۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه


ماجرای دادگاه لاهه به روایت دکتر  امیر اصلان افشار

طبق مقررات دادگاه بین المللی لاهه به شکایاتی که از طرف کشوری مانند انگلستان که بر علیه کشور دیگری مانند ایران ارائه می شود دیوان دادگستری لاهه برای دولت مقابل یعنی دولت ایران مهلت پاسخگوئی تعین می کند. دولت انگلستان شکایت خود را داده بود. دولت ایران برای پاسخ گوئی یا دفاع از خود حد اکثر یک ماه ونیم فرصت داشت تا جواب یا لایحه دفاعی خود را به دادگاه لاهه بدهند. سفیر ایران آقای حسین  نواب از یک ماه پیش  مرتب تلگراف رمز به ایران می فرستاد و خواهش می کرد جواب یا لایحه دفاعی خود را به دقت تهیه کنید تا در روز و ساعت مقرر در این جا باشد. آقای نواب مرتب یاد آوری می کرد 3 هفته مانده، 2 هفته مانده، 10 روز مانده،  مرتب تلگراف پشت تلگراف فرستاده می شد که به موقع لایحه دفاعی را بفرستند. ولی تا دو روز به پایان مهلت قانونی هیچ جوابی از تهران نیامده بود. آقای نواب دوباره تلگراف فرستاد که دو روز بیشتر نمانده، بالاخره به تلگراف آقای نواب جواب داده شد که به  عللی  صلاح  نبود  لایحه  دفاعی  بوسیله  شرکت  هواپیمائی  ک .  ال . ام ( K . L . M ) فرستاده شود. زیرا مصدق فکر می کرد در ایران همه جاسوس انگلیس هستند. ( به نظر من که این مطالب را برای شما باز گو میکنم  بقول معروف  عذر بد تر از گناه میباشد زیرا مصدق می توانست توسط یکی از افراد مطمئن هزار فامیل خود لایحه دفاعی را به موقع به دست مسئولان سفارت ایران در لاهه برساند بهر حال ) لایحه دفاعی بوسیله دکتر شایگان و آقای اصغر پارسا و آقای حسن صدر حاج سید جوادی فرستاده  شد. و آقایان با شرکت هوا پیمائی Iranian  Airways به آمستردام میروند  و به گفته هوا پیمائی در ساعت 7 صبح در آنجا خواهند بود. حالا آقایان چه روزی می رسند؟ همان  روزی که بایستی ساعت 4 بعد از ظهر  لایحه دفاعی  به دیوان داد گستری لاهه تحویل داده شود و رسید گرفته شود. در روز موعود من ( یعنی آقای امیر اصلان افشار ) و آقای حسین شهریار ساعت 7 صبح در آمستردام بودیم. مسافران همه خسته و کوفته رسیدند چون تمام شب در راه  بودند. این سفر هیئت ایرانی  فقط برای دادن لایحه دفاعی ایران  به داد گاه لایحه بود. بهر حال در سفارت آقای نواب با قهوه و شیرینی از آقایان شایگان و صدر حاج سید جوادی و پارسا پذیرائی کرد تا این که بعداً لایحه دفاعی را برسانیم به دادگاه. آقایان که قهو ه شان را خوردند ( وقت هم دارد همین طور تند تند می گذرد ) آقای نواب گفت لایحه دفاعی را بدهید تا دکتر امیر اصلان افشار قبل از ساعت 4 برساند به دادگاه لاهه و رسید بگیرد. دکتر شایگان که وزیر کابینه و رئیس این هیئت بود کیفش را باز کرد تا متن لایحه دفاعی را در بیاورد. وقتی که کیفش را باز کرد نگاه کرد هی ورق زد! تمام کاغذ ها را بیرون آورد اما لایحه دفاعی دولت ایران در آن نبود! دکتر شایگان رو کرد به آقای پارسا و گفت من لایحه را به شما داده بودم؟  آقای پارسا گفت کی شما لایحه را به من دادید ! ؟ متن لایحه نزد خودتان بود و قرار بود شما آن را حفظ کنید تا دست کسی نیفتد؟ دکتر شایگان بر گشت و از آقای حسن صدر حاج سید جوادی پرسید. آقای حسن صدر حاج سید جوادی هم گفت آقا من که اصلاً کارمند وزارت خارجه نیستم. من یک وکیل حقوقی از وزارت دادگستری هستم و آمده ام تا از مسائل حقوقی ای که در این جا است با خبر شوم، بهر حال هر سه آقایان به لاهه آمده بودند بدون لایحه دفاعی دولت ایران.

آقای نواب با عصبانیت گفت آقایان شما از تهران راه افتاده اید خودتان را به این جا رسانده اید. هیچ کدام از شما به فکر آوردن لایحه نبودید من به دادگاه لاهه چی بگویم؟ بعد عصبانی شد گفت خاک بر سر همه تان ! شما ها می خواهید نفت را ملی کنید شما ها می خواهید شرکت ملی نفت ایران را مانند شرکت های بین المللی نفت  دنیا اداره کنید. آن قدر عرضه ندارید که چند  ورق کاغذ را با خودتان بیاورید تا این جا از خودتان دفاع کنید! حالا بنده این جا چه کار کنم؟ بجز خجالت،چی بگویم؟

آقای دکتر امیر اصلان افشار که واسطه این کار بود، می گوید آقای نواب اجازه بدهید راهی پیدا کنیم تا به نحوی این موضوع را به تهران خبر بدهیم، برای اینکه تلفن هم با امکانات امروز وجود نداشت. بالاخره به تلفنخانه مرکزی شهر تلفن کردیم و گفتیم که این یک تلفن دولتی است و فوق العاده مهم و اضطراری است و هر چقدر هم هزینه اش باشد سفارت ایران پرداخت خواهد کرد خواهش می کنم هر طور شده ارتباط تلفنی با تهران را بر قرار کنید. تقریباً یک ساعتی گذشت تا تلفن زنگ زد و تهران جواب داد. آقای محمود اسفندیاری رئیس دفتر آقای سید باقر کاظمی وزیر خارجه پای تلفن بود. آقای نواب گفت آقای اسفندیاری به آقای کاظمی وزیر خارجه بگوئید رو سفید شدید  سه تا آقایان عاقل و بالغ را فرستادید به این جا که لایحه دفاعی را بیاورند. هر سه آمدند، چای و قهوه، و شیرینی هم خوردند ولی معلوم شده که اصلاً یادشان رفته متن لایحه را با خودشان بیاورند بالاخره پای تلفن  صحبت شد که چکار باید کرد. بعد آقای نواب گفت ممکن است لایحه را از پشت تلفن  خواند و این جا نوشت. آقای اسفندیاری گفت آخه متن 4 5  صفحه است و به زبان انگلیسی است. چه طور می شود نوشت  ؟ آقای نواب گفت،  آقای اصلان افشار این کار از دست شما ساخته است. لطفاً بروید و به دادگاه لاهه بگوئید که اگر ممکن است یک سکرتر تند نویس انگلیسی دان به ما قرض بدهند. آقای دکتر امیر اصلان افشار به دادگاه لاهه پیش آقای دو بو آن  ( De baua nt ) معاون دیوان دادگستری لاهه رفت و به دستور او خانم سکرتر تند نویسی با آقای امیر اصلان افشار به سفارت آمد. با زحمت زیاد دوباره توانستیم با تهران تماس بر قرار کنیم و از تلفن خانه خواهش کردیم که این مکالمه را قطع نکنند برای اینکه ما کار دولتی خیلی خیلی مهمی داریم. بعد در تهران تصور می کنم  آقای پویائی که انگلیسی دان درجه یک وزارت خارجه بود آمد پشت تلفن و این  لایحه 4 5 صفحه را به انگلیسی می خواند و این خانم هم تند تند استنو گرافی می کرد و می نوشت. حالا چقدر غلط نوشته و چقدر درست نوشته و چه لغت هائی را فهمیده یا نفهمیده بحث دیگری است زیرا این خانم چند بار گفت نفهمیدم این لغت را دوباره بگوئید. بالاخره باز نویسی لایحه دفاعی تمام شد و تازه می بایست ماشین می شد. همان خانمی که استنوگرافی کرد تقریباً حدود ساعت 3و نیم بعد از ظهر لایحه دفاعی را بردم تحویل دیوان دادگستری لاهه دادم و رسید گرفتم این همه بدبختی سر ما آمد بخاطر یک بی توجهی.

از روزی که پاسخ دفاعی ایران را تقدیم دادگاه کردیم تا روزی که دادگاه وقت تعین کرد یک ماه یا یک ماه و نیم فاصله بود. روز تشکیل جلسه دادگاه تعین شد و قرار شد محمد مصدق در این دادگاه شرکت کند. مصدق  به اتفاق یک گروه که تقریباً هوا پیما را پر کرده بودند، همه رفتند در هتل پالاس  که کنار دریا بود. آقای نصر الله انتظام هم  از آمریکا به هلند آمدند و در دادگاه حضور داشتند در این موقع آقای عبدالحسین مفتاح سر کنسول ما در هامبورگ که بعد اً معاون وزارت خارجه شد او هم با دو آلمانی از هامبورگ به لاهه آمد و گفت که می خواهم به اتفاق این دو نفر پیش مصدق برویم.

آقای مفتاح گفت این دو نفر آلمانی حاضرند به هر قیمتی که شده از ایران نفت بخرند. حالا مسئولیت با خودشان باشد یا نباشد ولی پولش را می دهند و شرکت های مهمی هم هستند. آقای دکتر امیر اصلان افشار جریان را به آقای نواب می گویند. آقای نواب هم به محمد مصدق گفت. مصدق گفت بیایند. در این زمان دولت مصدق فقط 10 محموله نفت فروخته بود که بسیاری از آن ها در بندر عدن توسط انگلیس ها توقیف شده بود ماجرای کشتی نفت کش روز ماری ( Rosemary )

آقای مفتاح آلمانی بلد نبود و احتیاج  به مترجم داشت که دکتر امیر اصلان افشار کار ترجمه را به عهده گرفت. آلمانی ها آمدند و گفتند که با توجه به این که کشتی روز ماری            Rosemary . و یک کشتی دیگر ایتالیائی را انگلیس ها توقیف کرده اند، با وجود این ما آماده ایم نفت بخریم و پولش را بدهیم و قرار داد ببندیم. مصدق خوشحال شد  و گفت فکر خوبی است. وقتی که برگشتیم به تهران در این مورد مطمئناً دستور خواهم داد که اقدام شود. خطاب به آقای مفتاح گفتند آقای مفتاح اگر این ها می خواهند قرار داد ببندند شما ببینید پیشنهادشان  را به چه نحو می خواهند به دست ما برسانند که ما هم اطلاع داشته باشیم. در همین موقع آقای مصدق گفتند صبر کنید، من یک مشاور دارم می گویم بیاید از او هم بپرسید. آقای مهندس کاظم حسیبی آمدند.  مفتاح با آقای حسیبی همین  موضوع را در  میان  گذاشت  ولی  حسیبی گفت آقا  ما که آدم  ها  را نمی شناسیم  مفتاح گفت من سرکنسول شما در هامبورگ هستم و این ها را می شناسم. حسیبی گفت ما که نمی شناسیم و نمی دانیم چه شرکتی هستند، شاید این ها بخواهند کاری بکنند که بعد اً موجب آبرو ریزی ما بشود .بالاخره آقای حسیبی تمام این ها را بهم زد و این آقایان  آلمانی دل سرد برگشتند. بعد آقای  مفتاح  به من گفت آقای  افشار !  من فکر می کنم حقیقتاً یک دستی در کار است که این کار انجام نشود بخاطر این که دیدید مصدق آمادگی داشت حسیبی بهم  زد و  این جریان هیچ  وقت  عملی  نشد.

روز قبل از دادگاه با آقای ثقته الدوله دیبا برادر نا تنی محمد مصدق و دکتر شایگان رفتیم در یک رستوران سوئیسی ناهار خوردیم.  و بعد راجع به لباس رسمی در دادگاه صحبت شد آقای دکتر امیر اصلان افشار گفت فردا که  دادگاه است باید لباس تیره بپوشید.  شایگان گفت من لباس تیره ندارم آقای  امیر اصلان گفت خوب شما مثل من لاغر  هستید من دو تا  لباس  تیره دارم  شما  یکی را بپوشید. وقتی شایگان رفت آقای ثقته الدوله  به  آقای  امیر اصلان  افشار  گفت  خاک  بر سرشان!  می بینی؟ این  ها می خواهند مملکت را بچرخا نند این شایگان شان آن هم مصدق برادر من و شروع کرد به انتقاد کردند.

محمد مصدق تا موقع تشکیل جلسه دادگاه با هیچ کس ملاقاتی نکرد. تنها کسی که با او دیدار داشت سفیر ایران آقای نواب و من (یعنی آقای دکتر امیر اصلان افشار بود ) محمد مصدق از اتاقش بیرون نمی آمد  و تماسی  هم  با کسی  نداشت.  ولی  بیشتر همراهانشان دائماً در گردش و خرید و تفریح بودند و همان طور که عرض کردم  بقول غلام حسین مصدق پسر محمد مصدق بیشتر سیاهی لشگر بودند. به عقیده دکتر امیر اصلان  افشار  محمد مصدق  لازم نبود  اصلاً یک  چنین هیئتی  را با  خود بیاورد 3 4 نفر از همکارانشان کافی بود    

توجه شود:  آقای  دکتر اصلان افشار تعریف می کند صبح روز بعد رفتیم به هتل.  مصدق حاضر و آماده بود.  خیلی  راحت  از هتل پالاس  بیرون آمد  و به  تنهائی سوار اتومبیل شد و به  دادگاه  لاهه آمد. ولی  وقتی از اتومبیل پیاده  شد چنان نشان داد که نمی تواند راه  برود و دو نفر زیر  بغل ایشان  را گرفتند،  که یکی  پسرش غلام حسین مصدق بود و دیگری آقای نواب سفیر ایران در هلند و مصدق لنگان لنگان داخل دادگاه شد و سر جای خودش  نشست.  در صورتی که   قبلاً  خیلی راحت  سوار اتو مبیل شده بود.

داستان نشستن مصدق  روی صندلی  نماینده انگلیس در دادگاه لاهه

( این قسمت از من محمد مجزا می باشد. جبهه ضد ملی ها و  شیفتگان  مصدق  و  فرصت طلبان  مردم  فریب برای شخصیت سا زی محمد مصدق همه جا  شایع کرده بودند روزی که جلسه  دادگاه  لاهه  تشکیل  شد.  مصدق  نیم  ساعت  زود تر به دادگاه می رود  و  روی صندلی  نماینده  انگلیس  می نشیند  و  رئیس  دادگاه  به  مصدق   می گوید   شما   اشتباه نشسته اید. این جای نماینده انگلیس است. پایان توضیح اضافی)

آقای دکتر امیر اصلان افشار در صفحه 111 کتاب خود در این مورد می گوید من تنها کسی بودم که در آن موقع از سوی سفارت ایران در هلند با دادگاه لاهه سر و کار داشتم. این که آقای مصدق قبلا جای نماینده انگلیس نشسته بودند.  یک شوخی تاریخی است و اساساً حقیقت ندارد. آقای مصدق موقعی وارد جلسه شدند که هیئت انگلیسی سر جای خود نشسته بودند. پایان گفته آقای دکتر امیر اصلان افشار.

( شرم و ننگ بر آن هائی باید که با پخش چنین دروغ ها. مردم فریبی می کنند )

داستان نطق مصدق:

چنین شایع بود نطق محمد مصدق در دادگاه لاهه را وکیل بلژیکی که مصدق استخدام کرده بود بنام  پرفسور هنری رولن نوشته است.   

آقای علی میرفطروس از قول کریم سنجابی در جائی خوانده بودند پرفسور رولن از نطق مصدق در دادگاه لاهه ایراد گرفته بود. آقای دکتر امیر اصلان افشار در این مورد چنین می گوید. اگر نطق مصدق را پرفسور رولن تهیه کرده بود ایرادی نمی توانست بگیرد. ایراد رولن به این جهت بود که شاید نطق مصدق را کس دیگری مثل کاظم حسیبی تنظیم کرده بود. پایان خاطرات دکتر امیر اصلان افشار. و لی بحث در مورد بقیه ماجرای ملی شدن نفت در شورای امنیت سازمان ملل متحد ادامه خواهد داشت.

به پایان آمد این داستان   حکایت هم چنان باقی است


۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه


تجزیه  و تحلیل نخست وزیر شدن نا گهانی  محمد  مصدق

در آن روز های تاریخی یک اتحاد و همبستگی بی مانندی در میان مردم ایران به وجود آمده بود و ملت ایران از نثار جان و مال در راه عظمت و سر بلندی ایران دریغ نداشتند. اگر رهبرانی وطن پرست، اندیشمند و شایسته داشتند که هدفی جز ملی شدن نفت نداشتند ملت ایران می توانست شگفتی بیافریند و هیچ دولتی چه داخلی ( مانند نخست وزیر ) و چه دولت های خارجی ( مانند انگلیس و امریکا ) نمی توانستند با هیچ نیرو و قدرتی این اتحاد ملت را بشکند و مقاصد شوم خود را بر ایران آن روز تحمیل کند.

تصویب اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اگر چه خیلی مهم و ارزنده بود ولی کافی نبود  و می باید در نهایت هوشیاری و آگاهی دنباله آن با جدیت، صمیمیت و وحدت نظر تمام طبقات پیموده می شد و در آن زمان بیش از هر زمان دیگری نیاز به اتحاد کلمه و تشریک مساعی و یگانگی و پیروی از نقشه واحدی برای نیل به هدف های بزرگی که در پیش بود لازم بود بخصوص در کادر رهبری که می بایست عاقلانه و با استفاده و بهره گیری از تجربه کشور هائی که قبل از ایران نفت خود را ملی کرده بودند مانند مکزیک و ونزوئلا بهره گیرند تا به پیروزی قطعی برسند و دریچه زندگی نوینی را به روی ملت باز کنند.

در علم فلسفه قانون بر این است هر گاه نسبت به موضوعی شک و یا تردید شود تحقیق، بررسی، و تجزیه و تحلیل را به دنبال می آورد و تعقل که پایه تحقیق است نقش بسیار مهمی در دستیابی واقعیت ها دارد. لذا بر مبنای این قاعده چون نسبت به نخست وزیر شدن ناگهانی مصدق شک و تردید هائی  وجود دارد به بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل می پردازیم. سوال در این است. چه شک و تردیدی. شک و تردید در این است وقتی به پرونده پر از عوامفریبی مصدق نگاه کنیم هر سمتی را با اختیارات تام وشرایط مخصوص قبول می کرد. مثلا محمد رضا شاه پهلوی هنگامی که ایران در جنگ دوم جهانی در  اشغال قوای بیگانه متفقین  بود در صدد بر آمد با محمد مصدق مشورت کند و او را به نخست وزیری منصوب کند. مصدق در جواب  با دو شرط  نخست وزیری را قبول می کرد.

شرط  اول:  گماشتن  مأمورین مسلح  برای حفظ  شخص او.

شرط دوم:  موافقت قبلی انگلیس ها  به این  انتصاب ! !  مأخذ کتاب مأموریت برای وطنم بقلم محمد رضا شاه پهلوی.

با توجه به توضیحاتی که در صفحات پیش داده شد می دانیم انگلستان برای به تأخیر انداختن، و یا به درازا کشیدن جریان ملی شدن نفت به حسین علاء- شاه و سفیر آمریکا مراجعه کرد. ولی نا امید و مأیوس گردید. لذا دست از تلاش بر نداشت توسط ایادی و نوکران و خائن های پشت بملت کرده خود اعتصابات و اغتشاشات را در ایران بخصوص در مناطق نفت خیز خوزستان را به پا کرد که سبب سقوط حسین علاء و نخست وزیر شدن مصدق شد. لذا این انتخاب نا به هنگام به شرح زیر مشکوک به نظر می آید.

1 اولین شک این است جمال امامی که معروف گردیده یکی از مهره های انگلستان است مصدق را برای نخست وزیری معرفی می کند.

2 به یاد داریم هنگامی که ایران در اشغال قوای متفقین ( روس و انگلیس ) بود محمد رضا شاه می خواست مصدق را به نخست وزیری منصوب کند،  مصدق موافقت قبلی انگلیس ها را نسبت به این انتخاب می خواست.

3 مصدق برای قبول هر شغل و مقامی قید و شرط می خواست مانند گارد مسلح، اختیار تام خواستن، موافقت انگلیس ها را می خواست ولی این بار که انگلستان به قول معروف به مناسبت قانون ملی شدن نفت در تنگنا قرار گرفته و برای این که بتواند خودش را با وضع پیش آمده آماده کند مصدق بدون هیچ قید و شرط نخست وزیری را می پذیرد.

4 هنگامی که حسین علاء می خواست کابینه خود را معرفی کند نمایندگان مجلس، او را زیر سؤال کشیدند که پدرش از شاگردان میرزا ملکم خان ارمنی و عضو تشکیلات فراماسونری بوده و اضافه کردند کسانی که عضو فراماسونر هستند مارک انگلیسی به پیشانیشان چسبیده است ولی نسبت به نخست وزیری محمد مصدق که نه تنها خودش بلکه بیشتر اقوام و اجدادش عضو فراماسونر بوده اند و به قول معروف مارک انگلیسی روی پیشانیشان چسبیده است سکوت کردند انگار که زبان در دهان نداشتند.

5 مصدق قبل از نخست وزیر شدن خود در روز 17 فروردین 1330 در مصاحبه مطبوعاتی با خبر نگاران خارجی صریحاً گفت. تصمیم مجلسین راجع به قانون اجرای ملی شدن نفت تنها در دست دولت صورت نخواهد گرفت زیرا کمپانی نفت به وسیله عمال خود که در همه جا هستند سعی می کند اجرای قانون را به تأخیر اندازد بنا بر این یک کمیسیون مختلط از نمایندگان مجلسین برای اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت مأموریت پیدا کند بیشتر به صلاح است. زیرا کمپانی در یک رئیس دولت بیشتر می تواند اعمال نفوذ کند تا یک کمیسیون مختلط از نمایندگان مجلسین. در این مصاحبه نکات مهمی که نشانگر افکار مصدق است به خوبی مشاهده می شود.

توجه شود:  مصدق در زمان  مصاحبه مطبوعاتی،  نماینده مجلس بود و حسین علاء  نخست وزیر.  مصدق می خواست به بهانه تشکیل کمیسیون  مختلط  نمایندگان مجلسین (مجلس شورای ملی و سنا ) که خودش هم یکی از نمایندگان در کمیسیون مختلط خواهد بود. کنترول قانون اجرای ملی شدن نفت را به دست گیرد و با بهانه تراشی های خود طبق خواسته انگلستان قانون اجرای ملی شدن نفت را به تأخیر و یا به درازا بکشاند و برای این که به گفته اش سندیت بیشتری دهد فلسفه اعمال نفوذ انگلیس در رئیس دولت را مطرح کرد.

نکته دوم:  مصدق نمی دا نست با زی انگلستان قرعه فال را به نام او خواهد زد تا در نقش نخست وزیر قانون اجرای ملی شدن نفت را به تأخیر و یا به درازا بکشاند. به همین دلیل در مقام نخست وزیر همه گفته های خود را که در مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران خارجی گفته بود فراموش کرد، و کنترول قانون اجرای ملی شدن را به تنهائی به دست گرفت و تمام مذاکرات و تصمیم گیری ها را او انجام داد بدون این که از نظرات هیئت دولت خود و یا یاران جبهه ملی اش استفاده کند. بلکه در خیلی مواقع اقدامات و تصمیمات خودش را از آن ها پنهان می کرد که باعث رنجش و ناراحتی آن ها  شد مانند حسین فاطمی وزیر امور خارجه اش.

6 مصدق علی الظاهر برای دفاع از حقوق ملت ایران در مقابل شرکت نفت دو بار به دادگاه بین المللی لاهه و یک بار به امریکا برای شرکت در شورای امنیت سازمان ملل متحد حضور یافت و در تمام مجامع بین المللی مصدق به طریقی عمل کرد که قانون ملی شدن نفت به درازا کشیده شود. البته در مقالات آینده مفصل در این موارد صحبت خواهد شد.

در محیط زیست بشر موجودات ریزی وجود دارند که با چشم معمولی دیده نمی شوند فقط با میکروسکپ قابل دیدن هستند. اعمال و اقدامات مصدق را هم با نگاه معمولی نمی توان تشخیص داد باید به حرکات و اقدامات او دقت کرد، موشکافی بشود تا به ریشه افکار پلید مصدق پی برد. در جریان سفر مصدق به دادگاه لاهه به خوبی می توان نمونه ای از طرز عمل موذیانه مصدق را مشاهده کرد.

توجه شود:  مصدق 13 14 نفررا به عنوان هیئت ایرانی همراه خود به لاهه می برد با وجود  این که افرادی با داشتن عنوان دکترای حقوق بین المللی مانند کریم سنجابی و چند نفر دیگر در هیئت ایران وجود داشتند مصدق  دو وکیل از اهالی  بلژیک استخدام می کند و فقط به هنری رولن3000 دلار دستمزد می دهد، حاصل کار این آقای وکیل در دادگاه بین المللی لاهه این بود که رأی دهد شرکت نفت انگلیس می تواند ادعای غرامت عادلانه  و کامل کند و دولت ایران هم تعهد کرده آن را پرداخت کند. آن روز ها هیچ کس به این فکر نیفتاد چرا مصدق وکیل خارجی انتخاب کرد و به عنوان وکیل ایران در دادگاه شرکت کرد و آن رأی را به نفع انگلستان صادر کرد. به این خاطر  بود که مصدق و یارانش  نمی توانست به این واضحی این رأی را بدهند ولی هنری رولن می توانست و مصدق هم در پایان کار یک قالیچه نفیس به او کادو داد. رأی هنری رولن در پرونده نفت دادگاه بین المللی لاهه در سال 1952 ثبت شده است.

مصدق هم طی نطقی که بیشتر انتقاد از محیط دیکتاتوری که منجر به امضای قرار داد     1933 شد نمود و در پایان گفت دادگاه بین المللی لاهه صلاحیت رسیدگی ندارد و پرونده مانند توپ فوتبال به شورای امنیت و دوباره به دادگاه لاهه حواله شد. حاصل همه این ها سرگردانی ملت ایران و اتلاف وقت شد. لذا با توجه به آن چه اتفاق افتاد می توان بگوئیم مصدق در جهت خواسته نظر انگلستان که می خواست قانون اجرای ملی شدن نفت به تأخیر و یا به درازا کشیده شود با این نمایشات در مجامع بین المللی مصدق توانست لیاقت و شایستگی خود را به دولتمردان جزیره اهریمنی انگلستان ثابت کند و سوگندی که هنگام عضویت در جامع آدمیت خورده بود که با تمام کوشش شاًن و حقوق انگلستان را محفوظ دارد را به خوبی انجام داده است.

نکته باریک تر از مو که می باید توسط میکروسکپ دیده شود استخدام هنری رولن به عنوان وکیل ایران و رأی به نفع انگلستان بود. راستی آن چه که با قلم ناتوان گفته شد مهارت می خواهد که مصدق به ملتی خیانت کند ولی مردم مصدق را رهبر بزرگ خود بدانند.

7- کدام یک از افراد مانند رزم آرا، حسین علاء و سید ضیاءالدین طبا طبا ئی غیر از مصدق می توانستند 28 ماه ملت ایران را بازی دهند و نگذارند پرونده ملی شدن نفت در مجامع بین المللی  مورد رسیدگی  قرار گیرد تا دنیا   بداند شرکت  نفت  چه  اقدامات غیر قانونی و اجحافی به ملت ایران کرده است.

8 مصدق برای اینکه به هدف های خود برسد و بتواند خدمت خود را به دولت فخیمه انگلستان انجام دهد باید محیط را نا آرام کند به قول معروف آب را گل آلود کند تا بتواند برنامه های خود را انجام دهد به همین دلیل در اولین قدم نخست وزیری خود بازی تحریک آمیز خود را به  نمایش گذاشت.در معرفی هیئت دولت خود به دربار تلفن کرد و گفت چون وزرای ما لباس رسمی ندارند و وسائل تهیه برای آنها فراهم نیست اجازه بدهید با همان لباس های عادی بیایند و معرفی شوند که محمد رضا شاه پذیرفت.

شاه و  مصدق هر دو دست از دنیا کشیده و به تاریخ  پیوسته اند. آیا این عمل مصدق بهانه ای بیش نبود. لذا می بینیم از همان لحظه اول نخست وزیریش به دنبال بهانه تراشی و ماجرا و شر به پا کردن بود تا انگیزه واقعی وظیفه خود را که به درازا کشیدن قانون ملی شدن نفت بود را از دید اندیشمندان و ملت ایران مخفی بماند.

به پایان آمد این دفتر حکایت هم چنان باقی است

  

۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه


بررسی  ملی  شدن  نفت  توسط  رضا  شاه 

هدف انجام هر کاری یا شخصی است و یا اجتماعی. در هدف شخصی رابطه بین هدف ومنافع حاصل از آن انحصاراً متوجه یک نفر یا یک گروه خاصی می باشد. اما در هدف اجتماعی اثر بخشی هدف متعلق به فرد و اجتماع است.

برای موفقیت در هر دو هدف چه شخصی و یا اجتماعی، آگاهی برای به نتیجه رساندن هدف،  بررسی و تجزیه و تحلیل مشکلات احتمالی که ممکن است در مسیر هدف به وجود آید، هم چنین  جو بین المللی، امکانات مالی و خیلی موارد دیگر لازم است پیش بینی شود. نادیده گرفتن این موارد امکان موفقیت هدف را مشکل می سازد و یا بطور کلی هدف با شکست روبر می شود.

هدف از تحریر این نوشتار این است چون لغو قرارداد نفت ایران یا بقول معروف ملی شدن نفت در دو مقطع زمان و به وسیله دو شخصیت، رضا شاه و محمد مصدق رهبری شده است. لازم است بررسی شود کدام یک دنبال هدف شخصی و کدام دنبال هدف اجتماعی بوده و دست آورد کدام ملی شدن در جهت منافع ایران بوده است.

داستان  لغو قرار داد  دارسی یا ملی شدن نفت در زمان  رضا  شاه

ماجرای لغو قرار داد دارسی و سیر وقایعی که به انعقاد قرار داد سال 1312 ( 1933 ) و تمدید امتیاز دارسی انجامید از مهم ترین وقایع دوران سلطنت رضا شاه است. از سال 1306 خورشیدی برابر با 1927 میلادی در آمد سالانه ایران از نفت کاهش یافت. لذا تیمور تاش وزیر دربار از طرف رضا شاه مأمور مذاکره با شرکت نفت انگلیس و ایران شد. لازم به یاد آوری است پس از کشف نفت و امتیاز نامه دارسی شرکتی تشکیل شد از نمایندگان انگلیسی و ایرانی بنام ( شرکت نفت انگلیس و ایران که در ایران بهB.P معروف شد ) لذا  بررسی بیلان عملیات شرکت نفت انگلیس و ایران طی این سال ها تصویر روشن تری از میزان اجحاف شرکت نفت به دست آمد. بهانه های شرکت نفت  در تقلیل سهم ایران قابل قبول و قانع کننده نبود لذا بدستور رضا شاه دولت از دریافت وجه نا چیزی که شرکت نفت بابت حق الامتیاز سال 1310 (1933 ) پیشنهاد می کرد خود داری نمود و بدنبال آن دولت ایران رسماً لغو امتیاز دارسی را اعلام داشت.

درباره چگونگی لغو امتیاز نامه دارسی و پی آمد های آن طبق معمول از قول کسانی که دست اندر کار این ماجرا بودند، تعریف ها و یا بهتر است بگوئیم داستان های مختلفی  نقل شده است. حاصل همه آن ها این است که حدود دو سال تیمور تاش در حال مذاکره با مقامات انگلیسی بود و در ضمن نیم نگاهی هم به مسکو داشته است حتی یک بار در مراجعت از لندن به تهران چند روزی در مسکو توقف داشته و شایع است کیف مدارک و پرونده او در مسکو مفقود می شود.

رضا شاه از کندی پیشرفت کار در مذاکرات نفت ناراحت شده، ششم آذر ماه  1311  به  هیئت  دولت  می رود  و تیمور تاش  هم  پرونده  نفت  را که طی  دو  سال  به نتیجه ای  نرسیده  بود  می  آورد. رضا  شاه  رو به  نخست    وزیر ( مخبرالسلطنه هدایت ) می کند و می پرسد کار این پرونده نفت به کجا رسیده است، تا دیروز عذرتان این بود که برای تعین تکلیف قضیه، بهتر است دست نگاه داشت. لذا بیش از این احتیاجی نیست و قاطعانه به وزرا دستور می دهد بنشینند و ترتیب لغو امتیاز نامه دارسی را بدهند. لذا تصمیم دولت ایران درباره لغو امتیاز نامه دارسی روز 27  نوامبر 1932 برابر با  1311 خورشیدی به نماینده شرکت نفت انگلیس و ایران در تهران ابلاغ شد و بدین ترتیب نفت ایران ملی گردید.

بعد از این ماجرا سفیر انگلیس در ایران یاداشتی به وزیر خارجه ایران فرستاد و یاد آور شد که دولت ایران حق لغو  یک جانبه قرارداد دارسی را نداشته و چنین عملی نقض حقوق بیت المللی است و مستقیماً علیه یک شرکت انگلیسی است. که دولت انگلیس ملزم به حمایت از آن است. به هر حال از طریق دیپلماسی نتیجه ای حاصل نمی شود لذا انگلیس روز چهاردهم دسامبر 1932 میلادی از جامعه ملل که بعداً تغیر نام به  سازمان ملل متحد امروز داد و من معتقدم نام واقعی آن  سازمان دول متحد است نه ملل متحد. تقاضای رسیدگی کرد و جامعه ملل اختلاف بین انگلیس و ایران را در دستور کار خود قرار داد. جریان اقداماتی که از آن تاریخ تا عقد قرارداد 1933 یا امتیاز نامه جدید شرکت نفت انگلیس و ایران مفصل و شرح و بسط آن خسته کننده است آن چه مورد توجه است این است که از طرف دولت ایران آقایان حسین علاء و علی اکبر داور به جامعه ملل رفتند و حاصل اقدامات آن ها این شد که با وساطت و توصیه هائی مذاکرات مستقیم با شرایط و موافق منافع ایران امتیاز جدیدی البته برای بقیه مدت امتیاز سابق که 32 سال بود بدهند. و با این شرط که اگر توافقی حاصل نشد به جامعه ملل برگردند و داوری بخواهند.

مذاکرات در تهران با حضور چهار نفر علی اکبر داور وزیر دادگستری، حسن تقی زاده وزیر مالیه ( وزیر دارائی )، محمد علی فروغی ( ذکاءالملک ) وزیر امور خارجه و حسین علاء رئیس بانک ملی جریان یافت.

پس از چند هفته مذاکره بحث بر سر مدت قرار داد جدید به میان آمد. نمایندگان شرکت نفت انگلیس خواهان 60 سال بودند. ولی چهار نفر نمایندگان ایران برای 32 سال بقیه قرار داد دارسی بودند. نمایندگان شرکت نفت انگلیس در منظور خود پا فشاری و تهدید قطع مذاکرات و ترک فوری از ایران کردند. این پیش آمد بی اندازه و فوق تصور درد آور بود ولی در آن لحظه اندیشه به مملکت و عواقب حمله نظامی وجنگ مد نظر بود. زیرا بیرون آمدن از مخمصه ای که به ظاهر بن بست می نمود آسان نبود و افزایش مدت امتیاز برای 32 سال بیشتر اهمیت زیادی نداشت. حسن تقی زاده معتقد بود با قدری گذشت طرح جدید بمراتب از امتیاز نامه دارسی بهتر بود.

بررسی مزایای قرار داد  زمان رضا شاه بر قرار داد دارسی

1 - در امتیاز نامه دارسی که در سال 1901 منعقد شده بود هیچ ماده ای وجود نداشت که شرکت نفت انگلیس و ایران را ملزم به پرداخت مالیات کند. بر عکس در قرار داد 1312 برابر با 1933 میلادی مبلغی که شرکت باید مالیات به پردازد صریحاً معین شده بود.

2 به موجب قرار داد 1312 زمان رضا شاه، شرکت نفت ملزم به پرداخت مالیات بر در آمد می گردد. در صورتی که در امتیاز نامه دارسی بحثی در مورد مالیات بر در آمد نشده بود، زیرا قانون مالیات بر در آمد شرکت ها در ایران از سال 1309 خورشیدی وضع شد و پیش از آن چون قانونی وجود نداشت شرکت نفت انگلیس خود را ملزم به پرداخت آن نمی دانست.

3 - در قرار داد 1312 زمان رضا شاه  قیمت هر تن نفت از 2 شلینگ به 4 شلینگ افزایش یافت یعنی دو برابر شد.

4 در قرار داد دارسی حوزه عملیات اکتشاف نفت تمام ایران بجز پنج استان شمالی بود. ولی در قرار داد جدید زمان رضا شاه حوزه عملیات نفت فقط به صد هزار مایل برابر با یک صد و شصت هزار کیلو متر مربع محدود گردید.

5 یکی از مواردی که واقعاً رضا شاه را آزرده خاطر کرده بود عدم کنترول مسئولان ایران در حسابرسی دفاتر شرکت نفت بود. حتی علی اکبر داور یکی از مواردی که در شکایت نامه خود به سفیر انگلیس اشاره کرده بود نبودن امکان دسترسی حسابرسان ایران بر دفاتر شرکت نفت بود. لذا رضا شاه با یک مدیریت صحیح جلوی این کم کاری که بهتر است بگوئیم جلوی تقلب شرکت نفت را گرفت، بدین نحو که مبنای محاسبه فروش نفت را بر هر تن که در بندر بار کشتی های نفت کش که اندازه آن ها معلوم بود  محاسبه می گردید که پس از آن اصطلاح هر تن در بندر متداول شد.

6 ملی کردن نفت که در سال 1312 ( 1933 ) توسط رضا شاه انجام شد به ماده دهم  امتیاز دارسی توجه مخصوص شده و در امتیاز جدید منظور شده بود که برای ایران در آمد بسیار زیادی بود. ماده دهم می گوید. در آمدی که شرکت نفت انگلیس از فروش نفت ایران بدست می آورد، و با آن در آمد در سایر کشور ها به اکتشاف و استخراج نفت می پردازد و نفت بدست آمده را فروخته از سودی که می برد 16 در صد آن متعلق به ایران است. با حسابی بسیار ساده متوجه می شویم در آمد ایران از این راه اگر از در آمد نفت خود بیشتر نباشد کمتر نیست. این در آمد سرشار و خدمت بزرگ به ایران توسط رضا شاه و همکاری افراد میهن پرستی مانند علی اکبر داور، حسن تقی زاده، محمد علی فروغی و حسین علاء تنظیم و به امضا رسید.

اشارات  لازم:

1 زیرکی و بصیرت رضا شاه این بود ضمن این که در تلاش بود در آمد ایران را از نفت زیاد کند که کرد ولی هرگز اجازه نداد به قول معروف مرغی که روزی یک تخم طلا می گذاشت (  یعنی استخراج نفت ) در اثر جهالت و به طمع دست یافتن به تخم مرغ های بیشتر منبع اصلی،   به دست صاحبش کشته شود.

2 افرادی که در ملی کردن نفت در سال 1312 ( 1933 ) مسئولیت داشتند در دفاع از حقوق ایران به مراتب چه از نظر تحصیلات و چه از نظر بصیرت و تجربه و صداقت در گفتار و عمل از محمد مصدق بالاتر بودند.

3 ملی کردن نفت در زمان رضا شاه در محیطی کاملاً آرام و بدون هوچی گری و زنده باد و مرده باد انجام شد و پالایشگاه نفت در آبادان دایر و کار گران و کارمندان در پالایشگاه مشغول بودند و از همه مهم تر این بود.  هیچ یک از مقامات مسئول هرگز فکر استفاده از وجود کار گران و کارمندان برای مقاصد شخصی را در مغز خود طراحی نمی کردند که با بر پا کردن تظاهرات کشور را به آشوب و بی نظمی بکشند. افزون بر این ها مسئولان برای کسب وجاهت ملی غوغای نفت به پا نکردند فقط یک هدف داشتند حفظ منافع ایران.

4 امضا کنندگان قرارداد 1312 ( 1933 ) هر آنچه در قلمرو دانش و تجربه اندوخته بودند برای بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی ایران در اختیار دولت های وقت قرار دادند و در کار های اجرائی هر یک از این چهار نفر کار کشته تر از محمد مصدق بودند. بهترین دلیل حضور علی اکبر داور و حسین علاء در جامعه ملل و دفاع از حقوق ایران بود که مسیر مذاکرات را بطریقی قرار دادند که اگر هیئت ایران و نمایندگان انگلستان به توافق نرسیدند به جامعه ملل بر گردند و داوری بخواهند به عبارت دیگر در مذاکرات را باز گذاشتند.

5 تمام مذاکرات در مورد نفت توسط هیئت چهار نفره انجام می شد و تماام اسناد و مدارک آن در بایگانی های مربوط موجود و قابل دسترس بود.

6 قرارداد 1312 ( 1933 ) می گوید در آخر مدت امتیاز کلیه دارائی متعلق به دولت ایران است و در مورد حوزه عملیات اکتشاف هم قبلاً بحث شد که از تمام ایران به یک صد هزار مایل برابر با یکصد و شصت هزار کیلومتر تقلیل یافت.

7 یکی دیگر از امتیازات قرار داد زمان رضا شاه مدت اکتشافات است که 5 سال تعین شد نه تا هر وقت که شرکت نفت انگلیس می خواست. لذا شرکت ناگزیر بود در طول مدت 5 سال حوزه نفتی مورد بهره برداری خود را اعلام کند.

این قرارداد با این مزایا مورد حمله شدید محمد مصدق در همه جا بخصوص در شورای امنیت سازمان ملل متحد و بلند گو های او مانند حسین مکی،  حائری زاده، کاظم حسیبی، الهیار صالح، احمد متین دفتری، حسین فاطمی، دکتر علی شایگان و صد البته بلند گو های اتحاد جماهیر شوروی ( حزب توده ایران ) قرار گرفت.

8 رضا شاه  و چهار نفر مسئول تنظیم قرار داد 1312 به خوبی آگاه بودند چنان چه در مورد مدت قرار داد با نمایندگان شرکت نفت انگلیس به توافق نرسند آن ها تهدید کرده بودند ایران را ترک می کنند. این احتمال وجود داشت دولت انگلستان که نفت جنوب  یعنی خوزستان به جانش بستگی داشت را از دست ندهد به ایران حمله کرده و جنوب ایران را تصرف کند. رضا شاه می دانست روسیه شوروی هم به استناد قرار داد 1921 تمام نواحی شمال ایران حتی تهران که پایتخت بود را اشغال خواهد کرد به همین دلیل در مورد مدت قرار داد 1312 به جای 30 سال با 60 سال که مورد رضایت نمایندگان شرکت نفت انگلیس بود با قدری گذشت که آن هم زیاد مهم نبود موافقت کرد. این تدبیر به جای رضا شاه مرا به یاد گفته یکی از فلاسفه انداخت که می گوید.

رهبر  آن نیست  که  احساسات  مردم  را  بر انگیزد

رهبر  آن   است   که   عا قبت   کا ر    را   بیا ندیشد

رضا شاه عاقبت کار را اندیشید و با قدری گذشت ایران را از خطر بزرگی نجات داد. لذا با توجه به مطالب یاد شده اقدامات ملی کردن نفت در زمان رضا شاه هدف اجتماعی داشت که منافع آن شامل ملت ایران گردید و رضا شاه نه تنها منافعی نبرد بلکه مورد حسادت عده زیادی از روسوفیل ها و انگلوفیل ها و افراد هزار فامیل مصدق قرار گرفت.

 بحث ملی شدن نفت در زمان مصدق در آینده مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. پایان




۱۳۹۱ تیر ۵, دوشنبه


باور  های کودکانه یا وعده  های  مردم  فریب

اگر افراد بتوانند با مردم فریبی جامعه را فریب دهند نمی توانند تاریخ را فریب دهند. زیرا تاریخ است که  از دوران زندگی افراد دور نمائی نشان می دهد. و پرده های تاریک و روشن روز ها را از نظر می گذراند. لذا تاریخ دانا ترین و دادگر ترین داور است.

عواملی که سبب پیدایش نهضت ملی کردن صنعت نفت شد. عبارت بودند

1 امتیاز نامه غیر منصفانه دارسی

2 در آمد کم دولت ایران از نفت.

3  - سر پیچی شرکت نفت انگلیس و ایران از تعهداتی که به موجب امتیاز نامه دارسی و قرار داد  1933 به عهده داشته بود

4  -  علاقمندی دولت های دیگر به نفت ایران  و سهیم شدن در آن مانند آمریکا

5 وضع زندگی و معاش  اسفناک کارگران و کارمندان شرکت نفت، موجبات  ظاهری جنبش ملی کردن نفت بود.

در مورد ملی شدن نفت افراد اظهار نظر و سخنانی گفته اند. آگاهی از آن ها کمک شایانی به شناخت بیشتر آن ها و مسئله ملی شدن صنعت نفت می کند.

محمد مصدق: 

حقیقت این است کشور ایران دچار هیچ گونه ضرر اقتصادی و ارزی از ملی کردن صنعت نفت نخواهد شد.

بیانات دکتر علی شایگان:

دکتر علی شایگان  در جلسه 28 آذر 1329 مجلس شورای ملی در مورد ملی کردن صنعت نفت نطقی بدین شرح ایراد کرد.

بعون الله محیط بین المللی هم مساعد است برای ملی کردن نفت این قدم مردانه را بردارید و نفت را ملی کنید. ملت می تواند صنعت نفت را اداره کند اگر نتوانست  گردن مرا بزنید. این قدم را بردارید نفت را ملی کنید. ملت ایران همیشه خودش را اداره کرده، این بار هم اداره خواهد کرد.

نطق محمد نریمان:

در همان جلسه محمود نریمان  یکی از اعضای جبهه ضد ملی ها چنین گفت.

راجع به امکان  بهره برداری از معادن نفت جنوب توسط  دولت ایران نباید تردیدی به خود راه دهیم زیرا با بر چیدن دستگاه  شرکت نفت جنوب اداره امور به مجرای طبیعی خود خواهد افتاد.

بیانات دکتر بقائی:

البته اولیای شرکت نفت و مزدوران آن این طور وانمود می کنند که ملت ایران خودش نمی تواند چنین کاری را بکند. چه مانعی دارد از کشور های بی طرف متخصص به اندازه کافی استخدام می کنیم یا چه مانعی دارد از انگلستان استخدام می کنیم. کار می کنند و حقوق می گیرند. تازه یک موضوع دیگر اگر نفت را تصفیه نه کنیم چه می شود   بسیاری از ممالک خودشان برای خودشان تصفیه خانه می سازند که نفت را تصفیه کنند با این نعمت خدا داده کشتی می آیدکنار بندر ده هزار تن می خواهد یکی دیگر می آید 30 هزار تن نفت می خواهد پولش را می گیریم نه تصفیه خانه می خواهد نه متخصص. این دیگر کاری دارد. بیرون آوردن نفت خام و فروش آن بدون تصفیه. هر ایرانی کودن می تواند بکند. ولی به فکر رجال با هوش ما نمی رسد. مطمئن باشید بدون هیچ چیز می توانیم در دنیا نفت فروشی کنیم و قول می دهم که اسکله های بنادر ما مثل دکان نانوائی کشتی ها برای بردن نفت توی صف خواهند آمد. آقایان بیائید رأی بدهیم  قرار داد 1312 خورشیدی برابر با 1933 میلادی را که در زمان رضا شاه منعقد شده را ملی کنیم.

سخنان الهیار صالح:

الهیار صالح چنین سخن را آغاز کرد. راجع به ملی نمودن صنعت نفت آیا عملی می شود یا نه ؟؟. آقایان اطلاع دارید دولت مکزیک که همسایه کشور قوی امریکا می باشد نفت خود را از دست امریکا گرفت و آن را ملی نمود منتهی خسارت داد. تصور نفرمائید هر گاه ما این کار را به کنیم انگلیسی ها کشتی جنگی خواهند آورد و قشون پیاده خواهند کرد. ما می توانیم از همین متخصصین  انگلیسی که الان در نفت جنوب کار می کنند یا اشخاص بیکار دیگر که در انگلستان یا کشور های دیگر هستند متخصصین را استخدام نمائیم و به تدریج نفت خودمان را استخراج و با همان کشتی های حامل نفت آن را به بازار خارجه بفروشیم.

نظر عبدالرحمان فرامرزی در مورد ملی کردن صنعت نفت:

 عبدالرحمان فرامرزی در جلسه بیست و ششم کمیسیون نفت مورخ نهم بهمن 1329 چنین گفت. راجع به ملی شدن نفت آقای قشقائی پیشنهاد کردند. حقیقت این است که این جا نشسته ایم تصمیمی بگیریم که در وضع مملکت تأثیر عظیمی داشته باشد و بعد هم از عهده انجام آن بر نیائیم این کار را سر سری نمی شود گرفت. استدعا دارم روی احساسات اقدام نکنیم. فکر کنیم  بعد عمل کنیم. آقای  مصدق  فرمایشی کردند، رک و پوست کنده بگویم  ما می ترسیم نتوانیم اداره کنیم این در آمد فعلی هم از بین برود. همین حالت بی سامانی که ما در کارخانه ها و معادن ما است در صنعت نفت هم جاری بشود.

سخنان حسین مکی:

در همان جلسه حسین مکی در جواب عبدالرحمان فرامرزی گفت.دنیای امروز سی میلیون تن نفت را نمی تواند  از جای دیگر استخراج کند. اگر تنی 50 لیره هم  بدهیم می خرند حتی مهندسین مجانی هم در اختیار دولت ایران می گذارند. لذا منابع ما نخواهد خوابید بلکه همه نوع کمکی هم دنیا به ما خواهند کرد. در حدود 7 میلیون تن تنها بحریه انگلیس احتیاج دارد و ما حاضریم  با قیمت عادلانه به خود آن ها بفروشیم و همین مهندسین که الان به کار مشغولند استخدام می کنیم. بنده با دلیل و رقم همه را روی کاغذ ارائه می دهم.

نظر کاظم حسیبی در مورد ملی شدن نفت:

در مدارک مقامات امریکائی  در مورد کاظم حسیبی چنین آمده است. در سفر مهندس حسیبی به امریکا پس از سا عت ها بحث و گفتگو در مورد مسئله نفت به نتیجه ائی نرسیدند. از او سوال کردند  بالاخره مشکل نفت را به چه طریقی باید حل کرد ؟ او جواب داد خداوند خودش حل خواهد کرد. از این گفته همه متعجب شدند خداوند !!

در زمانی که تب ملی شدن نفت همه روشنفکران و جبهه ضد ملی ها را گرفته بود. و مرتباً خبر نگاران با آنها مصاحبه می کردند خبر نگاری نظر کاظم حسیبی را در مورد ملی شدن نفت  می پرسد که آیا موافق است یا نه. حسیبی جواب می دهد الان نمی توانم جواب بدهم . استخاره می کنم بعد اً جواب می دهم.

 نماینده انگلیس چه می گوید:

سام فل  که در بحبوحه ملی شدن صنعت نفت به ایران سفر کرده بود،  می گوید مصدق با من حرف نمی زد. با کاردار سفارت در تماس بود. ولی پس از چند مدت که سام فل  به لندن برگشته بود، گفت با مصدق به توافق  رسیدیم و   همه چیز بر وفق مراد پیش می رود. سوال در این است. با مصدق به چه توافقی رسیده بودند ؟ که هیچ کس از آن خبر نداشت. لغو 16 در صد سهم حق مالکیت ایران از 46 شرکت وابسته شرکت نفت انگلیس و ایران  بدون اینکه در مجلس شورای ملی عنوان کرده باشد.

شاه و مسئله ملی کردن صنعت نفت

در این که نهضت ملی کردن نفت از حمایت و پشتیبانی عمیق ملت ایران سر چشمه گرفته بود جای هیچ گونه شک و تردید نمی باشد. این گونه نهضت ها در تاریخ ایران به کرات اتفاق افتاده و جزو مقدس ترین و گرانبها ترین اقدامات محسوب می گردد و احساساتی که سر چشمه آن می باشد از پاک ترین احساسات انسانی به شمار می آید.

رهبریت در نهضت ها نقش بسیار مهم و اساسی دارد رهبر است که می تواند احساسات مردم را در مسیر صحیح برای رسیدن به هدف هائی که از پیش تنظیم و برنامه ریزی شده راهنمائی کند و هستند رهبرانی که فقط قدرت تحریک و بر انگیختن احساسات مردم را دارند ولی فاقد مآل اندیشی و فاقد توانائی لازم می باشند و هدفشان از نیروی نهضت مردم بهره برداری برای هدف های شخصی و تصفیه حساب ها با دیگران است. لذا هدف از نوشتن این نوشتار  این است که بدانیم رهبران نهضت ملی شدن نفت چه کرده اند که سبب شکست نهضت ملی شدن نفت شد تا تجربه ای شود برای آیندگان که گول آن ها را نخورند و کلاه بسیار گشاد که تا زانو سر ملت را فرا گرفت را نتوانند سر آیندگان بگذارند.

چون برای قضاوت صحیح و بی طرفانه بررسی و تحقیق لازم است. اکنون بهترین فرصت است تا با مدارک بسیار زیادی که منتشر شده برای شناسائی و تجربه آموختن اقدام شود.

روز بعد از وقوع قتل رزم آرا کمیسیون نفت به اتفاق آرا قطعنامه ای را تصویب کرد که در آن ملی شدن نفت را توصیه می کرد و به این ترتیب به احساسات عمومی ملت ایران پاسخ مثبت داد. کمیسیون از مجلس 2 ماه فرصت خواسته بود تا در این مدت مطالعه کند که به چه طریقی می توان این امر مهم را به صورتی مناسب و شایسته به مرحله اجرا گذارد.

وقتی محمد رضا شاه حسین علاء را به جای حاجیعلی رزم آرا به نخست وزیری منصوب کرد شپرد سفیر انگلستان ملاقاتی با نخست وزیر جدید که یک اشراف زاده تحصیل کرده بود و قبلاً در سمت سفیر ایران در امریکا خد مت می کرد گفت به صرف تصویب لایحه ای نظیر ملی  شدن صنایع  نفت ایران به عملیات کمپانی نفت از لحاظ  قانونی نمی توان پایان داد. اما بر سر تقسیم منافع بر اساس 50- 50 می توان مذاکره کرد.

علاء به او پاسخ داد تقسیم 50- 50 منافع در تصویب قراردادی در این زمینه شاید قبلاً عملی بود اما در شرایط و اوضاع و احوال کنونی چیزی بیش از این لازم است.

نخست وزیر ادامه داد اینک تمام ایرانیان ملی شدن نفت را به عنوان یک اصل مورد آرزوی خود می دانند این اندیشه و فکر نفوذ و گسترش بسیار پیدا کرده و مردم معتقد شده اند سعادت کشورشان به آن بستگی دارد.

روز 25 اسفند 1330 برابر ( 15 مارچ 1951 ) که مجلس به اتفاق آرا ( 95 نماینده حاضر در جلسه ) لایحه ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد شپرد گزارشی به وزارت خارجه انگلیس به شرح زیر فرستاد.

اصل ملی شدن نفت در ایران را باید فراموش شده تلقی کرد. حوادث اخیر از نظر افکار عمومی چنان به قرار داد نفت ضربه زده که هیچ دولتی نمی تواند این امر را نادیده بگیرد. وقتی روز 20 مارچ ( 29 اسفند ) مجلس سنا ملی شدن نفت را به اتفاق آرا تصویب کرد شپرد دیگر هیچ استدلالی نداشت که برای وزارت متبوع خویش ارائه کند.

در نقل و بررسی تاریخ ملی شدن نفت  موضوعی که اصلاً به آن اشاره نشده و باید قضاوت شود نظر و اقد ام محمد رضا شاه است به خصوص نسبت به شخص محمد مصدق است.

1 برای تشریح موضع آمریکا مک گی معاون وزارت امور خارجه امریکا با شاه ملاقات کرد وقتی مک گی  از شاه  پرسید آیا فکر می کند  با  بهره  مند بودن    از پشتیبانی امریکا می تواند جلو ملی شدن نفت را که منافع  نفتی امریکا در نقاط دیگر را به خطر می اندازد را بگیرد. شاه پاسخ داد این نهضت در جهت احقاق حق ملت ایران به حرکت در آمده و تمام ملت ایران آگاهانه از آن پشتیبانی می کند و شاه خواهش کرد از او چنین چیزی را نخواهیم.

2 وزارت خارجه انگلیس به این فکر افتاد که جلوی اجرای لایحه ملی شدن صنعت نفت را بگیرد. از آن جا که تمام لوایح مصوبه در مجلس برای آن که قدرت قانونی یابد باید به توشیح شاه می رسید. وزارت خارجه انگلیس به شپرد سفیر خود در تهران دستور داد به هر طریق ممکن شاه را قانع کند از توشیح لایحه نفت خود داری کند و یا لااقل آن را به تأخیر اندازد به بهانه این که در قانونی بودن چنین اقدامی تردید وجود دارد و لازم است بررسی بیشتر شود ولی شاه بر خلاف خواسته سفیر انگلستان سریعاً لایحه را توشیح نمودند.

3 در تاریخ 29 خرداد 1330 وقتی جکسن وزیر میسیون حل اختلاف به عنوان اعتراض نسبت به لایحه ملی شدن نفت نزد شاه رفت شاه به او اطمینان داد که مجلس شورای ملی در تعقیب موضوع ملی کردن نفت جانب اعتدال را رعایت خواهد کرد.

4 محمد رضا شاه در کتاب پاسخ به تاریخ خود می نویسد. وقتی مجلس نفت را ملی کرد من کاملاً پشتیبان این اقدام بودم و قانون آن را بی درنگ توشیح کردم.

5 - وقتی به مسئله ملی شدن نفت  با دید تحقیقی نگاه کنیم متوجه می شویم محمدرضاشاه ضمن این که با اقدام ملی کردن نفت موافقت داشت ولی با جهان بینی خود عاقبت کار را می اندیشید و از قدرت عظیم شرکت نفت و دولت های انگلیس و امریکا به خوبی آگاهی داشت.   لذا از آن بیم  داشت  که   مبادا این اقد ام لطمه جبران نا پذیری به تمامیت ارضی ایران وارد آورد. بنا بر این خواهان ترتیبی بود که هم عمل ملی شدن نفت مانند مکزیک و ونزوئلاء انجام شود و هم اقدامات در سطح جهانی از حمایت و پشتیبانی دولت های دیگر بر خوردار شود. لذ ا

رهبر آن نیست که احساسات مردم را بر انگیزد

رهبر آن است که عاقبت کار را بی اندیشد

این بحث ادمه دارد