۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

آنچه از ملت مصر باید آموخت
 

درماه ژانویه 2011 میلادی حوادثی در تونس ومصربه وقوع پیوست که ازخیلی موارد شبیهه حوادث سال1357 خورشیدی ایران است که می باید بادقت به آنها توجه داشت و مورد بررسی وتجزیه وتحلیل قرارگیردوتجربه آموخت.
اولین گروه جیره خواراستعمارگران که واردصحنه میشوندرسانه های گروهی هستندکه با راست ودروغی که منتشرمیکنندافکارجامعه رادرجهت خواسته استعمارگران قرارمیدهند.رسانه های گروهی( رادیو-تلویزیون وروزنامه ها) بانفوذی که درافکارعمومی دارندمیتواننددرظرف مدت کوتاهی فرشته ائی را دیو ودیوی رافرشته کنند ما ایرانی ها این موردرا درشورش 57به خوبی تجربه کرده ایم ودیدیم چطور محمد رضا شاه پهلوی رابدنام وخمینی گجستک رافرشته کرده وعکسش رادرماه بمردم نشان دادند.در مصر همین فرمول انجام شدورسانه های جیره خوارشروع به ترور شخصیت حسنی مبارک رئیس جمهورمصرکردند.کسی ازمسئولان رسانه های گروهی سوال نه کرد چرا قبلا ازثروت حسنی مبارک واطرافیان او چیزی نه گفته و ننوشته اند.
درحوادث مصربیشترین لبه حمله کشورهای مدافع باصطلاح حقوق بشر نبوددموکراسی و30سال رئیس جمهوری حسنی مبارک است.سوالی مطرح است آیا در لیبی-اردن-سوریه-عربستان سعودی حقوق بشررعایت میشود.آیا چندسال است بشیراسد ومعمر قزافی عزیزدوردانه انگلیسها درلیبی حکومت میکند.لذا این هاب هانه ای بیش نیست.ملت ها  باید  بیدار وآگاه باشند وتحت تبلیغات دروغین رسانه های خود فروخته وجیره خوار قرار نگیرند
آنچه باید ازملت مصربیاموزیم:
مردم مصردرحوادث کشورشان فرهنگ بزرگشان رابخوبی به نمایش گذاشتند. هیچ شعاربرعلیه رئیس جمهورشان(حسنی مبارک ) نه گفتند و به هیچ یک ازآثار باستانی کشورشان صدمه ائی وارد نکردند.ولی ملت ایران هرچه توانستند برعلیه پادشاهان ایران دوستشان (رضاشاه ومحمدرضاشاه ) گفتند و آرامگاه رضاشاه بزرگ را به تله سنگ وآجرتبدیل کردند و شعاردادند تا شاه کفن نشود ایران وطن نشود. ازآن ابله های نادان باید پرسید30 سال است زنده یاد محمد رضاشاه پهلوی کفن شده است آیا ایران برایتان وطن شده است.
روشنفکران مصردربحرانی که بیگانگان برای کشور باستانی مصر تدارک دیده بودند نخواستند برای رسیدن به هدفهای حزبی وگروهی خود ازفرصت استفاده کنند بقای کشورشان را برخواسته های اجتماعی وسیاسی خود ترجیح دادند کاری که روشنفکران ایرانی هرگز انجام  ندادند.
ملت مصر روشنفکران خائن پشت بملت کرده نداشتند ولی ملت ایران خائن هائی مانندکریم سنجابی-مهدی بازرگان کلیمی تبار-ابراهیم یزدی-صادق قطب زاده- داریوش فروهر- ابولحسن بنی صدر-الهیارصالح و داریوش همایون تازه بدرک واصل شده-مصطفی مصباح زاده صاحب امتیاز روزنامه کیهان زیاد داشتند.
آرتش مصرخائن مانند ارتشبد قرباغی-سپهبدحسین فردوست وسپهبددکترایادی بهائی نداشت که ارتش را تحویل شورشیان دهند.
ملت مصراحزاب سیاسی مانندجبهه ضد ملی ها وتوده ائی های بیوطن بچه استالینی نداشت که مرتبا افکارجامعه را برعلیه دو پادشاه ایران ساز پهلوی تحریک کنند.
حسنی مبارک باتوجه به آگاهی ملت مصر قویا جلوی کشورهای استعمارگرایستاد. زنده یاد محمد رضاشاه پهلوی بخاطرحفظ منابع ومنافع ملت ایران جنگ راباکارتلهای نفتی شروع کرد وگفت قرارداد25  ساله کنسرسیوم که درسال1358 بپایان میرسددیگرقرارداد برای سه دوره و هردوره  5سال تمدید نخواهد شد.ملت ایران درمقابل توطئه جهانی که بخاطرهمین موضوع  برپا شده بودیا بی تفاوت-یا خائن ویا نوکروجیره  خواربیگانگان بودند.لذا ملاحظه می کنید تفاوت ازکجا تا به کجاست.
بهمین دلیل همیشه میگویم ثروت یک کشور منابع زیرزمینی آن نیست داشتن ملتی آگاه است. ا لبته بحران مصر پایان نیافته و استعمارگران با استخدام جیره خوارانی از عمله های سید حسن نصراله وسایرایادی خود درتلاشند برای رسیدن به هدفهای پلید خود. لذا باید بدانیم توطئه های زیادی درراه است.  پایان



سازمان اخوان المسلمین را بیشتر بشناسیم

آنچه در سال 1357در ایران اتفاق افتاد آن قدر سهمگین و کم نظیر بود که شاید سالهای سال میتوان در مورد شکل گیری آن تحقیق کرد و باز ممکن است هنوز گوشه های بسیار نادیده و نا گفته در مورد آن وجود داشته باشد.
اقدامات و عوامل ویرانگر شورش 57 را با بهره گیری از اسناد وزارت امور خارجه کشور ها و سایر مدارک  باید آنچه در سال 57 در ایران اتفاق افتاد را از نو شناخت و راز آن را بر اسرار بسیار دیگری از معما های تاریخ بشر اضافه کرد.
ساده اندیشی است اگر فکر کنیم شورش 57 تنها در ایران آغاز شد و به ایران پایان یافت.
ساده اندیشی تر آن است که تصور کنیم  فقط خمینی گجستک و توده مردم در شورش 57 نقش داشته اند. بنا بر این در تحقیق شورش 57 متوجه کنفرانس چهار روزه کارتلهای نفتی در لندن می شویم و بعد از آن کنفرانس چهار دولت استعمار گر( امریکا- انگلستان-آلمان و فرانسه )در گواد لوپ است که تصمیم به بر کناری ایران بعنوان یک قدرت بزرگ تهدید گر وسر نگونی رژیم محمد رضا شاه پهلوی است .که سر انجام بسیج توده های میلیونی زیر پرچم اسلام و آنچه بدنبال آن آمده است  باید مورد بحث و تحقیق قرار گیرد.
آنچه بنام انقلاب اسلامی ابلیس خمینی شهرت یافته و رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی حاکم بر ایران شد . ریشه در سازمان اخوان المسلمین دارد. لازم است قبل از شرح سازمان مخوف اخوان المسلمین بطور بسیار مختصر و فشرده سخنی در مورد دین اسلام بیان شود که اصولاً چرا دین در بین مردم نفوذ دارد تا سازمانی مخوف بنام اخوان المسلمین بتواند از وجود آنها برای رسیدن به مقاصد شوم و پلید خود بهره برداری کند.
دین یک پدیده اجتماعی است مانند دیگر پدیده های بشری مانند فقر- جنگ- اعتیاد و غیرو با این تفاوت که دین در لباس معنویت و روحانیت در جامعه ظاهر می شود و گسترش می یابد. به نظر من دین چیزی غیراز خود فریبی انسان در برابر نا توانی های خویش نیست. هنگامی که انسان در برابر مشکلات خویش مستأصل می شود بجای اینکه به خرد خود مراجعه کند در ذهن و خیال خود چاره اندیشی می کند و دنبال راهی میگردد راهی که در نهایت به ماورای خویش و غیر قابل دسترس است که پرقدرت ترینش[خدا-یهوه- الله) نامیده شده است. اکنون بحث بر سر بزرگترین دروغ بشر که خدا می باشد نیست در مورد دین خدا است که افراد به آن باور دارند.
در دین اسلام همان طور که می دانیم اصیل ترین و معتبر ترین منبع قرآن است و سپس رفتار وسنت پیغمبر. پیش از ورود به بحث باید بیاد داشته باشیم قرآن از نظر باورمندانش کتاب آسمانی است که درباره تمام امور زندگی انسانها احکام صریح و کافی صادر کرده است. نکته ائی که باید به آن توجه داشت اینستکه دین اسلام بنا به گفته قرآن کامل ترین دین ها ست که تمام احکام و اصول را برای بشر بصورت فردی و یا اجتماعی را در بر دارد و بغیر از آن دینی مورد قبول خدا نیست و محمد پیغمبر اسلام آخرین فرستاده خدا است و پس از او پیامبری نخواهد آمد و مطالب مندرج در قرآن غیر تغیر است و مسلمانان باورمند واقعی بدون هیچ چون و چرا و اما و اگر باید آن را مهم دانسته و حاکمیت آن را پذیرفت. بهمین دلیل در جامعه اسلامی دین- دولت- ملت و یا بهتر بگویم امت از هم تفکیک نا پذیر است و این بمعنای توحید یعنی خدا را یگانه دانستن است و پیامبر اسلام به نمایندگی از جانب خدا عمل می کند .لذا افراد سازمان اخوان المسلمین از این قبیل افرا د تشکیل یافته است.
گسترش جنگهای تفرقه آمیز در سراسر خاور میانه و آنچه به نام انقلاب اسلامی در ایران شهرت یافته و بازتاب آن همه کشور های اسلامی جهان را در بر گرفته اگر چه بظاهر یک پدیده اجتماعی است ولی  باید بدانیم این شورش ها بدقت و با حوصله ا ی کم نظیر از طرف سازمان جاسوسی  جزیره اهریمنی انگلستان معروف به  6M. I.   و سازمان سیا  و سازمان جاسوسی موساد اسرائیل و همدستان صهیونیست آنها درتراست ها و کارتلهای جهانی و همچنین جمعی از اساتید خود فروخته دانشگاهها و مستشرقین وابسته هدایت و رهبری شده است.محور اصلی ودست افزار این جماعت. کشاندن کشورهای اسلامی به قرون وسطای جدید هدف سازمان مرموز اخوان المسلمین است.

منظور از قرون وسطای جدید چیست:
منظور از قرون وسطای جدید اینستکه با بر قراری رژیم های باصطلاح ضد غربی و ضدغرب زدگی است که صنعت و تکنولوژی مدرن را بطور عملی نابود کنند و توجه جامعه را از دانش تجربی و علمی دور ساخته به ذهنیات و خرافات مانند چاه جمکران و اوهام وخیالات به نحوی نزدیک سازند تا کشور های اسلامی برای سالیان دراز بازار مصرف فرآورده های صنعتی کشورهای استعمارگر باقی بمانند و به علت این نیاز و وابستگی در عقب ماندگی . پیوسته بازیچه دست کشور های صاحب تکنولوژی باشند.
یک گروه تحقیقاتی به ریاست رابرت دریفوس تحقیقات بسیار ارزشمندی در مورد کار ها و فعالیتهای اخوان المسلمین انجام داده که روشنگر بسیاری از مسائل پشت پرده است مثلاً اخوان المسلمین نهضتی است در میان جهان مسلمان که با هدایت و طراحی دانشگاههای اکسفورد وکمبریج انگلستان و محافل باصطلاح عرفانی حلقه فراماسونری اسکاتلند در قرن نوزدهم آغاز بفعالیت کرد.
این نهضت یعنی اخوان المسلمین ریشه های اصلی خود را در میان فرقه های اسلامی تعلیم یافته انگلستان از جمله جامعه های پنهانی صو فیه و گروه هائی که ماهیت بهائی گری دارند استوار ساخته است. پدر خوانده سیاسی اخوان المسلمین سید جمال الدین افغانی است که در ایران بنام سید جمال الدین اسد آبادی مشهور  شده و هم جنس باز بوده است. لازم است گفته شود یکی از مریدان  جمال الدین اسد آبادی  که در ترکیه در خدمت او بوده  است فرمان قتل ناصرالدین شاه را می گیرد به ایران می آید و ناصر الدین شاه را در صحن حضرت عبدالعضیم ترور می کند.برای صرفه جوئی در وقت از نقش بهائی ها در این واقعه خودداری می گردد.بنیاد گری اخوان المسلمین را از سال 1929 میلادی برابر با 1308 خورشیدی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرا ر می دهیم.
اخوان المسلمین در جریان فعالیت های رسمی خود پیش از آنکه در زمان رهبری جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر به فعالیت های زیر زمینی برود بدون شک و تردید یک آلت دست سیاست های سازمان جاسوسی انگلستان( M. I.6 ) بوده است. اخوان المسلمین در سراسر تاریخ حیات خود گوش بزنگ دستورات اربابان انگلیسی خود بوده و به دفعات در حال غیر قابل انکار با سفارت انگلیس در قاهره بچنگ افتاده و ماهیتش فاش شده است.
اخوان المسلمین  با ظاهر ضد امپریالیستی خود که پیوسته با شعار های پر سر وصدا همراه بوده با وفاداری کامل در راه منافع انگلیس خدمت کرده و اسلحه و سلاح آنها در این خد مت ایجاد خشونت-وحشت-آدمکشی و ترور بوده است.ولی مهمترین خد مت این سازمان به امپراتوری انگلستان تبلیغات شدید در باره یک افراط گرائی کورکورانه و ضد فلسفی و برانگیختن یک تمایل جنون آمیز اسلامی در میان خانواده بشری است که خود کشی های انتحاری یکی از آن ها است.
با قیام صهیونیزم که بی شک بوسیله کار شناسان دانشگاه کمبریج و آکسفورد لندن پرورش می یافت . اخوان المسلمین ابزار اصلی جنجالهای ضد ادیان ابراهیمی و ناسیونالیسم قلابی  اسلامی شد که انگلستان و ارتش انگلستان بطور دأم در نقش میانجی میان گروههای عرب و یهودی متخاصم جنجالها را نگه  داشته که هنوز هم ادامه دارد و همین سیاست را در سایر کشورها بنام شیعه و سنی انجام  داده است.
جای شگفتی نیست که اخوان المسلمین با تعهد خود به تجدید قرون وسطای جدید نیروی پیشاهنگ در مخالفت با جمال عبدالناصر رئیس جمهور و رهبر ملی گرای مصر شد و سر انجام او را به قتل رساندند.
تاریخ اخوان المسلمین یا به عبارتی جامعه برادری اسلامی بلافاصله پس از جنگ جهانی اول در مصر آغاز می شود.در آن زمان افسر اطلاتی که مسئول امور خاور میانه و اسلام بود پرفسور آرنولد توین بی(Arnold .twin . bi) نام داشت. وی ابتدا در سازمان جاسوسی نظامی انگلستان خدمت می کرد و سپس ریاست دانشگاه معروف به انجمن پادشاهی امور بین المللی آر.آی.آر(R.I.R) را در فاصله سالهای 1925میلادی برابر با 1304 خورشیدی تا 1955 بمدت سی سال بر عهده داشت.پرفسور آرنولد توین. بی کاملاً در جریان ملی شدن نفت ایران در سال 1950برابر با 1329 خورشیدی قرار داشت. درسال 1950بود که موج نهضت ملی شدن نفت در ایران آغاز شد. ملاحظه میشود آقای آرنولد توین بی از آغاز جوانی در خدمت دستگاه جاسوسی انگلستان بود و انجمن پادشاهی امور بین المللی که ریاست آنرا بر عهده داشت مأمور تربیت جاسوسان بریتانیائی وافراد خارجی از ملیت های مختلف بود. یکی دیگر از معلم های  این دستگاه جاسوس پرور در ایران خانم لمپ تون (Lampton) بود که بعنوان یکی ازکارمندان سفارت انگلیس در ایران بود و شماری از ماموران دولتی ایران از جمله دکتر احمد متین دفتری برادر زاده و داماد محمد مصدق جاسوس تربیت شده دستگاه  جاسوسی انگلستان بوده و همیشه مشاغل مهمی را هم داشته است توسط خانم لمپ تون به عضویت انجمن جاسوسی پادشاهی امور بین المللی انگلستان در آمده بود .
ایرانی دیگری که می توان نام برد محمد عبده است که بوجود آورنده ناسیونالیسم اسلامی یا نهضت پان اسلامی بود.نهضت پان اسلامی به معنای وحدت و یکی بودن همه سازمانهای اسلامی در کشورها زیر فرمان یک دولت اسلامی قرار گرفتن است یعنی حکومت جمهوری اسلامی.بیاد داریم یکی از شعار های تظاهرات ایران بر باد ده شورشیان که روشنفکران از آن غافل بودند(  نه غربی-نه شرقی جمهوری اسلامی ) بود حتی تا امروز معنی آن را نمی دانند چه بود. جمال الدین اسد آبادی همجنس باز در قرن نوزدهم با کمک فرد دیگری بنام حسن البناء تلاش می کردند جلوی ملی گرائی مصطفی کمال پاشا معروف به آتاترک در ترکیه و همچنین در دانشگاه های مصر که رونق می گرفت را بگیرند.
توجه شود کاری که جمال الدین اسد آبادی و حسنن بناء حدود دو قرن پیش نتوانستند انجام دهند اوردگان نخست وزیر ترکیه در دیسامبر 2010  میلادی برای اخوان المسلمین انجام داد وتمام زحمات مصطفی کمال پاشا معروف به پدر ترک را در پلاستیک آشغال ریخته وبه گورستان تاریخ پرت کرده است و ترکیه را بسرعت بسوی اسلامی شدن دارد پیش می برد .وقتی کتاب ولایت فقیه خمینی گجستک را مطالعه کنیم متوجه می شویم ابلیس خمینی تحت اندیشه جمهوری  اسلامی خواهی مولانا مو دودی رهبر حمایت اسلامی پاکستان که وابسته به اخوان المسلمین بود قرار داشته است.
مولانا مودودی همان کسی است که آقای اقبال احمد مأمور ویژه نیروهای جاسوسی و اطلاعات انگلستان را برای تشکیل مأمورین حفاظتی خمینی در پاریس مأمور کرده بود همچنین مأموران امنیتی فرانسه در هواپیمای ارفرانس که خمینی را از پاریس به تهران آورد در لباس مهمانداران در هواپیما بودند.
در ادامه سخن درباره نهضت پان اسلامی باید گفت فلسفه ای که سید جمال الدین اسد آبادی  همجنس باز و محمد عبده عوامفریب و حسنن بناء  شیاد به آن گرایش داشتند بظاهرمخالف نفوذ غرب و ماتریالیسم و روش های فرنگی در کشور های اسلامی بودند ولی با کالبد شکافی ماهیت آن . می توان فلسفه آن سه شیاد را بعنوان یک دام گذاری - شیادی و عوامفریبی فرهنگی کشور های استعمار گر دانست. در حالیکه بظاهر این فلسفه بسود اسلام بود ولی در واقع اسلام را بسوی افراط گرائی و واپسگرائی میبرد .
در150 سال پیش بعضی از کشور ها و افراد که طرفدار اسلام ناب محمدی  بودند عبارتند از وهابیان عربستان سعودی و سید جمال الدین اسد آبادی. در زمان انقلاب مشروطیت شیخ فضل الله نوری ودر50 سال گذشته یاری دهندگان حسینه ارشاد مانند علی شریعتی _ولی الله نصر و پسرش سید حسین نصر-  عبدالکریم شرو ش مطهری علی اصغر حاج سید جوادی و از همه معروف تر خمینی گجستک را میتوان نام برد.
همکاری سازمان جاسوسی موساد اسرائیل با اخوان المسلمین
طی سالهای 1953-54سازمان جاسوسی اسرائیل برای یاری دادن به اخوان المسلمین علیه ناصر در مصر دخالت کردند .در افتضاحی که آثار نامطلوب جهانی داشت تیمی از خرابکاران اسرائیلی وارد مصر شدند و مهمات انفجاری را در چند سازمان انگلیسی و حتی امریکائی نصب کردند باین امید که یک جنگ داخلی در مصر برانگیخته و طی آن عبدلناصر رئیس جمهور مصر توسط نیروهای هوادار انگلستان سرنگون شود. ولی در افتضاح رسوا برانگیزی که در نتیجه دستگیری تیم جاسوسی موساد اسرائیل توسط عبدالناصر انجام  شد وابستگی موساد واخوان المسلمین آشکار شد .
پایگاههای امپراتوری اخوان المسلمین در کشورها
اخوان المسلمین در لندن یک امپراتوری گسترده بوجود آورده اند.بخوبی ثابت شده است انگلستان پایگاه تمام افراد خائن وطن فروش پشت بملت کرده ها میباشد.پایگاه اخوان المسلمین در سایر کشور ها عبارت است از افریقای جنوبی- نیجریه اندونزی ترکیه فیلیپین مصر سودان و امریکا است و با انقلاب اسلامی ایران پاکستان و ایران تقریباً بصورت مستعمره های این سازمان مخوف در آمده اند و این زنگ خطری است برای ملت ایران.تنها راه نجات ملت ایران از دام پر فریب و مخوف اخوان المسلمین  آگاهی ازواپسگری وخرافات اسلام است که 1400 سال در تار و پود ایرانیان وجود دارد و آنها که می گویند نباید به اسلام توهین کرد بدانند از سازمان مخوف اخوان المسلمین حمایت و پشتبانی می کنند.
سازمانها و بنیاد های عمده ائی که امروز قلب اخوان المسلمین را بعنوان یک شبکه جاسوسی انگلستان به تپش در می آورد بشرح زیر است :
شورای اسلامی اروپا عبارت است:
          1- فدراسیون سازمانهای اسلامی:این سازمان که مقر ستاد فرماندهی آن در لندن است وظیفه آن جلب نیرو های بسیار جوان کشور های اسلامی است که در اروپا اقامت دارند. توضیح اضافی : اسرائیل در تلاش است در بین جوانان درون ایران بوسایل مختلف بخصوص از طریق رادیو های اینترنتی بین جوانان نفوذ کند که باید خیلی مراقب بود .
2- ستاد بنیاد اسلامی: این سازمان در لایستر انگلستان است که برای انتقال پول از سازمان جاسوسی انگلستان به شعبه های مختلف اخوان المسلمین در سایر کشور ها و همچنین دریافت پول از دولت های کرانه خلیج فارس بخصوص کویت و عربستان
3- بنیاد هانس سایدل: پایگاه این بنیاد در مونیخ آلمان است .
4- انجمن بررسی های اسلامی: ستادفرماندهی آن در ژنو است و نیاز های مالی عملیات اخوان المسلمین در این سازمانها وانجمن ها بیشتر از دو منبع تأمین می شود قسمت مهمی از آن بطور مستقیم از محافل انگلستان نظیر اشراف مجلس لردان وبانک ها و شرکت های برجسته بریتانیائی تأمین می شود که بیش از نود در صد آنها بستگی نزدیک با محافل صهیونیستی دارند .آنچه شرح داده شد قسمت کوچکی است از سازمان مخوف اخوان المسلمین .
آنچه باید بر همه نوشته ام اضافه کنم اینستکه زمانیکه زنده یاد محمد رضا شاه پهلوی در سال 1979 میلادی بدیدار جیمی کارتر که زنده زنده روانش بسوزد به امریکا آمد دولتهای امریکا و انگلستان برای تحقیر پادشاه ایران از وجود همین سازمان مخوف اخوان المسلمین استفاده کردند و دهها هواپیما و اتوبوس اجاره کرده وهزاران دانشجو را از اروپا و سراسر امریکا وکانادا به واشنگتن آوردند و هزینه غذا و هتل آنها را پرداخت کردند تا در تظاهرات مقابل کاخ سفید شرکت کنند. در جمع بندی کلی می توان گفت اخوان المسلمین- صوفی گری- بهائی گری  بعنوان  سازمانهای مزدور وکارگزار سیاست های استعمارگرانه انگلستان در کشور ها  میباشند


خواست های غیرقانونی جیمی کارتر از پادشاه ایران

قبل ازاینکه به خواستهای غیر قانونی آقای جیمی کارتر بپردازیم بطور مختصر و فشرده اشاره ای به وضع سیاسی واجتماعی ایران دردهه1350خورشیدی لازم است. هر آنچه دردوران محمدرضاشاه پهلوی داشتیم مانند آزادی-آرامش-اعتبارجهانی وآسایش وغیرورا ازماگرفتند وبجای آنهاحقوق بشرجیمی کارتری رابماداند.
هرگزتصورمیکردیم کشورباستانی ایران با آن فرهنگ غنی وباآن درخشندگی که حاصل کوشش دوپادشاه پهلوی بود در اختیار مشتی روزه خوان قرارگیرد و خامنه ای زیارت نامه خوان یک لاقبا برتخت کوروش و داریوش بنشیند.
مگرمیشود باور داشت روسای پیشرفته ترین کشورهای جهان که اکثرا فارغ التحصیل دانشگاههای معتبر جهان بودندیک آخوند بی سیرت واپسگرابنام خمینی  گجستک را برجای پادشاهی بنشانند که دردانائی- سیاست- میهن پرستی ومردم داری مانند نداشت. سران چهارکشورجهان( امریکا-انگلستان-آلمان وفرانسه )درجزیره گوادلوپ باهمه آشنائی که ازایران وایرانی بخصوص شخصیت والای محمدرضاشاه پهلوی داشتند گروه مرده خوارروضه خوان پست وبی دانش نادان وواپسگرارادرراس کشورایران قراردادند وازبرکت وجودآنهابرای چاپیدن وغارت میهن ماحمایت کردند و از فرار مغزها سودبردند و حقوق بشرشان همه آنچه راکه داشتیم ازماگرفت وهنوز نفهمیده ایم حقوق بشرشان کجاست وچه وقت رعایت خواهد شد. جبهه ضدملی ها و شیفتگان مصدق که بالا ترین عزت و اعتبار و ثروت را داشتند و اکثر آنها یا در دانشگاههای ایران تدریس می کردند و یا تجارت. دیگرچه میخواستند که تن به پستی ودریوزگی دادندو به عبای روضه خوانها آویزان شدند.
جیمی کارترکه زنده زنده روانش بسوزد آتشی راکه می خواست در جهان روشن کرد و فضای مسمومی را که درماموریتش بودرابخوبی در جهان انجام دادوصدهامیلیون انسان رابطریقی ونوعی به نکبت وفقروبدبختی نشاند.
ازفیلسوفی بنام دکترالکسی کارول پرسیدندآینده جهان را چگونه می بینی گفت نبودزمامدارانی کاردان و آگاه.
بهترین نمونه نبودزمامدارانی کاردان وآگاه مانند جیمی کارترروان سوخته است که بابرانداختن رژیم پرافتخار شاهنشاهی ایران همه چیزرادرجهان بهم ریخت و صد هاهزارانسان را به کشتن داد.
حال به خواسته های غیرقانونی آقای جیمی کارتراز محمدرضاشاه توجه فرمائید.
مطالبی که درزیرمطالعه می کنیددرسال2004 میلادی یعنی درست 25سال بعدازشورش22بهمن1357 خورشیدی  توسط یک امریکائی بانام مستعار آلن پیترنوشته شده که درسالهای آ خرحکومت محمدرضاشاه در کارهای اطلاعاتی وامنیتی درایران دست داشته است وبابالاترین مقامات امنیتی ایران در تماس بوده است.آلن پیتردرمورد خواسته های غیرقانونی کارترازشاه چنین می گوید.
درزمان جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا جنگ سرد بین اتحاد جماهیر شوروی سابق و آمریکا مانند گذشته وجود داشت. اتحاد جماهیر شوروی تلاش می کردخودرابه آبهای گرم خلیج پارس برساند.محمدرضاشاه نگران بودمباداتنگه هرمزکه تنهاراه خروج نفت است بنابه دلایل سیاسی بین شرق وغرب مسدودگرددوصدورنفت ایران متوقف شود.لذامحمدرضاشاه درصددساختن بندری درشرق تنگه هرمزبنام بندرماه شهربودقرارداد این پروژه بزرگ بمبلغ ده میلیاردلاربودکه باکمپانی براون . اند . رودامضاءشده  بود.              جیمی کارتر رئیس جمهورآمریکاعلاقه داشت به گروهی ازدوستانش پولی برساند بهمین دلیل به محمدرضاشاه پیشنهادمیکندگروهی از سرمایه داران ایالت جورجیابرای مذاکره  ودیدارشاه به ایران می آیندوعلاقه داردپیشنهادهای آنهاپذیرفته شود.
                     پیشنهادهای دوستان آقای جیمی کارترچه بود
1-ایران قراردادنفت بمدت50سا ل وازقراربشکه ای8دلارباگروه اعزامی امضانماید.
2-ایران قراردادساختن بندرماه شهردرشرق تنگه هرمزراباکمپانی براون .اند.رود رالغوکندوباگروه سرمایه داران ایالت جورجیامنعقدکند.
توضیح:این گروه می خواستندخودراواردقرارداد10 میلیارددلاری نموده سپس آنرامجددابه همان کمپانی براون.اند.رودواگذارکنندوبقول معروف10 درصدبعنوان حق العمل بگیرند.لذابدون اینکه کوچکترین کاری انجام داده باشند مبلغ یک میلیارددلاربدست آورند.
جیمی کارتربرای وادارکردن شاه به امضای پیشنهاد های خودبه محمدرضاشاه گوشزدمیکندامضای دوقراردادسبب رهائی شاه ازگرفتاری هاوشورش ها می شودوازحمایت و پشتبانی آمریکا برخوردارخواهد شد.
جواب شاه به جیمی کارتررئیس جمهورامریکا
محمدرضاشاه جواب می دهد:مااطمینان نداریم منابع نفتی ماتاپنجاه سال دیگرادامه داشته باشد.دیگراینکه بابهره برداری ازکارخانه پتروشیمی که دربوشهردردست تکمیل است درآینده از هربشکه نفت حدودهزاردلاربدست خواهیم آورد.درنتیجه امضای چنین قراردادی خیانت به منابع ومصالح ملت ایران است.
آلن پیترمی نویسدن پذیرفتن پیشنهادهای کارتربوسیله شاه می تواندیکی از دلایل دشمنی جیمی کارتربا محمدرضاشاه پهلوی  باشدکه دست آوردش برکناری شاه -جنگ8 ساله عراق وایران وکشته شدن میلیونهاانسان وپیدایش جمهوری اسلامی است و همه اینها نتیجه سودرساندن نامشروع آقای جیمی کارتربه دوستان سرمایه دارش می باشد نه ملت امریکا.
نکته ائی که اشاره به آن را لازم میدانم اینستکه آقای جیمی کارترهمیشه ادعامی کند که مرد خدااست ودرطول روزچندین بار باعیسی مسیح دیداردارد حتمااین  قبیل زدوبندهای نامشروع را از عیسی مسیح الهام گرفته است ویااین حرفها وادعاهامانند احمدی نژادبرای عوامفریبی است.یالال عجب که درامریکاوقرن21وهزاره سوم چه ها می شنویم.
مقایسه هیتلر باخمینی گجستک

افرادی مانند نرون چنگیز-موسولینی وهیتلر بعنوان جنایتکاران جنگی معروف شده اند ولی من معتقدم خمینی گجستک ازهمه آنها رذل تر-پست تروجانی تر می باشد.
برای اثبات گفته ام لازم است مقایسه ائی بین آدولف هیتلروخمینی انجام شود.
درجنگ بین الملل دوم هیتلردراوج قدرت بودوتبلیغات حزب نازیسم آلمان دردنیابخصوص خاورمیانه وایران اثربخشی فوق العاده داشت.ابلیس خمینی هم بعلت تبلیغات رسانه های گروهی درراس همه آنها ب.ب.سی دردنیا به شهرتی کاذب رسیدوتوسط تبلیغات روشنفکران بخصوص علیرضانوری زاده خائن پشت بملت کرده شایع کردعکس خمینی درماه دیده میشود و به همت ملتی ساده لوح وزود باور به قدرت شیطانی رسید.
هیتلریک آریانژادآلمانی بود.خمینی یک هندی زاده غیرایرانی وحالاهم حسن نصرالله لبنانی مدعی شوده است خمینی عرب است.
هیتلرآلمان راباتکنولوژی واقتصاد شکوفا و مترقی صد ها سال بجلو برد.ولی خمینی باکوته فکری وارتجاع عقیده وضدیت باتمدن وتجددصدهاقرن ایران رابه عقب برد.
هیتلربرای یک وجب ازخاک کشورش بادنیاجنگیدولی خمینی ابلیس به راحتی خلیج همیشه فارس راتغیرنام داد.
هیتلراقتصادازهم پاشیده آلمان رازنده کردولی خمینی پلیداقتصادشکوفاوسالم وپرجهش ایران را زیرنام الله و اسلام متلاشی ونابود کرد.
هیتلریک ناسیونالیست بود و به عظمت آلمان فکرمیکرد.ولی خمینی عقب مانده فکری از احساس ناسیونالیستی مردم ایران رنج می بردوصریحا نسبت به استقلال ایران بی اعتنا ئی میکرد.
هیتلرملیت داشت وبه ملیت آلمانی خود افتخار می کرد .خمینی هندی زاده بود واصولانمیدانست ملیت چیست.
هیتلرافتخارآلمان بود.خمینی شیاد ننگ ایران بود.
هیتلرراست می گفت ومردبود.خمینی نامردبود ودروغگو بودیادمان هست که می گفت آب رامجانی می کند-برق را مجانی میکند.آزادی می دهد و آرتش را یک پارچه نگاه می داردوبه قم می رود. ولی عکس گفته هایش راانجام داد بقل آخوندها خدعه کرده بود
هیتلرهرگزشهر های کشورخودرابمباران نکرد.خمینی خبیث با بمباران شهرهای کردستان هزاران ایرانی را به خاک و خون کشید.
هیتلرباارزش فکری روشنفکران پیوندناگسستنی.ولی ابلیس خمینی دشمن روشنفکران بود.
هیتلرکتابی نوشت بنام نبردمن.خمینی عقب مانده واپسگراهم کتابی نوشت بنام توضیح المسائل که در آن طرز نزدیکی مرد باحیوان راشرح داده است.
هیتلرنطاق بسیارخوبی بود.خمینی بدبخت عقب مانده فکری حرف زدن بلدنبود.
هیتلرآدم باادب وبا نزاکتی بود.خمینی پلیددرنهایت بی ادبی به ملت ایران توهین و
ناسزامی گفت.
اگربخواهیم وجه تشابهی بین خمینی ویکی از خونخوارن جهان بیابیم.محمدپیامبراسلام  تشبیهه کاملی است. با این تفاوت که یاران محمد شهر ها وکشورهارا فتح می کردند و سپس افراد را می کشتند و اموال آنهارا غارت می کردند .ولی یاران خمینی بدستوراو مردم کشور ادعائی خودش ایران را می کشدند وبعدغارت می کنند.


ثروت محمد ر ضا شاه پهلوی


آنچه انگیزه نوشتن مقا له ائی تحت عنوان ثروت محمد ر ضا شاه است بی خبری و زود باوری عده ائی از ایرانیان در مورد ثروت شا هنشاه است . البته مسئله ثروت محمد رضا شاه پهلوی داستان تکراری شنیده شده است که هر از چندی برای ترور شخصیت محمد رضا شاه مطا لبی نا درست در رادیو و تلویزیون و روز نامه های ایرانی و یا خارجی منتشر می شود . مثلا روز نامه انگلیسی بنام ایونینگ استاندارد از قول احمد علی مسعود انصاری نوشت که شاه ایران ثروتی معادل 30 میلیارد پوند انگلیس دربانک های سوئیس دارد .
آقای سیروس شرفشاهی مد یر روز نامه صبح ایران چاپ لوس انجلس زود باور داستان مضحک احمد علی انصاری و روز نا مه انگلیسی ایونینگ استا ندارد را جدی گرفته و تحت عنوان یادداشت روز در صفحه دوم روز نامه خود در شماره 2497 چاپ کرد و برای اینکه خوانندگان بدون قید و شرط به چنین خبری اصالت بدهند اسم خودش را هم با حروف درشت در  بالای همان سر مقا له می نویسد( سیروس شرفشاهی) همان طور که قبلا گفته شد داستان ثروت محمد رضا شاه پهلوی تکراری است ولی رقم 30 میلیارد پوند انگلیسی که حدود 60 میلیارد دلار است تازگی دارد . آنچه در این خبر قابل توجه است و آقای سیروس شرفشاهی به آن توجه نکرده است گو ینده خبر است که احمد علی انصاری است . یعنی کسی که از طرفداران آخوند ها بوده و کاملا در حمایت رژیم اشغالگر جمهوری اسلا می قرار دارد و کتابی که بنام ( من و خاندان پهلوی ) بنام خودش چاپ کرده است تو سط  دو نفر از ما موران سر شناس رژیم اشغالگرجمهوری اسلا می آقای جلال سر فراز و احمد برقعی برای او نوشته اند . می دانیم رژیم اشغالگر جمهوری اسلا می در اوائل کار وعده داده بود اگر کسی خبری و یا ثروتی از شاه ایران معرفی کند سهم قابل توجهی از این مورد بدست خواهد آورد .
          در سال 1361 خورشیدی برابر با 1982 میلادی بهزاد نبوی بچه کمونیست که مقام وزیر مشاور و وزیر صنا یع سنگین در رژیم جمهوری اسلا می بود در یک مصاحبه مطبوعا تی مندرج در مجله صف ارتش بتاریخ آبانماه 1361 راجع به شایعه ثروت محمد رضا شاه صریحا گفت راجع به اموال و ثروت شاه مسئله این بود که چه به کنیم و چطوری آنها را بدست آوریم چون سند و مدرکی نداشتیم. ولی مامورینی از مافیا وسازمان های جاسوسی جهانی به بعضی ا ز مقامات جمهوری اسلامی مراجعه کرده بودند که آنها می دانند اموال و پولهای شاه در کجا ها وجود دارد و ما فعالانه دنبال میکردیم و می فهمیدیم که دروغ گفته بودند و می خواستند ما را سر کیسه کنند . در همین رابطه بهزاد نبوی می گوید اگر بیاد داشته باشید روزهای آخری که نوبری می خواست برود هیاهوی زیادی براه انداخته بود که جواهرات شهبانو فرح پهلوی را بانک سوئیس توقیف کرده است که دقیقا یک حرکت تبلیغاتی بود و در این رابطه کلی بدهکار هم شدیم و بدادگاه جریمه هم دادیم و معلوم شد جواهرات مال یک پیرزن ثروتمند است و مربوط به شهبانو فرح پهلوی نیست.
توجه شود رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی که تسلط بر اموال شاه را شرعا وظیفه خود می دانست چنین اعتراف صریحی را کرده است و این در حالی است که اگر رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی با ان امکانات زیادی که داشت صد در صد اطمینان به واهی بودن ثروت شاه  نداشت محال بود چنین مصاحبه ائی صورت گیرد . باری بگذریم از اعلاماتی که سران رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی از تحقیق وجستجو درباره ثروت وپول ودارائی شاه نمودند متوجه شدند با خرج بسیار این پرونده را مختومه کنند . افسوس و صد افسوس که دشمنان خاندان پهلوی در هر فرصت برای ترور شخصیت ان پادشاه ایران دوست و معصوم دست بردار نیستند .

حیرت در کجا است :
           حیرت در خبر روزنامه ایونینگ استاندارد انگلیسی نیست زیرا می دانیم دولتمردان جزیره اهریمنی ( انگلستان ) دشمنان قسم خورده رضا شاه و محمد رضا شاه وایران می باشند . حیرت از دروغ سازی احمد علی انصاری هم نیست بقول معروف او کسی نیست رقم و عددی نیست شخصیتی ندارد چهره شناخته شده است. حیرت از یک روزنامه یومیه فارسی لوس انجلس است  بنام صبح ایران که بدون بررسی و تحقیق وقدری فکر کردن داستان 30 میلیارد پوندی احمد علی انصاری را مانند خیلی از ایرانیان باور کرده است .
          آقای سیروس شرفشاهی مدیر روزنامه صبح ایران اگر قدری از شعور برخوردار بود و تجربه داشت در برخورد با این نقل قول احمد علی انصاری سه کار می توانست به کند .
کار اول :   همانند دیگر رسانه های ایرانی اعتنائی به خبر روزنامه انگلیسی نمی کرد زیرا که مستند خبر قول احمد علی انصاری ا ست که متهم به کلاه برداری است و در دادگاه نیویورک هم محکوم شده است .
کار دوم : خبر را می نوشت و با کمال شهامت و استواری به محکومیت و بی پایگی آن خبر روزنامه انگلیسی مطا لبی را می نوشت که این کار را هم نکرد .
کار سوم: همین کاری است که آقای سیروس شرفشاهی در روزنامه صبح ایران کرد یعنی اظهار نظر نسبت به ثروت شاه که دقیقا تائید نقل قول احمد علی انصاری و وجود ثروت 30 میلیارد پوندی محمد رضا شاه پهلوی شا هنشاه معصوم است .
معمولا روزنامه هائی که اعتباری دارند تا ماخذ خبر معتبر نباشد به درج خبر مبادرت نمی کنند . همچنین هستند نشریاتی که بسیار سطحی و بی ارزش هستند و خواننده زیادی ندارند تلاش می کنند راست و دروغ چیزی را بنویسند که عنوان سر مقاله و یا یاداشت روز داشته باشد و خواننده هائی پیدا کنند مانند آقای سیروس شرفشاهی مدیر روزنامه صبح ایران که می خواهد مطلبی برای روزنامه خود داشته باشد .
نکته مهم این تهمت و افترا اینستکه بسیاری نمی دانند 30 میلیارد پوند انگلیسی یعنی چه و بسیاری هم به این نکته توجه ندارند که چنین رقمی در حساب بانکی چیزی نیست که قابل استتار باشد و ازهمه مهمتر ما لیات بر ارث این ثروت رقمی نیست که دولت امریکا و یا دولت هر کشور دیگر از آن دست بردار باشد . لذا این مسائل و امثال آن برای آقای سیروس شرفشاهی مدیر روزنامه صبح ایران که حیات وشرط انتشار آن با چاپ آگهی و عوامفریبی است و آن روزنامه را میتوان بطور مجانی جلو در اکثر مغازه هائی که لوازم غذائی ایرانی دارند بدست آورد . توجه به این مسائل و ما خذ مهم نیست همان ارائه تیتر ثروت شاه و رقم بزرگ که هر چه بزرگترباشد برای فردی مانند سیروس شرفشاهی مهم است . مانند خبر 100 هزار زندانی سیاسی در زندانهای رژیم شاه و یا تهمت آتش زدن سینما رکس آبادان توسط ساواک  و امثال آنهااست نه اصا لت خبر
منشاء این شایعه سازی و تهمت ها کیست و کجاست:
بررسی تاریخی نشان می دهد که منشاء اتهام ثروت شا ه وتهمت های دیگر به رضا شاه بزرگ و محمد رضا شاه پهلوی دستگاه خبری و جاسوسی کشور فخیمه انگلستان است . بیاد داریم هنگام  خروج احمد  شاه از ایران همین جراید انگلستان ننوشتند احمد شاه جواهرات سلطنتی را با خود برده است . ولی هنگام ترک رضا شاه ایران ساز همین جراید انگلستان و دستگاه های خبری آن کشور مانند بی. بی. سی و عمال خود فروخته ایرانی آنها گفتند و نوشتند که رضا شاه جواهرات سلطنتی ایران را با خود برده است .و باز همین رادیو بی. بی .سی که متاسفانه اکثر ایرانی ها به آن معتاد میباشند و روزنامه های انگلیسی نوشتند و گفتند که شاه و ملکه تمام جواهرات سلطنتی را از ایران خارج کرده ا ند . بعد ها مسئو لین و مقامات بانک اعتراف کردند که جواهرات سلطنتی ایران دست نخورده در موزه سلطنتی بانک ملی ایران موجود است .
وقتی آمار ثروتمندان دنیا را بررسی کنیم ملاحظه میشود نام محمد رضا شاه وهیچ یک از خاندان پهلوی جزو ده هزار نفر اول نیست این بدین معناست که محمد رضا شاه پهلوی آن قدر ثروت و پول در خارج نداشته است که نامش در لیست 10 هزار نفر باشد .این است واقعیت افسوس و صد افسوس که ما همیشه آلت دست عده ائی خائن پشت به ملت کرده بوده ام . براستی که ما به شاه به میهن و به خود بد کردیم هر آنچه نمی باید کردیم.