۱۳۹۱ تیر ۵, دوشنبه


باور  های کودکانه یا وعده  های  مردم  فریب

اگر افراد بتوانند با مردم فریبی جامعه را فریب دهند نمی توانند تاریخ را فریب دهند. زیرا تاریخ است که  از دوران زندگی افراد دور نمائی نشان می دهد. و پرده های تاریک و روشن روز ها را از نظر می گذراند. لذا تاریخ دانا ترین و دادگر ترین داور است.

عواملی که سبب پیدایش نهضت ملی کردن صنعت نفت شد. عبارت بودند

1 امتیاز نامه غیر منصفانه دارسی

2 در آمد کم دولت ایران از نفت.

3  - سر پیچی شرکت نفت انگلیس و ایران از تعهداتی که به موجب امتیاز نامه دارسی و قرار داد  1933 به عهده داشته بود

4  -  علاقمندی دولت های دیگر به نفت ایران  و سهیم شدن در آن مانند آمریکا

5 وضع زندگی و معاش  اسفناک کارگران و کارمندان شرکت نفت، موجبات  ظاهری جنبش ملی کردن نفت بود.

در مورد ملی شدن نفت افراد اظهار نظر و سخنانی گفته اند. آگاهی از آن ها کمک شایانی به شناخت بیشتر آن ها و مسئله ملی شدن صنعت نفت می کند.

محمد مصدق: 

حقیقت این است کشور ایران دچار هیچ گونه ضرر اقتصادی و ارزی از ملی کردن صنعت نفت نخواهد شد.

بیانات دکتر علی شایگان:

دکتر علی شایگان  در جلسه 28 آذر 1329 مجلس شورای ملی در مورد ملی کردن صنعت نفت نطقی بدین شرح ایراد کرد.

بعون الله محیط بین المللی هم مساعد است برای ملی کردن نفت این قدم مردانه را بردارید و نفت را ملی کنید. ملت می تواند صنعت نفت را اداره کند اگر نتوانست  گردن مرا بزنید. این قدم را بردارید نفت را ملی کنید. ملت ایران همیشه خودش را اداره کرده، این بار هم اداره خواهد کرد.

نطق محمد نریمان:

در همان جلسه محمود نریمان  یکی از اعضای جبهه ضد ملی ها چنین گفت.

راجع به امکان  بهره برداری از معادن نفت جنوب توسط  دولت ایران نباید تردیدی به خود راه دهیم زیرا با بر چیدن دستگاه  شرکت نفت جنوب اداره امور به مجرای طبیعی خود خواهد افتاد.

بیانات دکتر بقائی:

البته اولیای شرکت نفت و مزدوران آن این طور وانمود می کنند که ملت ایران خودش نمی تواند چنین کاری را بکند. چه مانعی دارد از کشور های بی طرف متخصص به اندازه کافی استخدام می کنیم یا چه مانعی دارد از انگلستان استخدام می کنیم. کار می کنند و حقوق می گیرند. تازه یک موضوع دیگر اگر نفت را تصفیه نه کنیم چه می شود   بسیاری از ممالک خودشان برای خودشان تصفیه خانه می سازند که نفت را تصفیه کنند با این نعمت خدا داده کشتی می آیدکنار بندر ده هزار تن می خواهد یکی دیگر می آید 30 هزار تن نفت می خواهد پولش را می گیریم نه تصفیه خانه می خواهد نه متخصص. این دیگر کاری دارد. بیرون آوردن نفت خام و فروش آن بدون تصفیه. هر ایرانی کودن می تواند بکند. ولی به فکر رجال با هوش ما نمی رسد. مطمئن باشید بدون هیچ چیز می توانیم در دنیا نفت فروشی کنیم و قول می دهم که اسکله های بنادر ما مثل دکان نانوائی کشتی ها برای بردن نفت توی صف خواهند آمد. آقایان بیائید رأی بدهیم  قرار داد 1312 خورشیدی برابر با 1933 میلادی را که در زمان رضا شاه منعقد شده را ملی کنیم.

سخنان الهیار صالح:

الهیار صالح چنین سخن را آغاز کرد. راجع به ملی نمودن صنعت نفت آیا عملی می شود یا نه ؟؟. آقایان اطلاع دارید دولت مکزیک که همسایه کشور قوی امریکا می باشد نفت خود را از دست امریکا گرفت و آن را ملی نمود منتهی خسارت داد. تصور نفرمائید هر گاه ما این کار را به کنیم انگلیسی ها کشتی جنگی خواهند آورد و قشون پیاده خواهند کرد. ما می توانیم از همین متخصصین  انگلیسی که الان در نفت جنوب کار می کنند یا اشخاص بیکار دیگر که در انگلستان یا کشور های دیگر هستند متخصصین را استخدام نمائیم و به تدریج نفت خودمان را استخراج و با همان کشتی های حامل نفت آن را به بازار خارجه بفروشیم.

نظر عبدالرحمان فرامرزی در مورد ملی کردن صنعت نفت:

 عبدالرحمان فرامرزی در جلسه بیست و ششم کمیسیون نفت مورخ نهم بهمن 1329 چنین گفت. راجع به ملی شدن نفت آقای قشقائی پیشنهاد کردند. حقیقت این است که این جا نشسته ایم تصمیمی بگیریم که در وضع مملکت تأثیر عظیمی داشته باشد و بعد هم از عهده انجام آن بر نیائیم این کار را سر سری نمی شود گرفت. استدعا دارم روی احساسات اقدام نکنیم. فکر کنیم  بعد عمل کنیم. آقای  مصدق  فرمایشی کردند، رک و پوست کنده بگویم  ما می ترسیم نتوانیم اداره کنیم این در آمد فعلی هم از بین برود. همین حالت بی سامانی که ما در کارخانه ها و معادن ما است در صنعت نفت هم جاری بشود.

سخنان حسین مکی:

در همان جلسه حسین مکی در جواب عبدالرحمان فرامرزی گفت.دنیای امروز سی میلیون تن نفت را نمی تواند  از جای دیگر استخراج کند. اگر تنی 50 لیره هم  بدهیم می خرند حتی مهندسین مجانی هم در اختیار دولت ایران می گذارند. لذا منابع ما نخواهد خوابید بلکه همه نوع کمکی هم دنیا به ما خواهند کرد. در حدود 7 میلیون تن تنها بحریه انگلیس احتیاج دارد و ما حاضریم  با قیمت عادلانه به خود آن ها بفروشیم و همین مهندسین که الان به کار مشغولند استخدام می کنیم. بنده با دلیل و رقم همه را روی کاغذ ارائه می دهم.

نظر کاظم حسیبی در مورد ملی شدن نفت:

در مدارک مقامات امریکائی  در مورد کاظم حسیبی چنین آمده است. در سفر مهندس حسیبی به امریکا پس از سا عت ها بحث و گفتگو در مورد مسئله نفت به نتیجه ائی نرسیدند. از او سوال کردند  بالاخره مشکل نفت را به چه طریقی باید حل کرد ؟ او جواب داد خداوند خودش حل خواهد کرد. از این گفته همه متعجب شدند خداوند !!

در زمانی که تب ملی شدن نفت همه روشنفکران و جبهه ضد ملی ها را گرفته بود. و مرتباً خبر نگاران با آنها مصاحبه می کردند خبر نگاری نظر کاظم حسیبی را در مورد ملی شدن نفت  می پرسد که آیا موافق است یا نه. حسیبی جواب می دهد الان نمی توانم جواب بدهم . استخاره می کنم بعد اً جواب می دهم.

 نماینده انگلیس چه می گوید:

سام فل  که در بحبوحه ملی شدن صنعت نفت به ایران سفر کرده بود،  می گوید مصدق با من حرف نمی زد. با کاردار سفارت در تماس بود. ولی پس از چند مدت که سام فل  به لندن برگشته بود، گفت با مصدق به توافق  رسیدیم و   همه چیز بر وفق مراد پیش می رود. سوال در این است. با مصدق به چه توافقی رسیده بودند ؟ که هیچ کس از آن خبر نداشت. لغو 16 در صد سهم حق مالکیت ایران از 46 شرکت وابسته شرکت نفت انگلیس و ایران  بدون اینکه در مجلس شورای ملی عنوان کرده باشد.

شاه و مسئله ملی کردن صنعت نفت

در این که نهضت ملی کردن نفت از حمایت و پشتیبانی عمیق ملت ایران سر چشمه گرفته بود جای هیچ گونه شک و تردید نمی باشد. این گونه نهضت ها در تاریخ ایران به کرات اتفاق افتاده و جزو مقدس ترین و گرانبها ترین اقدامات محسوب می گردد و احساساتی که سر چشمه آن می باشد از پاک ترین احساسات انسانی به شمار می آید.

رهبریت در نهضت ها نقش بسیار مهم و اساسی دارد رهبر است که می تواند احساسات مردم را در مسیر صحیح برای رسیدن به هدف هائی که از پیش تنظیم و برنامه ریزی شده راهنمائی کند و هستند رهبرانی که فقط قدرت تحریک و بر انگیختن احساسات مردم را دارند ولی فاقد مآل اندیشی و فاقد توانائی لازم می باشند و هدفشان از نیروی نهضت مردم بهره برداری برای هدف های شخصی و تصفیه حساب ها با دیگران است. لذا هدف از نوشتن این نوشتار  این است که بدانیم رهبران نهضت ملی شدن نفت چه کرده اند که سبب شکست نهضت ملی شدن نفت شد تا تجربه ای شود برای آیندگان که گول آن ها را نخورند و کلاه بسیار گشاد که تا زانو سر ملت را فرا گرفت را نتوانند سر آیندگان بگذارند.

چون برای قضاوت صحیح و بی طرفانه بررسی و تحقیق لازم است. اکنون بهترین فرصت است تا با مدارک بسیار زیادی که منتشر شده برای شناسائی و تجربه آموختن اقدام شود.

روز بعد از وقوع قتل رزم آرا کمیسیون نفت به اتفاق آرا قطعنامه ای را تصویب کرد که در آن ملی شدن نفت را توصیه می کرد و به این ترتیب به احساسات عمومی ملت ایران پاسخ مثبت داد. کمیسیون از مجلس 2 ماه فرصت خواسته بود تا در این مدت مطالعه کند که به چه طریقی می توان این امر مهم را به صورتی مناسب و شایسته به مرحله اجرا گذارد.

وقتی محمد رضا شاه حسین علاء را به جای حاجیعلی رزم آرا به نخست وزیری منصوب کرد شپرد سفیر انگلستان ملاقاتی با نخست وزیر جدید که یک اشراف زاده تحصیل کرده بود و قبلاً در سمت سفیر ایران در امریکا خد مت می کرد گفت به صرف تصویب لایحه ای نظیر ملی  شدن صنایع  نفت ایران به عملیات کمپانی نفت از لحاظ  قانونی نمی توان پایان داد. اما بر سر تقسیم منافع بر اساس 50- 50 می توان مذاکره کرد.

علاء به او پاسخ داد تقسیم 50- 50 منافع در تصویب قراردادی در این زمینه شاید قبلاً عملی بود اما در شرایط و اوضاع و احوال کنونی چیزی بیش از این لازم است.

نخست وزیر ادامه داد اینک تمام ایرانیان ملی شدن نفت را به عنوان یک اصل مورد آرزوی خود می دانند این اندیشه و فکر نفوذ و گسترش بسیار پیدا کرده و مردم معتقد شده اند سعادت کشورشان به آن بستگی دارد.

روز 25 اسفند 1330 برابر ( 15 مارچ 1951 ) که مجلس به اتفاق آرا ( 95 نماینده حاضر در جلسه ) لایحه ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد شپرد گزارشی به وزارت خارجه انگلیس به شرح زیر فرستاد.

اصل ملی شدن نفت در ایران را باید فراموش شده تلقی کرد. حوادث اخیر از نظر افکار عمومی چنان به قرار داد نفت ضربه زده که هیچ دولتی نمی تواند این امر را نادیده بگیرد. وقتی روز 20 مارچ ( 29 اسفند ) مجلس سنا ملی شدن نفت را به اتفاق آرا تصویب کرد شپرد دیگر هیچ استدلالی نداشت که برای وزارت متبوع خویش ارائه کند.

در نقل و بررسی تاریخ ملی شدن نفت  موضوعی که اصلاً به آن اشاره نشده و باید قضاوت شود نظر و اقد ام محمد رضا شاه است به خصوص نسبت به شخص محمد مصدق است.

1 برای تشریح موضع آمریکا مک گی معاون وزارت امور خارجه امریکا با شاه ملاقات کرد وقتی مک گی  از شاه  پرسید آیا فکر می کند  با  بهره  مند بودن    از پشتیبانی امریکا می تواند جلو ملی شدن نفت را که منافع  نفتی امریکا در نقاط دیگر را به خطر می اندازد را بگیرد. شاه پاسخ داد این نهضت در جهت احقاق حق ملت ایران به حرکت در آمده و تمام ملت ایران آگاهانه از آن پشتیبانی می کند و شاه خواهش کرد از او چنین چیزی را نخواهیم.

2 وزارت خارجه انگلیس به این فکر افتاد که جلوی اجرای لایحه ملی شدن صنعت نفت را بگیرد. از آن جا که تمام لوایح مصوبه در مجلس برای آن که قدرت قانونی یابد باید به توشیح شاه می رسید. وزارت خارجه انگلیس به شپرد سفیر خود در تهران دستور داد به هر طریق ممکن شاه را قانع کند از توشیح لایحه نفت خود داری کند و یا لااقل آن را به تأخیر اندازد به بهانه این که در قانونی بودن چنین اقدامی تردید وجود دارد و لازم است بررسی بیشتر شود ولی شاه بر خلاف خواسته سفیر انگلستان سریعاً لایحه را توشیح نمودند.

3 در تاریخ 29 خرداد 1330 وقتی جکسن وزیر میسیون حل اختلاف به عنوان اعتراض نسبت به لایحه ملی شدن نفت نزد شاه رفت شاه به او اطمینان داد که مجلس شورای ملی در تعقیب موضوع ملی کردن نفت جانب اعتدال را رعایت خواهد کرد.

4 محمد رضا شاه در کتاب پاسخ به تاریخ خود می نویسد. وقتی مجلس نفت را ملی کرد من کاملاً پشتیبان این اقدام بودم و قانون آن را بی درنگ توشیح کردم.

5 - وقتی به مسئله ملی شدن نفت  با دید تحقیقی نگاه کنیم متوجه می شویم محمدرضاشاه ضمن این که با اقدام ملی کردن نفت موافقت داشت ولی با جهان بینی خود عاقبت کار را می اندیشید و از قدرت عظیم شرکت نفت و دولت های انگلیس و امریکا به خوبی آگاهی داشت.   لذا از آن بیم  داشت  که   مبادا این اقد ام لطمه جبران نا پذیری به تمامیت ارضی ایران وارد آورد. بنا بر این خواهان ترتیبی بود که هم عمل ملی شدن نفت مانند مکزیک و ونزوئلاء انجام شود و هم اقدامات در سطح جهانی از حمایت و پشتیبانی دولت های دیگر بر خوردار شود. لذ ا

رهبر آن نیست که احساسات مردم را بر انگیزد

رهبر آن است که عاقبت کار را بی اندیشد

این بحث ادمه دارد

  


۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه


ملی  شدن  صنعت  نفت
بازی کثیف استعمار این است با رسوا  شدن  مهره ای مهره  دیگری را  جایگزین  آن می سازد تا بتواند سیاست استعمارگرانه خود را ادامه دهد. بررسی های تاریخی کشور ما نشان می دهد. رضا شاه و محمد رضا شاه به سازندگی کشور و تأ مین رفاه و امنیت و سلامت مردم و تحصیل افتخار و سر بلندی برای ایران و ایرانی همت کرده اند و عجبا همان تاریخ نشان می دهد که با هیچ شخصیتی هم چو آن دو خدمت گزاران چه از سوی بیگانگان وخودی دشمنی و ستیزه جوئی نشده است. موقعیت ایران در زمان قاجاریه و رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی تأئید این گفته است. آیا می توان رابطه مشخص بین خدمات آن دو پادشاه،  و آن دشمنی ها، اهانت ها و تحقیر ها را پیدا نمود. بله،  رابطه این است هرکس خائن تر باشد  برای استعمار گران عزیز تر است.

امید است نوشتار حاضر در کنار تحقیقات دیگر بتواند آن رابطه پنهان را پیدا نماید. برای این که بحث ملی شدن صنعت نفت در زمان مصدق از پی محکمی بر خوردار باشد. بحث را از اختلاف اساسی بین ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران  بعد از جنگ جهانی دوم مورد بررسی قرار می دهیم. این اختلافات با دشواری های گذشته متفاوت بود.

در اوایل سال های دهه 1320 خورشیدی ( 1941 میلادی ) که محمد رضا شاه به پادشاهی رسید،  برای برنامه عمرانی هفت ساله اول که به علت جنگ جهانی دوم ایران با کسادی اقتصاد روبرو شد. محمد رضا شاه ناچار شد یک بار دیگر به نفت بیندیشد. لذا در اوایل بهمن 1327 خورشیدی برابر با ( 1948 ) دولت ایران بار دیگر مسئله نفت را پیش کشید و در پانزدهم بهمن در دانشگاه تهران  به شاه سؤ قصد شد.   تعجب آور است هر وقت مسئله نفت مطرح می شود اغتشاش،  شورش، اعتصاب و ترور را به دنبال دارد  به هر حال بین وزیر دارائی ایران گلشائیان و نماینده شرکت نفت به نام نوبل گس قراردادی امضا شد که به نام قرارداد ( گس- گلشائیان ) معروف گردید ولی مجلس با این قرار داد مخالفت کرد و تصویب نشد. در تیر ماه 1329 خورشیدی ( 27 جون 1950 ) رزم  آرا به نخست  وزیری انتخاب شد و از مجلس  رأی   اعتماد گرفت. در باره نفت رزم آرا پیشنهاداتی به شرکت نفت انگلیس و ایران  داد که هیچ یک از پیشنهاداتش مورد قبول فریزر رئیس کمپانی قرار نگرفت. رزم آرا سر خورده از این وضع با هنری گریدی سفیر جدید آمریکا در تهران تماس گرفت. گریدی به آچسن وزیر خارجه آمریکا پیشنهاد کرد تا حل مسئله نفت اعتباری از طرف دولت ایالات متحده معادل 50 میلیون دلار به صورت وام و کمک بلاعوض در اختیار ایران گذارده شود اما انگلیس ها مانع پرداخت این وام شدند. در این شرایط شوروی سابق متوجه شد اگر ژست سخاوتمندانه ای به رزم آرا نشان دهد از لحاظ سیاسی به نفعش خواهد بود. رزم آرا در دیماه 1329 ( 1950 ) یک قرار داد بازرگانی با دولت شوروی منعقد کرد و یک هفته بعد پخش برنامه های رادیو بی.بی. سی و صدای آمریکا را که از رادیو تهران رله می شد را ممنوع ساخت. هم چنین رزم آرا در 14 اسفند 1329 برابر با 1951 در کمیسیون نفت مجلس شورای ملی نطق بسیار انتقاد آمیز در رابطه با ملی شدن نفت که مصدق رئیس کمیسیون بود.  ایراد کرد. همین از این شاخه به آن شاخه پریدن رزم آرا سبب شد در 18 اسفند برابر با 7 مارچ 1951  زمانی که رزم آرا در مجلس ترحیم یک رهبر مذهبی شرکت کرده بود هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد. ضارب جوان نجاری بود به نام عبدالله موحد رستگار معروف به خلیل طهماسبی که در گروه اسلامی افراطی فدائیان اسلام  عضویت داشت. 

بعد از ظهر همان روز یعنی  هیجدهم اسفند ماه 1329 که رزم آرا به دست یک تروریست کشته شد جبهه ضد ملی ها تظاهراتی را در میدان بهارستان بر پا کرده بودند. که در آن مظفر بقائی نماینده مردم کرمان و حسین مکی نماینده دیگر مجلس شورای ملی کشته شدن نخست وزیر حاج علی رزم آرا را با  بشارت به مردم ایران تبریک گفتند. چون رزم آرا در روز قربان بدنیا آمده بود خانواده اش او را حاجیعلی می نامیدند. ارائه سند دیگر بحث را مستدل تر می کند.

سقوط اخلا ق  در  پائین  تری  حد در  نزد مصدق  و یارانش

روز هیجدهم اسفند 1329 کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی به ریاست محمد مصدق تشکیل شده و طبق معمول به کار خود ادامه می داد که ناگهان کشاورز صدر سراسیمه وارد کمیسیون شد و آهسته  در گوش مصدق مطلبی گفت مصدق با صدای بلند گفت می خواست آن نطق را نکند. بعد خسرو قشقائی وارد اتاق  کمیسیون شد و گفت الان رزم آرا در مسجد شاه مورد حمله واقع شد و کشته شد. مصدق گفت به ما هیچ مربوط نیست و به سایر افراد حاضر  در کمیسیون گفت از سر جای خود تکان نخورید تا تکلیف رأی در باره ملی شدن  نفت معلوم شود ما به این کار ها کاری نداریم وظیفه ما امروز دادن رأی در باره ملی شدن نفت است. ( مأخذ: خاطرات گلشائیان جلد دوم و کتاب زیان های ملی شدن نفت ایران )

واقعاً جای تأسف است چنین رفتار و اظهار اتی از طرف افرادی  مانند مصدق و یارانش:  نخست وزیر کشوری بدون هیچ گونه قدرت دفاع از جان خویش به ضرب گلوله قاتلی کشده شده است از دیدگاه قانون رزم آرا همان قدر حق زیستن و ابراز عقاید خود را دارد که مصدق دارد زیرا بموجب قانون اساسی کلیه افراد دارای حقوق مساوی هستند. اصلاً  نخست وزیر نه تصور کنید یکی از نمایندگان مجلس به این شکل فجیح کشته می شد آیا حق نبود مصدق رئیس کمیسیون و یارانش جلسه را به احترام یک انسان تعطیل و به روز بعد موکول می کردند. آیا تمام مردان سیاسی  کشور هائی که دم از قانون، عدالت و انصاف می زنند با مخالفین خود چنین می کنند. واقعاً سقوط اخلاق در آن دوره و انحطاط جوانمردی در میان سران و نخبگان به خصوص محمد مصدق که در آن روزگار  دکان نفت گشوده بودند به حدی پائین بود که از آن به بعد بخصوص از روزی که مصدق زمام دار و ایران مدار گردید ناسزا گوئی و دشنام به مخالفین نه تنها در روز نامه ها در رادیو دولتی و در سخنرانی های نمایندگان طرف دار دولت و در تظاهرات خیابانی و نوشته های وزیران کابینه مصدق شدت بیشتری یافت. اسناد و مدارک زیادی وجود دارد که محمد مصدق و پسر عمویش و  یا بهتر است بگویم برادر دامادش بنام سرتیپ محمد دفتری رئیس شهربانی کل کشور  در سؤ قصد به محمد رضا شاه در دانشگاه و  ترور سپهبد حاجیعلی رزم آرا دست داشته اند.

تلاش انگلستان برای جلوگیری و یا به تأخیر انداختن ملی شدن نفت

مرگ سپهبد حاجیعلی رزم آرا احساسات و تظاهرات مردم را گسترش داد و همین طغیان احساسات  و آگاهی های عمومی در مورد غارت شرکت نفت انگلیس و ایران بهترین زمینه را فراهم کرد و کمیسیون نفت مجلس شورای ملی قطعنا مه ای را تصویب کرد که ملی شدن نفت،  در سراسر کشور را توصیه می کرد و مجلس شورای ملی برای مطالعه و تنظیم اجرای قانون ملی شدن نفت دو ماه مهلت خواست.

وزارت خارجه انگلیس در صدد مهار و کنترول موج  نهضت ملی شدن نفت را به شرح زیر به تلاش پرداخت.

از علاء  نخست وزیر وقت خواست ترتیبی دهد که تنظیم اجرای ملی شدن نفت به درازا بکشد تا آن ها بتوانند راه حلی برای منافع خود پیدا کنند ولی حسین علاء زیر بار نرفت.

 سفیر انگلیس شپرد در تهران برای این منظور با شاه تماس گرفت جواب شاه او را نگران و نا امید کرد.

 دولت انگلیس با آمریکا تماس گرفت تا در این مورد با انگلستان همکاری داشته باشد و پیشنهاد کرد وزارت امور خارجه آمریکا به سفیر خود در تهران بگوید نه قولی به دولت ایران بدهد و نه اقدامی بدون اطلاع وزارت خارجه آمریکا انجام دهد. خواننده محترم ملاحظه می فرمائید نفوذ انگلیس را در دستگاه حاکمه امریکا. و چطور خواسته اش را به امریکا تحمیل می نماید.

 دولت انگلیس در نظر داشت سید ضیاء الدین طبا طبائی که از مهره های سر سپرده انگلستان بود را به هر عنوان شده نخست وزیر کند تا به دست او به خواسته هایش برسد ولی چون سید ضیاء الدین طبا طبائی از محبوبیتی بر خوردار نبود در این مورد موفق نشد.

 بعد از همه این تلاش ها از آن جا که نفت ایران برای دولت انگلیس چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی جنبه حیاتی داشت به حیله های دیگری متوصل شد و یکی از آن ها ایجاد آشوب و اغتشاش بود که ناگهان ایران بخصوص مناطق نفت خیز خوزستان را فرا گرفت و اعتصابات کارگران در مناطق نفت خیز شروع می شود و دولت علاء که  بعد از ترور  رزم آرا  نخست وزیر شده بود در آن لحظات حساس که مجلس سر گرم تنظیم قانون اجرای ملی شدن نفت بود برای کنترول اوضاع و بر قراری آرامش حکومت نظامی بر قرار می کند و بعد هم استعفا می دهد.

 در این اوضاع آشفته جمال امامی که می گفتند از مهره های انگلستان می باشد با  ترفندی  پیشنهاد  نخست  وزیری  مصدق را در مجلس شورای ملی مطرح می کند و مصدق هم بلافاصله قبول کرده و در همان لحظه به او رأی اعتماد می دهند و از آن پس به عنوان نخست وزیر جنبش   نهضت ملی شدن  نفت  را تحت کنترول خود در می آورد.

محمد مصدق زمانی که رئیس کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی بود.  در جلسه مطبوعاتی که در روز 17 فروردین 1330 با خبر نگاران خبر گزاری های خارجی و روزنامه ها انجام داد،  در قسمتی از سخنان خود چنین گفت. در خصوص طرز اجرای تصمیم مجلس شورای ملی راجع به ملی شدن نفت باید بگویم. اجرای تصمیم مجلسین راجع به ملی شدن نفت تنها در دست دولت صورت نخواهد گرفت، زیرا کمپانی  به وسیله عمال خود که در همه جا هستند سعی می کند اجرای قانون را به تأخیر اندازد بنا بر این چنانچه یک کمیسیون مختلط از نمایندگان مجلسین برای اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت مأموریت پیدا کند بیشتر به صلاح است،  زیرا کمپانی در یک رئیس دولت بیشتر می تواند نفوذ کند تا یک کمیسیون مختلط از نمایندگان مجلسین.

توجه شود: در مدت 28 ماه که مصدق نخست وزیر بود نه تنها کمیسیون مختلط از نمایندگان را در این امر مهم تشکیل نداد بلکه از مشورت با همکاران و هیئت دولت خود هم خودداری کرد و او به تنهائی تمام مذاکرات با نمایندگان خارجی را انجام داد و او بود که تصمیم می گرفت چه اقدامی در مورد ملی شدن صنعت نفت انجام دهد و یا انجام ندهد. به قول معروف همه در وجود او خلاصه شده بود. از گفته مصدق به خوبی درک می شود طبق خواسته  انگلیس که در تلاش بود با تماس با حسین علاء و شاه ملی شدن نفت را به تأخیر بی اندازد و نه توانست. ولی می بینیم محمد مصدق را به  نخست وزیری رساند تا مسئله ملی شدن نفت را به نحوی که می تواند به تأخیر اندازد که او هم به خوبی این کار را انجام داد.  قسمت های جالب این بحث ادامه دارد.

۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه


اعتراض  به نظر سنجی  گوگل

افرادی که با کامپیوتر آشنائی دارند از اطلاعات گوگل به شکل های گوناگون استفاده می کنند و اطلاعات آن برای افراد مورد قبول است زیرا  گوگل را مرجع معتبر و مهم می دانند، ولی نظر سنجی گوگل و اظهار نظرش در مورد خلیج فارس همه اعتبار و ارزش علمی او را زیر سوال برد.

برداشتن نام خلیج فارس از نقشه جغرافی اش براستی باعث تأسف است که چنین مؤسسه معتبر دست به چنین کار زشت و توهین آمیز بزند. همه می دانیم شخصیت و اعتبار برای افراد و مؤسسات کم کم بدست می آید ولی یک باره از بین میرود. عملی که گوگل در مورد خلیج فارس انجام داده است اعتبار چندین دهه اش را به حراج گذاشته ضمن سلب اعتماد از اطلاعاتش،  یک بد نامی برای مؤسسه اش فراهم کرده است. زیرا در همه اسناد و مدارک تاریخی از هزاران سال پیش نام آن پیشروی آب در خشکی  خلیج  پارس نامیده شده و توسط مراجع رسمی و بین المللی مانند سازمان ملل متحد آن نام   را پذیرفته اند و در همه مکاتبات رسمی خود از واژه خلیج  پارس نام برده اند. سوال در این است مگر می شود سر خود طبق نظر خواهی از افراد اعلام شود ملکه چارقد به دندان انگلیس که عزرائیل آدرس منزل او را گم کرده است دیگر پادشاه انگلستان نیست شوهرش پرنس فیلیپ پادشاه است. آیا گوگل می تواند اعلام کند طبق نظر خواهی از این ببعد نام اقیانوس هند به اقیانوس مثلاً پاکستان تغیر کرده است. باید بدانیم بازی برداشتن نام خلیج فارس یک توطئه جهانی بر علیه ایران است و بخوبی نشانگر این است که در جامعه بشری امروز قانون جنگل حاکم است نه قوانین مترقی و بین المللی. دیگر این که عمل گوگل  نشانگر این است رسانه های جیره خوار و مؤسسات وابسته که از دلار های نفتی ( petro  dallars  ) تغذیه می شوند دست به چنین خیانت ها و جنایت ها می زنند.  امروز  باید ملت ها  بخصوص  ملت بی یار  و یاور ایران  باید  پند بیاموزند و آگاه باشند، زیرا توطئه جهانی برای تاراج ایران زیاد است.

لازم بیاد آوری است وقتی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی منوچهر متکی و بقول معروف شپشک زیر دم بزغاله احمدی نژاد در قطر و دوبی زیرتابلو ئی که نوشته  بود خلیج عربی نشستند و هیچ اعتراضی نکردند. حتی عکس گرفتند دیگر از دیگران چه انتظاری می توان داشت. به قول معروف اجنبی خواست زند ریشه ما. غافل از آن که ما خود زده ایم ریشه خویش.  ملت ایران باید بداند بقا و حیات هر روز رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی تهدید جدی است.  برای نابودی ایران، نابودی آثار باستانی ایران، غارت منابع زیر زمینی ایران، و نابودی فرهنگ و هستی ایران است. در این شرایط حساس تاریخی که ایران با آن روبرو است. ای روشنفکران، ای رسانه های گروهی. ای سازمان های سیاسی،  ایران را قربانی هدف ها و ائدئولوژی های خود نه کنید. بیائید با همبستگی و اتحاد از بروز فاجعه های خانمانسوز جلوگیری کنید و ایران را نجات دهید.

به امید بیداری و آزادی ایران

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۲, جمعه


بررسی  ملی  شدن  نفت  توسط  رضا  شاه 

هدف انجام هر کاری یا شخصی است و یا اجتماعی. در هدف شخصی رابطه بین هدف ومنافع حاصل از آن انحصاراً متوجه یک نفر یا یک گروه خاصی می باشد. اما در هدف اجتماعی اثر بخشی هدف متعلق به فرد و اجتماع است.

برای موفقیت در هر دو هدف چه شخصی و یا اجتماعی، آگاهی برای به نتیجه رساندن هدف،  بررسی و تجزیه و تحلیل مشکلات احتمالی که ممکن است در مسیر هدف به وجود آید، هم چنین  جو بین المللی، امکانات مالی و خیلی موارد دیگر لازم است پیش بینی شود. نادیده گرفتن این موارد امکان موفقیت هدف را مشکل می سازد و یا بطور کلی هدف با شکست روبر می شود.

هدف از تحریر این نوشتار این است چون لغو قرارداد نفت ایران یا بقول معروف ملی شدن نفت در دو مقطع زمان و به وسیله دو شخصیت، رضا شاه و محمد مصدق رهبری شده است. لازم است بررسی شود کدام یک دنبال هدف شخصی و کدام دنبال هدف اجتماعی بوده و دست آورد کدام ملی شدن در جهت منافع ایران بوده است.

داستان  لغو قرار داد  دارسی یا ملی شدن نفت در زمان  رضا  شاه

ماجرای لغو قرار داد دارسی و سیر وقایعی که به انعقاد قرار داد سال 1312 ( 1933 ) و تمدید امتیاز دارسی انجامید از مهم ترین وقایع دوران سلطنت رضا شاه است. از سال 1306 خورشیدی برابر با 1927 میلادی در آمد سالانه ایران از نفت کاهش یافت. لذا تیمور تاش وزیر دربار از طرف رضا شاه مأمور مذاکره با شرکت نفت انگلیس و ایران شد. لازم به یاد آوری است پس از کشف نفت و امتیاز نامه دارسی شرکتی تشکیل شد از نمایندگان انگلیسی و ایرانی بنام ( شرکت نفت انگلیس و ایران که در ایران بهB.P معروف شد ) لذا  بررسی بیلان عملیات شرکت نفت انگلیس و ایران طی این سال ها تصویر روشن تری از میزان اجحاف شرکت نفت به دست آمد. بهانه های شرکت نفت  در تقلیل سهم ایران قابل قبول و قانع کننده نبود لذا بدستور رضا شاه دولت از دریافت وجه نا چیزی که شرکت نفت بابت حق الامتیاز سال 1310 (1933 ) پیشنهاد می کرد خود داری نمود و بدنبال آن دولت ایران رسماً لغو امتیاز دارسی را اعلام داشت.

درباره چگونگی لغو امتیاز نامه دارسی و پی آمد های آن طبق معمول از قول کسانی که دست اندر کار این ماجرا بودند، تعریف ها و یا بهتر است بگوئیم داستان های مختلفی  نقل شده است. حاصل همه آن ها این است که حدود دو سال تیمور تاش در حال مذاکره با مقامات انگلیسی بود و در ضمن نیم نگاهی هم به مسکو داشته است حتی یک بار در مراجعت از لندن به تهران چند روزی در مسکو توقف داشته و شایع است کیف مدارک و پرونده او در مسکو مفقود می شود.

رضا شاه از کندی پیشرفت کار در مذاکرات نفت ناراحت شده، ششم آذر ماه  1311  به  هیئت  دولت  می رود  و تیمور تاش  هم  پرونده  نفت  را که طی  دو  سال  به نتیجه ای  نرسیده  بود  می  آورد. رضا  شاه  رو به  نخست    وزیر ( مخبرالسلطنه هدایت ) می کند و می پرسد کار این پرونده نفت به کجا رسیده است، تا دیروز عذرتان این بود که برای تعین تکلیف قضیه، بهتر است دست نگاه داشت. لذا بیش از این احتیاجی نیست و قاطعانه به وزرا دستور می دهد بنشینند و ترتیب لغو امتیاز نامه دارسی را بدهند. لذا تصمیم دولت ایران درباره لغو امتیاز نامه دارسی روز 27  نوامبر 1932 برابر با  1311 خورشیدی به نماینده شرکت نفت انگلیس و ایران در تهران ابلاغ شد و بدین ترتیب نفت ایران ملی گردید.

بعد از این ماجرا سفیر انگلیس در ایران یاداشتی به وزیر خارجه ایران فرستاد و یاد آور شد که دولت ایران حق لغو  یک جانبه قرارداد دارسی را نداشته و چنین عملی نقض حقوق بیت المللی است و مستقیماً علیه یک شرکت انگلیسی است. که دولت انگلیس ملزم به حمایت از آن است. به هر حال از طریق دیپلماسی نتیجه ای حاصل نمی شود لذا انگلیس روز چهاردهم دسامبر 1932 میلادی از جامعه ملل که بعداً تغیر نام به  سازمان ملل متحد امروز داد و من معتقدم نام واقعی آن  سازمان دول متحد است نه ملل متحد. تقاضای رسیدگی کرد و جامعه ملل اختلاف بین انگلیس و ایران را در دستور کار خود قرار داد. جریان اقداماتی که از آن تاریخ تا عقد قرارداد 1933 یا امتیاز نامه جدید شرکت نفت انگلیس و ایران مفصل و شرح و بسط آن خسته کننده است آن چه مورد توجه است این است که از طرف دولت ایران آقایان حسین علاء و علی اکبر داور به جامعه ملل رفتند و حاصل اقدامات آن ها این شد که با وساطت و توصیه هائی مذاکرات مستقیم با شرایط و موافق منافع ایران امتیاز جدیدی البته برای بقیه مدت امتیاز سابق که 32 سال بود بدهند. و با این شرط که اگر توافقی حاصل نشد به جامعه ملل برگردند و داوری بخواهند.

مذاکرات در تهران با حضور چهار نفر علی اکبر داور وزیر دادگستری، حسن تقی زاده وزیر مالیه ( وزیر دارائی )، محمد علی فروغی ( ذکاءالملک ) وزیر امور خارجه و حسین علاء رئیس بانک ملی جریان یافت.

پس از چند هفته مذاکره بحث بر سر مدت قرار داد جدید به میان آمد. نمایندگان شرکت نفت انگلیس خواهان 60 سال بودند. ولی چهار نفر نمایندگان ایران برای 32 سال بقیه قرار داد دارسی بودند. نمایندگان شرکت نفت انگلیس در منظور خود پا فشاری و تهدید قطع مذاکرات و ترک فوری از ایران کردند. این پیش آمد بی اندازه و فوق تصور درد آور بود ولی در آن لحظه اندیشه به مملکت و عواقب حمله نظامی وجنگ مد نظر بود. زیرا بیرون آمدن از مخمصه ای که به ظاهر بن بست می نمود آسان نبود و افزایش مدت امتیاز برای 32 سال بیشتر اهمیت زیادی نداشت. حسن تقی زاده معتقد بود با قدری گذشت طرح جدید بمراتب از امتیاز نامه دارسی بهتر بود.

بررسی مزایای قرار داد  زمان رضا شاه بر قرار داد دارسی

1 - در امتیاز نامه دارسی که در سال 1901 منعقد شده بود هیچ ماده ای وجود نداشت که شرکت نفت انگلیس و ایران را ملزم به پرداخت مالیات کند. بر عکس در قرار داد 1312 برابر با 1933 میلادی مبلغی که شرکت باید مالیات به پردازد صریحاً معین شده بود.

2 به موجب قرار داد 1312 زمان رضا شاه، شرکت نفت ملزم به پرداخت مالیات بر در آمد می گردد. در صورتی که در امتیاز نامه دارسی بحثی در مورد مالیات بر در آمد نشده بود، زیرا قانون مالیات بر در آمد شرکت ها در ایران از سال 1309 خورشیدی وضع شد و پیش از آن چون قانونی وجود نداشت شرکت نفت انگلیس خود را ملزم به پرداخت آن نمی دانست.

3 - در قرار داد 1312 زمان رضا شاه  قیمت هر تن نفت از 2 شلینگ به 4 شلینگ افزایش یافت یعنی دو برابر شد.

4 در قرار داد دارسی حوزه عملیات اکتشاف نفت تمام ایران بجز پنج استان شمالی بود. ولی در قرار داد جدید زمان رضا شاه حوزه عملیات نفت فقط به صد هزار مایل برابر با یک صد و شصت هزار کیلو متر مربع محدود گردید.

5 یکی از مواردی که واقعاً رضا شاه را آزرده خاطر کرده بود عدم کنترول مسئولان ایران در حسابرسی دفاتر شرکت نفت بود. حتی علی اکبر داور یکی از مواردی که در شکایت نامه خود به سفیر انگلیس اشاره کرده بود نبودن امکان دسترسی حسابرسان ایران بر دفاتر شرکت نفت بود. لذا رضا شاه با یک مدیریت صحیح جلوی این کم کاری که بهتر است بگوئیم جلوی تقلب شرکت نفت را گرفت، بدین نحو که مبنای محاسبه فروش نفت را بر هر تن که در بندر بار کشتی های نفت کش که اندازه آن ها معلوم بود  محاسبه می گردید که پس از آن اصطلاح هر تن در بندر متداول شد.

6 ملی کردن نفت که در سال 1312 ( 1933 ) توسط رضا شاه انجام شد به ماده دهم  امتیاز دارسی توجه مخصوص شده و در امتیاز جدید منظور شده بود که برای ایران در آمد بسیار زیادی بود. ماده دهم می گوید. در آمدی که شرکت نفت انگلیس از فروش نفت ایران بدست می آورد، و با آن در آمد در سایر کشور ها به اکتشاف و استخراج نفت می پردازد و نفت بدست آمده را فروخته از سودی که می برد 16 در صد آن متعلق به ایران است. با حسابی بسیار ساده متوجه می شویم در آمد ایران از این راه اگر از در آمد نفت خود بیشتر نباشد کمتر نیست. این در آمد سرشار و خدمت بزرگ به ایران توسط رضا شاه و همکاری افراد میهن پرستی مانند علی اکبر داور، حسن تقی زاده، محمد علی فروغی و حسین علاء تنظیم و به امضا رسید.

اشارات  لازم:

1 زیرکی و بصیرت رضا شاه این بود ضمن این که در تلاش بود در آمد ایران را از نفت زیاد کند که کرد ولی هرگز اجازه نداد به قول معروف مرغی که روزی یک تخم طلا می گذاشت (  یعنی استخراج نفت ) در اثر جهالت و به طمع دست یافتن به تخم مرغ های بیشتر منبع اصلی،   به دست صاحبش کشته شود.

2 افرادی که در ملی کردن نفت در سال 1312 ( 1933 ) مسئولیت داشتند در دفاع از حقوق ایران به مراتب چه از نظر تحصیلات و چه از نظر بصیرت و تجربه و صداقت در گفتار و عمل از محمد مصدق بالاتر بودند.

3 ملی کردن نفت در زمان رضا شاه در محیطی کاملاً آرام و بدون هوچی گری و زنده باد و مرده باد انجام شد و پالایشگاه نفت در آبادان دایر و کار گران و کارمندان در پالایشگاه مشغول بودند و از همه مهم تر این بود.  هیچ یک از مقامات مسئول هرگز فکر استفاده از وجود کار گران و کارمندان برای مقاصد شخصی را در مغز خود طراحی نمی کردند که با بر پا کردن تظاهرات کشور را به آشوب و بی نظمی بکشند. افزون بر این ها مسئولان برای کسب وجاهت ملی غوغای نفت به پا نکردند فقط یک هدف داشتند حفظ منافع ایران.

4 امضا کنندگان قرارداد 1312 ( 1933 ) هر آنچه در قلمرو دانش و تجربه اندوخته بودند برای بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی ایران در اختیار دولت های وقت قرار دادند و در کار های اجرائی هر یک از این چهار نفر کار کشته تر از محمد مصدق بودند. بهترین دلیل حضور علی اکبر داور و حسین علاء در جامعه ملل و دفاع از حقوق ایران بود که مسیر مذاکرات را بطریقی قرار دادند که اگر هیئت ایران و نمایندگان انگلستان به توافق نرسیدند به جامعه ملل بر گردند و داوری بخواهند به عبارت دیگر در مذاکرات را باز گذاشتند.

5 تمام مذاکرات در مورد نفت توسط هیئت چهار نفره انجام می شد و تماام اسناد و مدارک آن در بایگانی های مربوط موجود و قابل دسترس بود.

6 قرارداد 1312 ( 1933 ) می گوید در آخر مدت امتیاز کلیه دارائی متعلق به دولت ایران است و در مورد حوزه عملیات اکتشاف هم قبلاً بحث شد که از تمام ایران به یک صد هزار مایل برابر با یکصد و شصت هزار کیلومتر تقلیل یافت.

7 یکی دیگر از امتیازات قرار داد زمان رضا شاه مدت اکتشافات است که 5 سال تعین شد نه تا هر وقت که شرکت نفت انگلیس می خواست. لذا شرکت ناگزیر بود در طول مدت 5 سال حوزه نفتی مورد بهره برداری خود را اعلام کند.

این قرارداد با این مزایا مورد حمله شدید محمد مصدق در همه جا بخصوص در شورای امنیت سازمان ملل متحد و بلند گو های او مانند حسین مکی،  حائری زاده، کاظم حسیبی، الهیار صالح، احمد متین دفتری، حسین فاطمی، دکتر علی شایگان و صد البته بلند گو های اتحاد جماهیر شوروی ( حزب توده ایران ) قرار گرفت.

8 رضا شاه  و چهار نفر مسئول تنظیم قرار داد 1312 به خوبی آگاه بودند چنان چه در مورد مدت قرار داد با نمایندگان شرکت نفت انگلیس به توافق نرسند آن ها تهدید کرده بودند ایران را ترک می کنند. این احتمال وجود داشت دولت انگلستان که نفت جنوب  یعنی خوزستان به جانش بستگی داشت را از دست ندهد به ایران حمله کرده و جنوب ایران را تصرف کند. رضا شاه می دانست روسیه شوروی هم به استناد قرار داد 1921 تمام نواحی شمال ایران حتی تهران که پایتخت بود را اشغال خواهد کرد به همین دلیل در مورد مدت قرار داد 1312 به جای 30 سال با 60 سال که مورد رضایت نمایندگان شرکت نفت انگلیس بود با قدری گذشت که آن هم زیاد مهم نبود موافقت کرد. این تدبیر به جای رضا شاه مرا به یاد گفته یکی از فلاسفه انداخت که می گوید.

رهبر  آن نیست  که  احساسات  مردم  را  بر انگیزد

رهبر  آن   است   که   عا قبت   کا ر    را   بیا ندیشد

رضا شاه عاقبت کار را اندیشید و با قدری گذشت ایران را از خطر بزرگی نجات داد. لذا با توجه به مطالب یاد شده اقدامات ملی کردن نفت در زمان رضا شاه هدف اجتماعی داشت که منافع آن شامل ملت ایران گردید و رضا شاه نه تنها منافعی نبرد بلکه مورد حسادت عده زیادی از روسوفیل ها و انگلوفیل ها و افراد هزار فامیل مصدق قرار گرفت.

 بحث ملی شدن نفت در زمان مصدق در آینده مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. پایان

۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه


پیدایش  نفت  و  پیامد  های  آن
در مقابل مسائلی که به پیشرفت صنایع در ایران و نتایج آن در سیاست و اقتصاد و امور اجتماعی مملکت مربوط می شود نفت است. از طرفی با در نظر گرفتن مناسبات ایران با قدرت های بزرگ،  نفت نقش مؤثر داشت.

اهمیت نفت از تاریخ پیدایش آن برای دنیا  به قدری زیاد بود که می توان آن را از هر نظر یکی از مسائل حیاتی جهان محسوب داشت. متأسفانه با تمام اهمیتی که نفت دارد هنوز بسیاری از حقایق آن مجهول مانده است. باید بدانیم تاریخ نفت پر ماجرا ترین فصل تحولات اقتصادی و سیاسی بسیاری از کشور ها در عصر حاضر است. فصلی مملو از تحریکات، توطئه ها، فراز و نشیب ها، دگرگونی های سیاسی و اقتصادی، سؤ قصد ها، کودتا ها، و انقلاب های خونین بوده است. بدون تردید تمام حوادث منطقه خاور میانه به خاطر نفت بوده و خواهد بود.

برای کشوری که بزرگترین و مهم ترین در آمدش نفت است مانند ایران باید صد ها و هزار ها کتاب اقتصادی، سیاسی، و فنی در باره نفت منتشر گردد. تا مردم اهمیت این ماده سیاه رنگ متعفن را بدانند و به بهترین وجهی راه استفاده آن را بیابند، و سیر تکاملی این ماده مهم و تأثیر آن را در پیشرفت و صنعتی شدن کشور خود را بدانند.

لذا فهرست وار و به طور اختصار و فشرده مطالبی در مورد نفت ایران بیان می شود.

پیدایش نفت در نقاط مختلف جهان

اولین بار نفت در سال 1859 میلادی برابر با1238 خورشیدی در پنسیلوانیای آمریکا کشف شد و در سال 1872 میلادی برابر با1251 در روسیه نفت کشف گردید.

کاوش های باستان شناسان نشان می دهد از زمان سومریان ( 5 الی 6 هزار سال پیش در شوش نفت مورد استفاده بوده است. ریشه کلمه نفت در زبان فارسی معلوم نیست. بعضی از محققان می گویند کلمه نفت به معنای روغن معدنی آمده است.

 در کتاب پاسخ به تاریخ به قلم محمد رضاشاه نوشته شده اولین بار نفت در ایران کشف شد و در اشعار فردوسی اشاره به نفت در ایران شده است.

           بسی نفت و  روغن  بیا میختند                         همی بر سر گوهران  ریختند

و یا حکیم و اندیشمند و شاعر شیرین سخن سعدی در باب هفتم گلستان می گوید هندوئی نفت اندوزی همی آموخت   حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است. ولی بطور فنی  به قصد بهره برداری اقتصادی بموجب قرارداد دارسی در سال 1287 خورشیدی برابر با 1908 میلادی در شوش حفر چاه به نفت رسید.

داستان ویلیام ناکس دارسی  ( william knox darcy )

در مورد به دست آوردن امتیاز دارسی افسانه های شگفت آوری منتشر شده است که هیچ مبنا و اساسی ندارد و به قدری ضد و نقیص است که باور کردن آنها مشکل است.

لذا از آن ها می گذریم و به شرح واقعی قضیه که مهم تر است می پردازیم.

نکته ای که اشاره به آن لازم  است این می باشد که دارسی هیچ وقت به ایران نیامد و امتیاز را نماینده او ماریوت به وکالت از طرف او امضا کرده است. لذا در روز 28 ماه می 1901 میلادی  مظفرالدین شاه قرارداد نفت با دارسی را امضا کرد

متن  امتیاز  نامه  دارسی

خلاصه ای از نکات مهم قرارداد بشرح زیر می باشد.

بند اول: ویلیام ناکس دارسی حق کامل اکتشاف، استخراج، حمل، تصفیه و فروش نفت و گاز و تمام فرآورده های مشتق از نفت خام را برای مدت 60 سال از تاریخ امضاء قرارداد در تمام ایران  بجز  5 ولایت خراسان، استر آباد، گیلان، مازندران و آذربایجان را دارد.

بند دهم: ویلیام دارسی متعهد شد 16 در صد از سود خالص سالیانه شرکت نفت را به دولت ایران پرداخت شود.

بند یازدهم: دولت ایران حق دارد یک نماینده انتخاب کند تا در مواقع لازم مورد مشورت شرکت قرار گیرد ولی انتخاب این شخص باید با موافقت مقامات شرکت باشد. ! ! شرطی بسیار عجیب.

بند دوازدهم: کارگران یعنی ( عمله ها ) شرکت از ملیت ایرانی و کارمندان ، افراد فنی، مدیران، مهندسین، حفاران و سرپرستان از ملیت غیر ایرانی انتخاب خواهند شد.

عملیات حفاری در سال 1281 خورشیدی برابر با 1902میلادی در چاه سرخ مسجد سلیمان آغاز شد و در ساعت 4 صبح روز 26 ماه می 1908 مته حفاری در عمق 354 متری (1180 پا ) زیر زمین به نفت رسید و فواره ای از این مایع غلیظ به ارتفاع 15 متر به آسمان جهید. شرکت نفت انگلیس و ایران و یا بریتیش پترولیوم (B P  ) بعد از 7 سال سر انجام به اکتشاف نفت در ایران موفق شد.

نکته ای که اشاره به آن لازم است، این است که دولت ها متوجه شدند که نفت منبع سوخت آینده و سرچشمه نیروی بزرگی است که باید آن را به دست آورند. لذا رقابت کشور ها شروع شد. خلاصه اینکه چه کشور هائی که دارای معادن نفت هستند و چه کشور هائی که  نفت در آن جا  مصرف می شود  موضوع  نفت برنامه روزانه دولت ها می باشد. با کمال تأسف باید گفت اگر نفت برای کشور های صنعتی و غربی ها طلای سیاه است که سبب بهتر زندگی کردن آن ها است. برای کشور های دارای نفت باید گفت که نفت بلای سیاه است که سبب فقر، بدبختی، نداشتن فرهنگ اجتماعی، نداشتن حکومت های ملی و تا دلتان بخواهد داشتن سران خائن، فاسد و میهن فروش است. نگاهی  به کشور  های  خاور  میانه بخصوص به ایران خودمان کنیم این نظر را ثابت می کند.

خصوصیات  انحصاری  صنعت  نفت

برای آگاهی بیشتر و قضاوت صحیح تر در مورد ملی شدن صنعت نفت  اشاره کوتاه و زود گذر در مورد خصوصیات انحصاری صنعت نفت لازم است.

1 خرید و فروش آن با سایر کالا هائی که در تجارت بین المللی داد و ستد می شود تفاوت بسیار دارد. در کالا های دیگر قیمت فرآورده را کارخانه و یا کشور تولید کننده تعین می کند ولی در صنعت نفت قیمت را خریدار ( کمپانی های نفتی ) تعین می کند و تولید کننده تابع خریدار است.

2 در صنایع  دیگر  کشور تولید کننده دارای  معلومات  علمی و فنی  به  حد  کلفی می باشد ولی در صنعت نفت کشور های تولید کننده از لحاظ تکنولوژی و امکانات مالی و فنی بسیار ضعیف می باشند و به تنهائی قادر به انجام صنعت نفت نمی باشند

3 تقریباً در صنایع غیر نفتی حمل محصولات از محل تولید تا محل مصرف کار چندان مشکلی نیست ولی چون نفت مایعی است که خطر انفجار و آتش سوزی آن زیاد است حمل آن منوط به رعایت اصول فنی بوده که فقط شرکت های بزرگ از عهده آن بر می آیند.

البته غیر از این ها که بیان شد صنعت نفت از مرحله کشف، حفاری، استخراج، حمل و مرحله فروش تکنولوژی بخصوصی می خواهد بخصوص از جهت سرمایه گذاری که از عهده هر کس بر نمی آید.

در ابتدای صنعت نفت در  جهان اصطلاح شرکت های بزرگ major oil companies ;کراراً ذکر شده است. این اصطلاح به معنی دقیق آن به هفت شرکت بزرگ بین المللی که مجهز  به کلیه  وسائل اداره  نفت در سطح  جهان بودند بکار برده  که به شرح زیر بوده است. پنج شرکت آمریکائی، یک شرکت انگلیسی و یک شرکت هلندی- انگلیسی. این هفت شرکت بزرگ نفتی در بین افراد به نام هفت خواهران معروف شده اند.

این هفت شرکت  بزرگ نفتی قهرمانان  اصلی تاریخ صنعت بین المللی نفت محسوب می شدند. از آغاز  نیمه دوم  قرن بیستم  تعداد شرکت های دیگر  به عنوان  مستقل independent  به بازیگران صحنه اضافه شدند که هر چند از حیث وسایل و موقعیت به پای بزرگان نمی رسند ولی از جهت شیطنت دست بزرگان را به قول معروف از پشت بسته اند،  و در تحولات صنعت نفت بخصوص از لحاظ ارتباط با دولت های کشور های نفت خیز جهان سوم که اکثر فتنه ها- آشوب ها و اغتشاشات در آن جا است  سهم قابل ملاحظه ای داشته و دارند. و توانسته اند یک امپراتوری نفت بسیار ثروتمند و نیرومند را تشکیل داده اند که هیچ  دولت  و ابر قدرتی  یارای  مقابله با آن ها را ندارد. به جرأت می توان گفت ظرف صد سال گذشته، خود مختاری ها- تجزیه کشور ها- شورش ها-ترور ها و انقلاب ها انگشت کارتل های نفتی در آن دیده می شود، و غالباً توطئه ها و دسیسه های آن ها از جنایت دور نیست. هر وقت واقعه مصیبت باری رخ دهد که انگیزه واقعی آن معلوم نیست مردمان نکته  سنج  به دنبال  پیدا کردن  رد  پای کارتل  های  نفتی می روند. مانند ماجرای سقا خانه آشیخ هادی و کشته شدن نایب کنسول امریکا بنام ماژور  ایمبری.

  لذا نکات فوق حاکی از خصوصیات صنعت  نفت می باشد که امروز جنبه بین المللی پیدا کرده و به این دلیل در انحصار چند شرکت بزرگ قرار گرفته است.

این بحث ادامه دارد و به ملی شدن نفت توسط رضا شاه و محمد مصدق در زمان دیگر و مقالات دیگر  خواهیم پرداخت.پایان


۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه


سیامک  مهر  وبلاگ  نویس  را  تنها  نگذاریم

 ایرانیان افراد جامعه را به دو گروه تقسیم کرده است. گروهی را روشنفکر و گروه دیگر را مردم عادی و یا عوام می نامند. معتقدم روشنفکری زائیده تحصیلات عالیه نیست. روشنفکر در چار چوب مسائل ملی و میهنی انسانی است که در روی مسائل اجتماعی و سیاسی زمانی قدم می گذارد که با خرد و تجربه اش هم آهنگی دارد و از منطق  و استدلال بر خوردار است و به صلاح کشورش می باشد.

لذا بنا به این تعریف  یکی از روشنفکران زمان ما علیرضا پور شجری معروف به سیامک مهر است که به عنوان روشنفکر بار مسئولیت خود را در مقابل جامعه بخوبی تشخیص داد و تلاشش بر این بود با آگاهی ها که می دهد مانع گمراهی و سقوط جامعه اش شود. مقایسه کنید با حسین مهری خائن پشت به ملت کرده پر مدعای تو خالی. متأسفانه علیرضا پور شجری این فرزند دلاور ایران در دام دژخیمان رژیم فاسد و ضد انسانی و ضد ایرانی گرفتار است.

خوانندگان محترم علیرضا پور شجری وبلاگ نویس و منتقد اسلام بود که با نوشته ها و مقالات ارزنده خود در تلاش  خرافه زدائی و افشاگری اسلام بود. جرم او از نظر رژیم اشغالگر و واپسگر جمهوری اسلامی ! انجام وظیفه ملی و میهنی و افشاگری اسلام واپسگرا بوده است.

باعث تأسف است در این جهان پهناور کسی بیاد او نیست او یار و یاور ندارد. تنهای تنها در چنگال دژخیمان دد منش خون آشام جمهوری اسلامی زیر شدید ترین شکنجه ها اسیر است. بیاد داریم علیرضا میبدی در برنامه هایش برای زن زنا کاری بنام سکینه چه فعالیت ها انجام داد. حتی برای نجات او پتی شن تهیه کرد.

سوالی که مطرح است این است که چرا علیرضا میبدی برای علیرضا پورشجری هیچ اقدامی نکرده و نمی کند ؟. جواب روشن است، علیرضا پور شجری معروف به سیامک مهر مستقیماً در راه خرافه زدائی و افشاگری اسلام و رژیم اشغالگر  جمهوری اسلامی اقدام کرده که از نظر رسانه های گروهی مزدور که هزینه آن ها توسط امداد های غیبی تأمین می شود و این قبیل افشاگری ها غیر قابل همکاری و پشتیبانی است.

این جا است که دست ها رو می شود نقاب ها کنار می رود، و چهره واقعی افراد شناخته می شود. لذا در چنین روز های خجسته نو روز از بابک زمان خود علیرضا پور شجری یاد میکنم، زیرا او نماد میهن دوستی و فریاد داد خواهی مردم  بود. لذا او را تنها نمی گذارم و درود ها وشادباش های بیکران خود را به این دلاور ایران پیشکش می کنم تا رژیم جمهوری اسلامی بداند فرزندان متعهد ایران تنها نیستند و راه مبارزه آن ها ادامه دارد.

در فرصت دیگر مقاله ای از علیرضا پور شجری معر وف به سیامک مهر  حضورتان پیشکش خواهد شد تا با دیدگاه های او آشنا شوید.

به  امید  بیداری  و  آگاهی  ملت  ایران