مصدق در دادگاه لاهه ضمن احترام گذاشتن به تعهدات بین المللی از دادگاه لاهه بدون اتلاف وقت غرامت مورد ادعای انگلستان را زیر نظر دادگاه لاهه مورد بررسی قرار می گرفت با اجحافی که شرکت نفت انگلیس و ایران از سال 1312 خورشیدی برابر با 1933 میلادی برابر 20 سال انجام داده بود به اضافه 16 در صد حق الامتیاز مالکیت مطمئناً غرامتی  پرداخت نمی کرد و یا با شرایط بسیار خوبی متعهد به پرداخت غرامت می شد و مانند کشور مکزیک از فروش نفت پول بیشتری به دست می آورد و جلوی حقه های سیاسی انگلیس گرفته می شد ولی مصدق راه دیگری پیمود که حاصلش همان به درازا کشیده شدن قانون اجرای ملی شدن نفت بود. مصدق با کمک گروهی از حقوق دانان ایرانی کوشید که استدلال کند دادگاه لاهه صلاحیت رسیدگی ندارد و دیگر هیچ و دادگاه لاهه هم تصمیم موقت که مصدق اقدامات تأمینینه نامیده است را صادر کرد. ملاحظه می شود دولت ایران از اقدام مصدق نه تنها کوچک ترین نتیجه مثبت به دست نیاورد بلکه زیر سوال هم قرار گرفت. ولی دولت انگلستان  با این ترفند محمد  مصدق توانست هم کار استخراج و فروش نفت و هزینه هائی که کرده است را بدست آورد و هم قانون اجرای ملی شدن نفت را برای مدتی نا معلوم بلاتکلیف پیش روی ملت ایران به درازا بکشاند. افزون بر این ها اگر مصدق واقعاً هدف بهره برداری تبلیغاتی نداشت می توانست به وسیله نامه رسمی بگوید دادگاه بین المللی لاهه صلاحیت رسیدگی ندارد و از هزینه زیاد هم صرفه جوئی کند. ولی در رأس هیئتی به دادگاه لاهه رفتن و در هر فرصتی مصاحبه ای با خبرنگاران انجام دادن برای مصدق عوامفریب لطف دیگری داشت. این بحث ادامه دارد.

به امید بیداری ملت ایران  و  رسوا  شدن  خائن  ها

   

۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه


ماجرای دادگاه لاهه به روایت دکتر  امیر اصلان افشار

طبق مقررات دادگاه بین المللی لاهه به شکایاتی که از طرف کشوری مانند انگلستان که بر علیه کشور دیگری مانند ایران ارائه می شود دیوان دادگستری لاهه برای دولت مقابل یعنی دولت ایران مهلت پاسخگوئی تعین می کند. دولت انگلستان شکایت خود را داده بود. دولت ایران برای پاسخ گوئی یا دفاع از خود حد اکثر یک ماه ونیم فرصت داشت تا جواب یا لایحه دفاعی خود را به دادگاه لاهه بدهند. سفیر ایران آقای حسین  نواب از یک ماه پیش  مرتب تلگراف رمز به ایران می فرستاد و خواهش می کرد جواب یا لایحه دفاعی خود را به دقت تهیه کنید تا در روز و ساعت مقرر در این جا باشد. آقای نواب مرتب یاد آوری می کرد 3 هفته مانده، 2 هفته مانده، 10 روز مانده،  مرتب تلگراف پشت تلگراف فرستاده می شد که به موقع لایحه دفاعی را بفرستند. ولی تا دو روز به پایان مهلت قانونی هیچ جوابی از تهران نیامده بود. آقای نواب دوباره تلگراف فرستاد که دو روز بیشتر نمانده، بالاخره به تلگراف آقای نواب جواب داده شد که به  عللی  صلاح  نبود  لایحه  دفاعی  بوسیله  شرکت  هواپیمائی  ک .  ال . ام ( K . L . M ) فرستاده شود. زیرا مصدق فکر می کرد در ایران همه جاسوس انگلیس هستند. ( به نظر من که این مطالب را برای شما باز گو میکنم  بقول معروف  عذر بد تر از گناه میباشد زیرا مصدق می توانست توسط یکی از افراد مطمئن هزار فامیل خود لایحه دفاعی را به موقع به دست مسئولان سفارت ایران در لاهه برساند بهر حال ) لایحه دفاعی بوسیله دکتر شایگان و آقای اصغر پارسا و آقای حسن صدر حاج سید جوادی فرستاده  شد. و آقایان با شرکت هوا پیمائی Iranian  Airways به آمستردام میروند  و به گفته هوا پیمائی در ساعت 7 صبح در آنجا خواهند بود. حالا آقایان چه روزی می رسند؟ همان  روزی که بایستی ساعت 4 بعد از ظهر  لایحه دفاعی  به دیوان داد گستری لاهه تحویل داده شود و رسید گرفته شود. در روز موعود من ( یعنی آقای امیر اصلان افشار ) و آقای حسین شهریار ساعت 7 صبح در آمستردام بودیم. مسافران همه خسته و کوفته رسیدند چون تمام شب در راه  بودند. این سفر هیئت ایرانی  فقط برای دادن لایحه دفاعی ایران  به داد گاه لایحه بود. بهر حال در سفارت آقای نواب با قهوه و شیرینی از آقایان شایگان و صدر حاج سید جوادی و پارسا پذیرائی کرد تا این که بعداً لایحه دفاعی را برسانیم به دادگاه. آقایان که قهو ه شان را خوردند ( وقت هم دارد همین طور تند تند می گذرد ) آقای نواب گفت لایحه دفاعی را بدهید تا دکتر امیر اصلان افشار قبل از ساعت 4 برساند به دادگاه لاهه و رسید بگیرد. دکتر شایگان که وزیر کابینه و رئیس این هیئت بود کیفش را باز کرد تا متن لایحه دفاعی را در بیاورد. وقتی که کیفش را باز کرد نگاه کرد هی ورق زد! تمام کاغذ ها را بیرون آورد اما لایحه دفاعی دولت ایران در آن نبود! دکتر شایگان رو کرد به آقای پارسا و گفت من لایحه را به شما داده بودم؟  آقای پارسا گفت کی شما لایحه را به من دادید ! ؟ متن لایحه نزد خودتان بود و قرار بود شما آن را حفظ کنید تا دست کسی نیفتد؟ دکتر شایگان بر گشت و از آقای حسن صدر حاج سید جوادی پرسید. آقای حسن صدر حاج سید جوادی هم گفت آقا من که اصلاً کارمند وزارت خارجه نیستم. من یک وکیل حقوقی از وزارت دادگستری هستم و آمده ام تا از مسائل حقوقی ای که در این جا است با خبر شوم، بهر حال هر سه آقایان به لاهه آمده بودند بدون لایحه دفاعی دولت ایران.

آقای نواب با عصبانیت گفت آقایان شما از تهران راه افتاده اید خودتان را به این جا رسانده اید. هیچ کدام از شما به فکر آوردن لایحه نبودید من به دادگاه لاهه چی بگویم؟ بعد عصبانی شد گفت خاک بر سر همه تان ! شما ها می خواهید نفت را ملی کنید شما ها می خواهید شرکت ملی نفت ایران را مانند شرکت های بین المللی نفت  دنیا اداره کنید. آن قدر عرضه ندارید که چند  ورق کاغذ را با خودتان بیاورید تا این جا از خودتان دفاع کنید! حالا بنده این جا چه کار کنم؟ بجز خجالت،چی بگویم؟

آقای دکتر امیر اصلان افشار که واسطه این کار بود، می گوید آقای نواب اجازه بدهید راهی پیدا کنیم تا به نحوی این موضوع را به تهران خبر بدهیم، برای اینکه تلفن هم با امکانات امروز وجود نداشت. بالاخره به تلفنخانه مرکزی شهر تلفن کردیم و گفتیم که این یک تلفن دولتی است و فوق العاده مهم و اضطراری است و هر چقدر هم هزینه اش باشد سفارت ایران پرداخت خواهد کرد خواهش می کنم هر طور شده ارتباط تلفنی با تهران را بر قرار کنید. تقریباً یک ساعتی گذشت تا تلفن زنگ زد و تهران جواب داد. آقای محمود اسفندیاری رئیس دفتر آقای سید باقر کاظمی وزیر خارجه پای تلفن بود. آقای نواب گفت آقای اسفندیاری به آقای کاظمی وزیر خارجه بگوئید رو سفید شدید  سه تا آقایان عاقل و بالغ را فرستادید به این جا که لایحه دفاعی را بیاورند. هر سه آمدند، چای و قهوه، و شیرینی هم خوردند ولی معلوم شده که اصلاً یادشان رفته متن لایحه را با خودشان بیاورند بالاخره پای تلفن  صحبت شد که چکار باید کرد. بعد آقای نواب گفت ممکن است لایحه را از پشت تلفن  خواند و این جا نوشت. آقای اسفندیاری گفت آخه متن 4 5  صفحه است و به زبان انگلیسی است. چه طور می شود نوشت  ؟ آقای نواب گفت،  آقای اصلان افشار این کار از دست شما ساخته است. لطفاً بروید و به دادگاه لاهه بگوئید که اگر ممکن است یک سکرتر تند نویس انگلیسی دان به ما قرض بدهند. آقای دکتر امیر اصلان افشار به دادگاه لاهه پیش آقای دو بو آن  ( De baua nt ) معاون دیوان دادگستری لاهه رفت و به دستور او خانم سکرتر تند نویسی با آقای امیر اصلان افشار به سفارت آمد. با زحمت زیاد دوباره توانستیم با تهران تماس بر قرار کنیم و از تلفن خانه خواهش کردیم که این مکالمه را قطع نکنند برای اینکه ما کار دولتی خیلی خیلی مهمی داریم. بعد در تهران تصور می کنم  آقای پویائی که انگلیسی دان درجه یک وزارت خارجه بود آمد پشت تلفن و این  لایحه 4 5 صفحه را به انگلیسی می خواند و این خانم هم تند تند استنو گرافی می کرد و می نوشت. حالا چقدر غلط نوشته و چقدر درست نوشته و چه لغت هائی را فهمیده یا نفهمیده بحث دیگری است زیرا این خانم چند بار گفت نفهمیدم این لغت را دوباره بگوئید. بالاخره باز نویسی لایحه دفاعی تمام شد و تازه می بایست ماشین می شد. همان خانمی که استنوگرافی کرد تقریباً حدود ساعت 3و نیم بعد از ظهر لایحه دفاعی را بردم تحویل دیوان دادگستری لاهه دادم و رسید گرفتم این همه بدبختی سر ما آمد بخاطر یک بی توجهی.

از روزی که پاسخ دفاعی ایران را تقدیم دادگاه کردیم تا روزی که دادگاه وقت تعین کرد یک ماه یا یک ماه و نیم فاصله بود. روز تشکیل جلسه دادگاه تعین شد و قرار شد محمد مصدق در این دادگاه شرکت کند. مصدق  به اتفاق یک گروه که تقریباً هوا پیما را پر کرده بودند، همه رفتند در هتل پالاس  که کنار دریا بود. آقای نصر الله انتظام هم  از آمریکا به هلند آمدند و در دادگاه حضور داشتند در این موقع آقای عبدالحسین مفتاح سر کنسول ما در هامبورگ که بعد اً معاون وزارت خارجه شد او هم با دو آلمانی از هامبورگ به لاهه آمد و گفت که می خواهم به اتفاق این دو نفر پیش مصدق برویم.

آقای مفتاح گفت این دو نفر آلمانی حاضرند به هر قیمتی که شده از ایران نفت بخرند. حالا مسئولیت با خودشان باشد یا نباشد ولی پولش را می دهند و شرکت های مهمی هم هستند. آقای دکتر امیر اصلان افشار جریان را به آقای نواب می گویند. آقای نواب هم به محمد مصدق گفت. مصدق گفت بیایند. در این زمان دولت مصدق فقط 10 محموله نفت فروخته بود که بسیاری از آن ها در بندر عدن توسط انگلیس ها توقیف شده بود ماجرای کشتی نفت کش روز ماری ( Rosemary )

آقای مفتاح آلمانی بلد نبود و احتیاج  به مترجم داشت که دکتر امیر اصلان افشار کار ترجمه را به عهده گرفت. آلمانی ها آمدند و گفتند که با توجه به این که کشتی روز ماری            Rosemary . و یک کشتی دیگر ایتالیائی را انگلیس ها توقیف کرده اند، با وجود این ما آماده ایم نفت بخریم و پولش را بدهیم و قرار داد ببندیم. مصدق خوشحال شد  و گفت فکر خوبی است. وقتی که برگشتیم به تهران در این مورد مطمئناً دستور خواهم داد که اقدام شود. خطاب به آقای مفتاح گفتند آقای مفتاح اگر این ها می خواهند قرار داد ببندند شما ببینید پیشنهادشان  را به چه نحو می خواهند به دست ما برسانند که ما هم اطلاع داشته باشیم. در همین موقع آقای مصدق گفتند صبر کنید، من یک مشاور دارم می گویم بیاید از او هم بپرسید. آقای مهندس کاظم حسیبی آمدند.  مفتاح با آقای حسیبی همین  موضوع را در  میان  گذاشت  ولی  حسیبی گفت آقا  ما که آدم  ها  را نمی شناسیم  مفتاح گفت من سرکنسول شما در هامبورگ هستم و این ها را می شناسم. حسیبی گفت ما که نمی شناسیم و نمی دانیم چه شرکتی هستند، شاید این ها بخواهند کاری بکنند که بعد اً موجب آبرو ریزی ما بشود .بالاخره آقای حسیبی تمام این ها را بهم زد و این آقایان  آلمانی دل سرد برگشتند. بعد آقای  مفتاح  به من گفت آقای  افشار !  من فکر می کنم حقیقتاً یک دستی در کار است که این کار انجام نشود بخاطر این که دیدید مصدق آمادگی داشت حسیبی بهم  زد و  این جریان هیچ  وقت  عملی  نشد.

روز قبل از دادگاه با آقای ثقته الدوله دیبا برادر نا تنی محمد مصدق و دکتر شایگان رفتیم در یک رستوران سوئیسی ناهار خوردیم.  و بعد راجع به لباس رسمی در دادگاه صحبت شد آقای دکتر امیر اصلان افشار گفت فردا که  دادگاه است باید لباس تیره بپوشید.  شایگان گفت من لباس تیره ندارم آقای  امیر اصلان گفت خوب شما مثل من لاغر  هستید من دو تا  لباس  تیره دارم  شما  یکی را بپوشید. وقتی شایگان رفت آقای ثقته الدوله  به  آقای  امیر اصلان  افشار  گفت  خاک  بر سرشان!  می بینی؟ این  ها می خواهند مملکت را بچرخا نند این شایگان شان آن هم مصدق برادر من و شروع کرد به انتقاد کردند.

محمد مصدق تا موقع تشکیل جلسه دادگاه با هیچ کس ملاقاتی نکرد. تنها کسی که با او دیدار داشت سفیر ایران آقای نواب و من (یعنی آقای دکتر امیر اصلان افشار بود ) محمد مصدق از اتاقش بیرون نمی آمد  و تماسی  هم  با کسی  نداشت.  ولی  بیشتر همراهانشان دائماً در گردش و خرید و تفریح بودند و همان طور که عرض کردم  بقول غلام حسین مصدق پسر محمد مصدق بیشتر سیاهی لشگر بودند. به عقیده دکتر امیر اصلان  افشار  محمد مصدق  لازم نبود  اصلاً یک  چنین هیئتی  را با  خود بیاورد 3 4 نفر از همکارانشان کافی بود    

توجه شود:  آقای  دکتر اصلان افشار تعریف می کند صبح روز بعد رفتیم به هتل.  مصدق حاضر و آماده بود.  خیلی  راحت  از هتل پالاس  بیرون آمد  و به  تنهائی سوار اتومبیل شد و به  دادگاه  لاهه آمد. ولی  وقتی از اتومبیل پیاده  شد چنان نشان داد که نمی تواند راه  برود و دو نفر زیر  بغل ایشان  را گرفتند،  که یکی  پسرش غلام حسین مصدق بود و دیگری آقای نواب سفیر ایران در هلند و مصدق لنگان لنگان داخل دادگاه شد و سر جای خودش  نشست.  در صورتی که   قبلاً  خیلی راحت  سوار اتو مبیل شده بود.

داستان نشستن مصدق  روی صندلی  نماینده انگلیس در دادگاه لاهه

( این قسمت از من محمد مجزا می باشد. جبهه ضد ملی ها و  شیفتگان  مصدق  و  فرصت طلبان  مردم  فریب برای شخصیت سا زی محمد مصدق همه جا  شایع کرده بودند روزی که جلسه  دادگاه  لاهه  تشکیل  شد.  مصدق  نیم  ساعت  زود تر به دادگاه می رود  و  روی صندلی  نماینده  انگلیس  می نشیند  و  رئیس  دادگاه  به  مصدق   می گوید   شما   اشتباه نشسته اید. این جای نماینده انگلیس است. پایان توضیح اضافی)

آقای دکتر امیر اصلان افشار در صفحه 111 کتاب خود در این مورد می گوید من تنها کسی بودم که در آن موقع از سوی سفارت ایران در هلند با دادگاه لاهه سر و کار داشتم. این که آقای مصدق قبلا جای نماینده انگلیس نشسته بودند.  یک شوخی تاریخی است و اساساً حقیقت ندارد. آقای مصدق موقعی وارد جلسه شدند که هیئت انگلیسی سر جای خود نشسته بودند. پایان گفته آقای دکتر امیر اصلان افشار.

( شرم و ننگ بر آن هائی باید که با پخش چنین دروغ ها. مردم فریبی می کنند )

داستان نطق مصدق:

چنین شایع بود نطق محمد مصدق در دادگاه لاهه را وکیل بلژیکی که مصدق استخدام کرده بود بنام  پرفسور هنری رولن نوشته است.   

آقای علی میرفطروس از قول کریم سنجابی در جائی خوانده بودند پرفسور رولن از نطق مصدق در دادگاه لاهه ایراد گرفته بود. آقای دکتر امیر اصلان افشار در این مورد چنین می گوید. اگر نطق مصدق را پرفسور رولن تهیه کرده بود ایرادی نمی توانست بگیرد. ایراد رولن به این جهت بود که شاید نطق مصدق را کس دیگری مثل کاظم حسیبی تنظیم کرده بود. پایان خاطرات دکتر امیر اصلان افشار. و لی بحث در مورد بقیه ماجرای ملی شدن نفت در شورای امنیت سازمان ملل متحد ادامه خواهد داشت.

به پایان آمد این داستان   حکایت هم چنان باقی است


۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه


تجزیه  و تحلیل نخست وزیر شدن نا گهانی  محمد  مصدق

در آن روز های تاریخی یک اتحاد و همبستگی بی مانندی در میان مردم ایران به وجود آمده بود و ملت ایران از نثار جان و مال در راه عظمت و سر بلندی ایران دریغ نداشتند. اگر رهبرانی وطن پرست، اندیشمند و شایسته داشتند که هدفی جز ملی شدن نفت نداشتند ملت ایران می توانست شگفتی بیافریند و هیچ دولتی چه داخلی ( مانند نخست وزیر ) و چه دولت های خارجی ( مانند انگلیس و امریکا ) نمی توانستند با هیچ نیرو و قدرتی این اتحاد ملت را بشکند و مقاصد شوم خود را بر ایران آن روز تحمیل کند.

تصویب اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اگر چه خیلی مهم و ارزنده بود ولی کافی نبود  و می باید در نهایت هوشیاری و آگاهی دنباله آن با جدیت، صمیمیت و وحدت نظر تمام طبقات پیموده می شد و در آن زمان بیش از هر زمان دیگری نیاز به اتحاد کلمه و تشریک مساعی و یگانگی و پیروی از نقشه واحدی برای نیل به هدف های بزرگی که در پیش بود لازم بود بخصوص در کادر رهبری که می بایست عاقلانه و با استفاده و بهره گیری از تجربه کشور هائی که قبل از ایران نفت خود را ملی کرده بودند مانند مکزیک و ونزوئلا بهره گیرند تا به پیروزی قطعی برسند و دریچه زندگی نوینی را به روی ملت باز کنند.

در علم فلسفه قانون بر این است هر گاه نسبت به موضوعی شک و یا تردید شود تحقیق، بررسی، و تجزیه و تحلیل را به دنبال می آورد و تعقل که پایه تحقیق است نقش بسیار مهمی در دستیابی واقعیت ها دارد. لذا بر مبنای این قاعده چون نسبت به نخست وزیر شدن ناگهانی مصدق شک و تردید هائی  وجود دارد به بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل می پردازیم. سوال در این است. چه شک و تردیدی. شک و تردید در این است وقتی به پرونده پر از عوامفریبی مصدق نگاه کنیم هر سمتی را با اختیارات تام وشرایط مخصوص قبول می کرد. مثلا محمد رضا شاه پهلوی هنگامی که ایران در جنگ دوم جهانی در  اشغال قوای بیگانه متفقین  بود در صدد بر آمد با محمد مصدق مشورت کند و او را به نخست وزیری منصوب کند. مصدق در جواب  با دو شرط  نخست وزیری را قبول می کرد.

شرط  اول:  گماشتن  مأمورین مسلح  برای حفظ  شخص او.

شرط دوم:  موافقت قبلی انگلیس ها  به این  انتصاب ! !  مأخذ کتاب مأموریت برای وطنم بقلم محمد رضا شاه پهلوی.

با توجه به توضیحاتی که در صفحات پیش داده شد می دانیم انگلستان برای به تأخیر انداختن، و یا به درازا کشیدن جریان ملی شدن نفت به حسین علاء- شاه و سفیر آمریکا مراجعه کرد. ولی نا امید و مأیوس گردید. لذا دست از تلاش بر نداشت توسط ایادی و نوکران و خائن های پشت بملت کرده خود اعتصابات و اغتشاشات را در ایران بخصوص در مناطق نفت خیز خوزستان را به پا کرد که سبب سقوط حسین علاء و نخست وزیر شدن مصدق شد. لذا این انتخاب نا به هنگام به شرح زیر مشکوک به نظر می آید.

1 اولین شک این است جمال امامی که معروف گردیده یکی از مهره های انگلستان است مصدق را برای نخست وزیری معرفی می کند.

2 به یاد داریم هنگامی که ایران در اشغال قوای متفقین ( روس و انگلیس ) بود محمد رضا شاه می خواست مصدق را به نخست وزیری منصوب کند،  مصدق موافقت قبلی انگلیس ها را نسبت به این انتخاب می خواست.

3 مصدق برای قبول هر شغل و مقامی قید و شرط می خواست مانند گارد مسلح، اختیار تام خواستن، موافقت انگلیس ها را می خواست ولی این بار که انگلستان به قول معروف به مناسبت قانون ملی شدن نفت در تنگنا قرار گرفته و برای این که بتواند خودش را با وضع پیش آمده آماده کند مصدق بدون هیچ قید و شرط نخست وزیری را می پذیرد.

4 هنگامی که حسین علاء می خواست کابینه خود را معرفی کند نمایندگان مجلس، او را زیر سؤال کشیدند که پدرش از شاگردان میرزا ملکم خان ارمنی و عضو تشکیلات فراماسونری بوده و اضافه کردند کسانی که عضو فراماسونر هستند مارک انگلیسی به پیشانیشان چسبیده است ولی نسبت به نخست وزیری محمد مصدق که نه تنها خودش بلکه بیشتر اقوام و اجدادش عضو فراماسونر بوده اند و به قول معروف مارک انگلیسی روی پیشانیشان چسبیده است سکوت کردند انگار که زبان در دهان نداشتند.

5 مصدق قبل از نخست وزیر شدن خود در روز 17 فروردین 1330 در مصاحبه مطبوعاتی با خبر نگاران خارجی صریحاً گفت. تصمیم مجلسین راجع به قانون اجرای ملی شدن نفت تنها در دست دولت صورت نخواهد گرفت زیرا کمپانی نفت به وسیله عمال خود که در همه جا هستند سعی می کند اجرای قانون را به تأخیر اندازد بنا بر این یک کمیسیون مختلط از نمایندگان مجلسین برای اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت مأموریت پیدا کند بیشتر به صلاح است. زیرا کمپانی در یک رئیس دولت بیشتر می تواند اعمال نفوذ کند تا یک کمیسیون مختلط از نمایندگان مجلسین. در این مصاحبه نکات مهمی که نشانگر افکار مصدق است به خوبی مشاهده می شود.

توجه شود:  مصدق در زمان  مصاحبه مطبوعاتی،  نماینده مجلس بود و حسین علاء  نخست وزیر.  مصدق می خواست به بهانه تشکیل کمیسیون  مختلط  نمایندگان مجلسین (مجلس شورای ملی و سنا ) که خودش هم یکی از نمایندگان در کمیسیون مختلط خواهد بود. کنترول قانون اجرای ملی شدن نفت را به دست گیرد و با بهانه تراشی های خود طبق خواسته انگلستان قانون اجرای ملی شدن نفت را به تأخیر و یا به درازا بکشاند و برای این که به گفته اش سندیت بیشتری دهد فلسفه اعمال نفوذ انگلیس در رئیس دولت را مطرح کرد.

نکته دوم:  مصدق نمی دا نست با زی انگلستان قرعه فال را به نام او خواهد زد تا در نقش نخست وزیر قانون اجرای ملی شدن نفت را به تأخیر و یا به درازا بکشاند. به همین دلیل در مقام نخست وزیر همه گفته های خود را که در مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران خارجی گفته بود فراموش کرد، و کنترول قانون اجرای ملی شدن را به تنهائی به دست گرفت و تمام مذاکرات و تصمیم گیری ها را او انجام داد بدون این که از نظرات هیئت دولت خود و یا یاران جبهه ملی اش استفاده کند. بلکه در خیلی مواقع اقدامات و تصمیمات خودش را از آن ها پنهان می کرد که باعث رنجش و ناراحتی آن ها  شد مانند حسین فاطمی وزیر امور خارجه اش.

6 مصدق علی الظاهر برای دفاع از حقوق ملت ایران در مقابل شرکت نفت دو بار به دادگاه بین المللی لاهه و یک بار به امریکا برای شرکت در شورای امنیت سازمان ملل متحد حضور یافت و در تمام مجامع بین المللی مصدق به طریقی عمل کرد که قانون ملی شدن نفت به درازا کشیده شود. البته در مقالات آینده مفصل در این موارد صحبت خواهد شد.

در محیط زیست بشر موجودات ریزی وجود دارند که با چشم معمولی دیده نمی شوند فقط با میکروسکپ قابل دیدن هستند. اعمال و اقدامات مصدق را هم با نگاه معمولی نمی توان تشخیص داد باید به حرکات و اقدامات او دقت کرد، موشکافی بشود تا به ریشه افکار پلید مصدق پی برد. در جریان سفر مصدق به دادگاه لاهه به خوبی می توان نمونه ای از طرز عمل موذیانه مصدق را مشاهده کرد.

توجه شود:  مصدق 13 14 نفررا به عنوان هیئت ایرانی همراه خود به لاهه می برد با وجود  این که افرادی با داشتن عنوان دکترای حقوق بین المللی مانند کریم سنجابی و چند نفر دیگر در هیئت ایران وجود داشتند مصدق  دو وکیل از اهالی  بلژیک استخدام می کند و فقط به هنری رولن3000 دلار دستمزد می دهد، حاصل کار این آقای وکیل در دادگاه بین المللی لاهه این بود که رأی دهد شرکت نفت انگلیس می تواند ادعای غرامت عادلانه  و کامل کند و دولت ایران هم تعهد کرده آن را پرداخت کند. آن روز ها هیچ کس به این فکر نیفتاد چرا مصدق وکیل خارجی انتخاب کرد و به عنوان وکیل ایران در دادگاه شرکت کرد و آن رأی را به نفع انگلستان صادر کرد. به این خاطر  بود که مصدق و یارانش  نمی توانست به این واضحی این رأی را بدهند ولی هنری رولن می توانست و مصدق هم در پایان کار یک قالیچه نفیس به او کادو داد. رأی هنری رولن در پرونده نفت دادگاه بین المللی لاهه در سال 1952 ثبت شده است.

مصدق هم طی نطقی که بیشتر انتقاد از محیط دیکتاتوری که منجر به امضای قرار داد     1933 شد نمود و در پایان گفت دادگاه بین المللی لاهه صلاحیت رسیدگی ندارد و پرونده مانند توپ فوتبال به شورای امنیت و دوباره به دادگاه لاهه حواله شد. حاصل همه این ها سرگردانی ملت ایران و اتلاف وقت شد. لذا با توجه به آن چه اتفاق افتاد می توان بگوئیم مصدق در جهت خواسته نظر انگلستان که می خواست قانون اجرای ملی شدن نفت به تأخیر و یا به درازا کشیده شود با این نمایشات در مجامع بین المللی مصدق توانست لیاقت و شایستگی خود را به دولتمردان جزیره اهریمنی انگلستان ثابت کند و سوگندی که هنگام عضویت در جامع آدمیت خورده بود که با تمام کوشش شاًن و حقوق انگلستان را محفوظ دارد را به خوبی انجام داده است.

نکته باریک تر از مو که می باید توسط میکروسکپ دیده شود استخدام هنری رولن به عنوان وکیل ایران و رأی به نفع انگلستان بود. راستی آن چه که با قلم ناتوان گفته شد مهارت می خواهد که مصدق به ملتی خیانت کند ولی مردم مصدق را رهبر بزرگ خود بدانند.

7- کدام یک از افراد مانند رزم آرا، حسین علاء و سید ضیاءالدین طبا طبا ئی غیر از مصدق می توانستند 28 ماه ملت ایران را بازی دهند و نگذارند پرونده ملی شدن نفت در مجامع بین المللی  مورد رسیدگی  قرار گیرد تا دنیا   بداند شرکت  نفت  چه  اقدامات غیر قانونی و اجحافی به ملت ایران کرده است.

8 مصدق برای اینکه به هدف های خود برسد و بتواند خدمت خود را به دولت فخیمه انگلستان انجام دهد باید محیط را نا آرام کند به قول معروف آب را گل آلود کند تا بتواند برنامه های خود را انجام دهد به همین دلیل در اولین قدم نخست وزیری خود بازی تحریک آمیز خود را به  نمایش گذاشت.در معرفی هیئت دولت خود به دربار تلفن کرد و گفت چون وزرای ما لباس رسمی ندارند و وسائل تهیه برای آنها فراهم نیست اجازه بدهید با همان لباس های عادی بیایند و معرفی شوند که محمد رضا شاه پذیرفت.

شاه و  مصدق هر دو دست از دنیا کشیده و به تاریخ  پیوسته اند. آیا این عمل مصدق بهانه ای بیش نبود. لذا می بینیم از همان لحظه اول نخست وزیریش به دنبال بهانه تراشی و ماجرا و شر به پا کردن بود تا انگیزه واقعی وظیفه خود را که به درازا کشیدن قانون ملی شدن نفت بود را از دید اندیشمندان و ملت ایران مخفی بماند.

به پایان آمد این دفتر حکایت هم چنان باقی است

  

۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه


بررسی  ملی  شدن  نفت  توسط  رضا  شاه 

هدف انجام هر کاری یا شخصی است و یا اجتماعی. در هدف شخصی رابطه بین هدف ومنافع حاصل از آن انحصاراً متوجه یک نفر یا یک گروه خاصی می باشد. اما در هدف اجتماعی اثر بخشی هدف متعلق به فرد و اجتماع است.

برای موفقیت در هر دو هدف چه شخصی و یا اجتماعی، آگاهی برای به نتیجه رساندن هدف،  بررسی و تجزیه و تحلیل مشکلات احتمالی که ممکن است در مسیر هدف به وجود آید، هم چنین  جو بین المللی، امکانات مالی و خیلی موارد دیگر لازم است پیش بینی شود. نادیده گرفتن این موارد امکان موفقیت هدف را مشکل می سازد و یا بطور کلی هدف با شکست روبر می شود.

هدف از تحریر این نوشتار این است چون لغو قرارداد نفت ایران یا بقول معروف ملی شدن نفت در دو مقطع زمان و به وسیله دو شخصیت، رضا شاه و محمد مصدق رهبری شده است. لازم است بررسی شود کدام یک دنبال هدف شخصی و کدام دنبال هدف اجتماعی بوده و دست آورد کدام ملی شدن در جهت منافع ایران بوده است.

داستان  لغو قرار داد  دارسی یا ملی شدن نفت در زمان  رضا  شاه

ماجرای لغو قرار داد دارسی و سیر وقایعی که به انعقاد قرار داد سال 1312 ( 1933 ) و تمدید امتیاز دارسی انجامید از مهم ترین وقایع دوران سلطنت رضا شاه است. از سال 1306 خورشیدی برابر با 1927 میلادی در آمد سالانه ایران از نفت کاهش یافت. لذا تیمور تاش وزیر دربار از طرف رضا شاه مأمور مذاکره با شرکت نفت انگلیس و ایران شد. لازم به یاد آوری است پس از کشف نفت و امتیاز نامه دارسی شرکتی تشکیل شد از نمایندگان انگلیسی و ایرانی بنام ( شرکت نفت انگلیس و ایران که در ایران بهB.P معروف شد ) لذا  بررسی بیلان عملیات شرکت نفت انگلیس و ایران طی این سال ها تصویر روشن تری از میزان اجحاف شرکت نفت به دست آمد. بهانه های شرکت نفت  در تقلیل سهم ایران قابل قبول و قانع کننده نبود لذا بدستور رضا شاه دولت از دریافت وجه نا چیزی که شرکت نفت بابت حق الامتیاز سال 1310 (1933 ) پیشنهاد می کرد خود داری نمود و بدنبال آن دولت ایران رسماً لغو امتیاز دارسی را اعلام داشت.

درباره چگونگی لغو امتیاز نامه دارسی و پی آمد های آن طبق معمول از قول کسانی که دست اندر کار این ماجرا بودند، تعریف ها و یا بهتر است بگوئیم داستان های مختلفی  نقل شده است. حاصل همه آن ها این است که حدود دو سال تیمور تاش در حال مذاکره با مقامات انگلیسی بود و در ضمن نیم نگاهی هم به مسکو داشته است حتی یک بار در مراجعت از لندن به تهران چند روزی در مسکو توقف داشته و شایع است کیف مدارک و پرونده او در مسکو مفقود می شود.

رضا شاه از کندی پیشرفت کار در مذاکرات نفت ناراحت شده، ششم آذر ماه  1311  به  هیئت  دولت  می رود  و تیمور تاش  هم  پرونده  نفت  را که طی  دو  سال  به نتیجه ای  نرسیده  بود  می  آورد. رضا  شاه  رو به  نخست    وزیر ( مخبرالسلطنه هدایت ) می کند و می پرسد کار این پرونده نفت به کجا رسیده است، تا دیروز عذرتان این بود که برای تعین تکلیف قضیه، بهتر است دست نگاه داشت. لذا بیش از این احتیاجی نیست و قاطعانه به وزرا دستور می دهد بنشینند و ترتیب لغو امتیاز نامه دارسی را بدهند. لذا تصمیم دولت ایران درباره لغو امتیاز نامه دارسی روز 27  نوامبر 1932 برابر با  1311 خورشیدی به نماینده شرکت نفت انگلیس و ایران در تهران ابلاغ شد و بدین ترتیب نفت ایران ملی گردید.

بعد از این ماجرا سفیر انگلیس در ایران یاداشتی به وزیر خارجه ایران فرستاد و یاد آور شد که دولت ایران حق لغو  یک جانبه قرارداد دارسی را نداشته و چنین عملی نقض حقوق بیت المللی است و مستقیماً علیه یک شرکت انگلیسی است. که دولت انگلیس ملزم به حمایت از آن است. به هر حال از طریق دیپلماسی نتیجه ای حاصل نمی شود لذا انگلیس روز چهاردهم دسامبر 1932 میلادی از جامعه ملل که بعداً تغیر نام به  سازمان ملل متحد امروز داد و من معتقدم نام واقعی آن  سازمان دول متحد است نه ملل متحد. تقاضای رسیدگی کرد و جامعه ملل اختلاف بین انگلیس و ایران را در دستور کار خود قرار داد. جریان اقداماتی که از آن تاریخ تا عقد قرارداد 1933 یا امتیاز نامه جدید شرکت نفت انگلیس و ایران مفصل و شرح و بسط آن خسته کننده است آن چه مورد توجه است این است که از طرف دولت ایران آقایان حسین علاء و علی اکبر داور به جامعه ملل رفتند و حاصل اقدامات آن ها این شد که با وساطت و توصیه هائی مذاکرات مستقیم با شرایط و موافق منافع ایران امتیاز جدیدی البته برای بقیه مدت امتیاز سابق که 32 سال بود بدهند. و با این شرط که اگر توافقی حاصل نشد به جامعه ملل برگردند و داوری بخواهند.

مذاکرات در تهران با حضور چهار نفر علی اکبر داور وزیر دادگستری، حسن تقی زاده وزیر مالیه ( وزیر دارائی )، محمد علی فروغی ( ذکاءالملک ) وزیر امور خارجه و حسین علاء رئیس بانک ملی جریان یافت.

پس از چند هفته مذاکره بحث بر سر مدت قرار داد جدید به میان آمد. نمایندگان شرکت نفت انگلیس خواهان 60 سال بودند. ولی چهار نفر نمایندگان ایران برای 32 سال بقیه قرار داد دارسی بودند. نمایندگان شرکت نفت انگلیس در منظور خود پا فشاری و تهدید قطع مذاکرات و ترک فوری از ایران کردند. این پیش آمد بی اندازه و فوق تصور درد آور بود ولی در آن لحظه اندیشه به مملکت و عواقب حمله نظامی وجنگ مد نظر بود. زیرا بیرون آمدن از مخمصه ای که به ظاهر بن بست می نمود آسان نبود و افزایش مدت امتیاز برای 32 سال بیشتر اهمیت زیادی نداشت. حسن تقی زاده معتقد بود با قدری گذشت طرح جدید بمراتب از امتیاز نامه دارسی بهتر بود.

بررسی مزایای قرار داد  زمان رضا شاه بر قرار داد دارسی

1 - در امتیاز نامه دارسی که در سال 1901 منعقد شده بود هیچ ماده ای وجود نداشت که شرکت نفت انگلیس و ایران را ملزم به پرداخت مالیات کند. بر عکس در قرار داد 1312 برابر با 1933 میلادی مبلغی که شرکت باید مالیات به پردازد صریحاً معین شده بود.

2 به موجب قرار داد 1312 زمان رضا شاه، شرکت نفت ملزم به پرداخت مالیات بر در آمد می گردد. در صورتی که در امتیاز نامه دارسی بحثی در مورد مالیات بر در آمد نشده بود، زیرا قانون مالیات بر در آمد شرکت ها در ایران از سال 1309 خورشیدی وضع شد و پیش از آن چون قانونی وجود نداشت شرکت نفت انگلیس خود را ملزم به پرداخت آن نمی دانست.

3 - در قرار داد 1312 زمان رضا شاه  قیمت هر تن نفت از 2 شلینگ به 4 شلینگ افزایش یافت یعنی دو برابر شد.

4 در قرار داد دارسی حوزه عملیات اکتشاف نفت تمام ایران بجز پنج استان شمالی بود. ولی در قرار داد جدید زمان رضا شاه حوزه عملیات نفت فقط به صد هزار مایل برابر با یک صد و شصت هزار کیلو متر مربع محدود گردید.

5 یکی از مواردی که واقعاً رضا شاه را آزرده خاطر کرده بود عدم کنترول مسئولان ایران در حسابرسی دفاتر شرکت نفت بود. حتی علی اکبر داور یکی از مواردی که در شکایت نامه خود به سفیر انگلیس اشاره کرده بود نبودن امکان دسترسی حسابرسان ایران بر دفاتر شرکت نفت بود. لذا رضا شاه با یک مدیریت صحیح جلوی این کم کاری که بهتر است بگوئیم جلوی تقلب شرکت نفت را گرفت، بدین نحو که مبنای محاسبه فروش نفت را بر هر تن که در بندر بار کشتی های نفت کش که اندازه آن ها معلوم بود  محاسبه می گردید که پس از آن اصطلاح هر تن در بندر متداول شد.

6 ملی کردن نفت که در سال 1312 ( 1933 ) توسط رضا شاه انجام شد به ماده دهم  امتیاز دارسی توجه مخصوص شده و در امتیاز جدید منظور شده بود که برای ایران در آمد بسیار زیادی بود. ماده دهم می گوید. در آمدی که شرکت نفت انگلیس از فروش نفت ایران بدست می آورد، و با آن در آمد در سایر کشور ها به اکتشاف و استخراج نفت می پردازد و نفت بدست آمده را فروخته از سودی که می برد 16 در صد آن متعلق به ایران است. با حسابی بسیار ساده متوجه می شویم در آمد ایران از این راه اگر از در آمد نفت خود بیشتر نباشد کمتر نیست. این در آمد سرشار و خدمت بزرگ به ایران توسط رضا شاه و همکاری افراد میهن پرستی مانند علی اکبر داور، حسن تقی زاده، محمد علی فروغی و حسین علاء تنظیم و به امضا رسید.

اشارات  لازم:

1 زیرکی و بصیرت رضا شاه این بود ضمن این که در تلاش بود در آمد ایران را از نفت زیاد کند که کرد ولی هرگز اجازه نداد به قول معروف مرغی که روزی یک تخم طلا می گذاشت (  یعنی استخراج نفت ) در اثر جهالت و به طمع دست یافتن به تخم مرغ های بیشتر منبع اصلی،   به دست صاحبش کشته شود.

2 افرادی که در ملی کردن نفت در سال 1312 ( 1933 ) مسئولیت داشتند در دفاع از حقوق ایران به مراتب چه از نظر تحصیلات و چه از نظر بصیرت و تجربه و صداقت در گفتار و عمل از محمد مصدق بالاتر بودند.

3 ملی کردن نفت در زمان رضا شاه در محیطی کاملاً آرام و بدون هوچی گری و زنده باد و مرده باد انجام شد و پالایشگاه نفت در آبادان دایر و کار گران و کارمندان در پالایشگاه مشغول بودند و از همه مهم تر این بود.  هیچ یک از مقامات مسئول هرگز فکر استفاده از وجود کار گران و کارمندان برای مقاصد شخصی را در مغز خود طراحی نمی کردند که با بر پا کردن تظاهرات کشور را به آشوب و بی نظمی بکشند. افزون بر این ها مسئولان برای کسب وجاهت ملی غوغای نفت به پا نکردند فقط یک هدف داشتند حفظ منافع ایران.

4 امضا کنندگان قرارداد 1312 ( 1933 ) هر آنچه در قلمرو دانش و تجربه اندوخته بودند برای بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی ایران در اختیار دولت های وقت قرار دادند و در کار های اجرائی هر یک از این چهار نفر کار کشته تر از محمد مصدق بودند. بهترین دلیل حضور علی اکبر داور و حسین علاء در جامعه ملل و دفاع از حقوق ایران بود که مسیر مذاکرات را بطریقی قرار دادند که اگر هیئت ایران و نمایندگان انگلستان به توافق نرسیدند به جامعه ملل بر گردند و داوری بخواهند به عبارت دیگر در مذاکرات را باز گذاشتند.

5 تمام مذاکرات در مورد نفت توسط هیئت چهار نفره انجام می شد و تماام اسناد و مدارک آن در بایگانی های مربوط موجود و قابل دسترس بود.

6 قرارداد 1312 ( 1933 ) می گوید در آخر مدت امتیاز کلیه دارائی متعلق به دولت ایران است و در مورد حوزه عملیات اکتشاف هم قبلاً بحث شد که از تمام ایران به یک صد هزار مایل برابر با یکصد و شصت هزار کیلومتر تقلیل یافت.

7 یکی دیگر از امتیازات قرار داد زمان رضا شاه مدت اکتشافات است که 5 سال تعین شد نه تا هر وقت که شرکت نفت انگلیس می خواست. لذا شرکت ناگزیر بود در طول مدت 5 سال حوزه نفتی مورد بهره برداری خود را اعلام کند.

این قرارداد با این مزایا مورد حمله شدید محمد مصدق در همه جا بخصوص در شورای امنیت سازمان ملل متحد و بلند گو های او مانند حسین مکی،  حائری زاده، کاظم حسیبی، الهیار صالح، احمد متین دفتری، حسین فاطمی، دکتر علی شایگان و صد البته بلند گو های اتحاد جماهیر شوروی ( حزب توده ایران ) قرار گرفت.

8 رضا شاه  و چهار نفر مسئول تنظیم قرار داد 1312 به خوبی آگاه بودند چنان چه در مورد مدت قرار داد با نمایندگان شرکت نفت انگلیس به توافق نرسند آن ها تهدید کرده بودند ایران را ترک می کنند. این احتمال وجود داشت دولت انگلستان که نفت جنوب  یعنی خوزستان به جانش بستگی داشت را از دست ندهد به ایران حمله کرده و جنوب ایران را تصرف کند. رضا شاه می دانست روسیه شوروی هم به استناد قرار داد 1921 تمام نواحی شمال ایران حتی تهران که پایتخت بود را اشغال خواهد کرد به همین دلیل در مورد مدت قرار داد 1312 به جای 30 سال با 60 سال که مورد رضایت نمایندگان شرکت نفت انگلیس بود با قدری گذشت که آن هم زیاد مهم نبود موافقت کرد. این تدبیر به جای رضا شاه مرا به یاد گفته یکی از فلاسفه انداخت که می گوید.

رهبر  آن نیست  که  احساسات  مردم  را  بر انگیزد

رهبر  آن   است   که   عا قبت   کا ر    را   بیا ندیشد

رضا شاه عاقبت کار را اندیشید و با قدری گذشت ایران را از خطر بزرگی نجات داد. لذا با توجه به مطالب یاد شده اقدامات ملی کردن نفت در زمان رضا شاه هدف اجتماعی داشت که منافع آن شامل ملت ایران گردید و رضا شاه نه تنها منافعی نبرد بلکه مورد حسادت عده زیادی از روسوفیل ها و انگلوفیل ها و افراد هزار فامیل مصدق قرار گرفت.

 بحث ملی شدن نفت در زمان مصدق در آینده مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. پایان